محمدعلی وزیری
قلم سیاه پوشان و سرافکنده تسلیتگوی ستاره دیگر است گرانتر وتلختر از فقدان او اینکه این از شماره اعداد یک، ولی از دید خرد ارزشش از هزاران بیش، باحسرت درغربت مرد و شربتی از لب لعلش نسل نو نچشیده رفت، گوییا این سیاهی وطن او را از دیدنش سیر کرده بود .
از دق مرگشدگان غربتنشین که تنها آرزویش یک تنفس دیگر در هوای میهن و اجرا یک دقیقه اثر در تالار رودکی بود، رخ درنقاب خاک کشید.
شاه بهرام فیلمنامهنویسی و کارگردان پارسی با قلم بیضایی که میتوانست دهها شاگردی چون خود تربیت کرده و گنجهایی بر گنجنامههای آثار فاخر اضافه کند قلب قلمش از حرکت ایستاد.
هنرمندی آگاه ژرفاندیش و پرابهت، نثرهایش کلام موزون بود که درون هرسطر تلمیحی به واقعهای تاریخی و پند وحکمت مییافتی،
نثری که چون لنز دوربین حرکات شخصیتها را به دیده بیننده میآورد و بدون نیاز به ساخته شدن فیلم، تصویرگری میکرد.

بهرام بیضایی زاده ۵ دی ۱۳۱۷ و درگذشته ۵ دی ۱۴۰۴ نویسنده و کارگردانِ ایرانیِ فیلم و نمایش بود. از کارهای دیگرش میشود
تدوین و تهیه فیلم، شاعری، مقالهنویسی، ترجمه چند نمایشنامه، پژوهشِ تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلمسازانِ صاحبِ سبک و معتبر موج نو فیلم و از نویسندگان و متفکران برجسته نمایش و ادبیاتِ نوینِ فارسی بهشمار میرفت .
بعضی از نمایشنامههایش به زبانهای مختلف ترجمه و درسراسر دنیا چاپ و اجرا شده است.
۱۰ فیلم بلند ، چهارفیلم کوتاه، هفتاد کناب و چهارده نمایش بر صحنههای شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمده کارنامه هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد.
بسیاری از صاحبنظران نمایشنامه و نمایش و فیلمِ ؛ شاهکار او را مرگ یزدگرد دانستهاند.