آنچه در این مقاومت چهل روزه گذشت، هنوز در افقِ نزدیکِ حادثه، تماماً قابل فهم و اندازهگیری نیست. تاریخ، در فاصلهای امنتر، دربارهاش داوری خواهد کرد؛ اما همین اکنون نیز میتوان نشانههایی از معنای آن را دریافت. واقعهای که در آن، تلاقی ارادهها رخ داد: ارادهای برای درهمشکستن ایران و ارادهای برای ماندن و ایستادن.
در این میدانِ پرغبار، آنچه بیش از هر چیز رخ نمود، نه صرفاً توان نظامی یا سازوکارهای سیاسی، بلکه قوامِ یک ملت بود؛ ملتی که در معرض شدیدترین فشارهای بیرونی و پیچیدهترین جنگهای ترکیبی در سایۀ رهبری هوشمندانه، نه از هم گسیخت و نه به فروپاشی تن داد. این ایستادگی، اگرچه به ظاهر در صحنههای نبرد دلیرمردان نیروهای مسلح و دیپلماسی جلوهگر شد، اما ریشه در لایههای عمیقتری داشت: در باور، در پیوندهای اجتماعی، و در تجربهای تاریخی از بقا.
باید به احترام همه آنانی ایستاد که این ایستادگی را ممکن کردند؛ از آنان که در میدانهای نبرد، دانش و اراده را به هم آمیختند و موازنهای نابرابر را دگرگون ساختند، تا آنان که در عرصه منطقهای، شبکهای از همراهی و همپیمانی پدید آوردند که در لحظات خطیر، به یاری آمد.

در کنار این، آنچه کمتر دیده میشود اما کمتر از آن اهمیت ندارد، نقش مردم است؛ مردمی که نه فقط در معنای کلاسیک دفاع، بلکه در حفظ نظم زندگی، در تداوم کار و خدمت، و در پرهیز از فروغلتیدن به آشوب، سهمی تعیینکننده داشتند. جامعهای که در سختترین شرایط، نه از هم پاشید و نه به هراس جمعی تن داد، در حقیقت بزرگترین پشتوانه هر قدرتی است.
قوای سهگانۀ کشور نیز در این میان آزمونی دشوار را پشت سر گذاشتند: استمرار خدمات حیاتی در شرایط ناامن، نشان داد که زیرساختهای اداره کشور، اگر به درستی نگه داشته شوند، میتوانند حتی در تندباد حوادث نیز کارآمد بمانند. این، دستاوردی است که باید قدر آن را دانست و برای تقویتش کوشید.
در سپهر سیاست خارجی نیز، اگرچه میدان پرچالش و پرابهام بود، اما عقلانیت دیپلماتیک توانست در لحظاتی تعیینکننده، از گسترش بحران جلوگیری کند و مسیرهایی برای کاهش تنش بگشاید. این نیز بخشی از همان مقاومت است و سرانجام، باید از آن سرمایهای یاد کرد که در چنین بزنگاههایی خود را آشکار میکند: سرمایۀ یکصدایی.
اینک، اگرچه هنوز پایان این مسیر روشن نیست و آینده، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، اما یک حقیقت را میتوان با اطمینان بیشتری گفت: ایران، بیش و پیش از آنکه یک جغرافیا باشد، یک تجربه تاریخیِ مشترک است؛ تجربهای از ایستادن در برابر تندبادها. ایران، در این آزمون، نشان داد که هنوز میتواند بر پای خود بایستد. این ایستادن را باید فهمید، پاس داشت و برای استمرار آن، تدبیر کرد.
مصطفی پوردهقان اردکان
نماینده مردم اردکان در مجلس