جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 26310

مرثیه شاه بهرام 

محمدعلی وزیری

قلم سیاه پوشان و سرافکنده تسلیت‌گوی ستاره دیگر است گرانتر وتلخ‌تر از فقدان او اینکه این از شماره اعداد یک، ولی از دید خرد ارزشش از هزاران بیش، باحسرت درغربت مرد و شربتی از لب لعلش نسل نو نچشیده رفت، گوییا این سیاهی وطن او را از دیدنش سیر کرده بود .

از دق مرگ‌شدگان غربت‌نشین که تنها آرزویش یک تنفس دیگر در هوای میهن و اجرا یک دقیقه اثر در تالار رودکی بود، رخ درنقاب خاک کشید.

شاه بهرام فیلمنامه‌نویسی و کارگردان پارسی با قلم بیضایی که می‌توانست ده‌ها شاگردی چون خود تربیت کرده و گنج‌هایی بر گنجنامه‌های آثار فاخر اضافه کند قلب قلمش از حرکت ایستاد.

هنرمندی آگاه ژرف‌اندیش و پرابهت، نثرهایش کلام موزون بود که درون هرسطر تلمیحی به واقعه‌ای تاریخی و پند وحکمت می‌یافتی،

نثری که چون لنز دوربین حرکات شخصیت‌ها را به دیده بیننده می‌آورد و بدون نیاز به ساخته شدن فیلم، تصویرگری می‌کرد.

بهرام بیضایی  زاده ۵ دی ۱۳۱۷ و درگذشته ۵ دی ۱۴۰۴ نویسنده و کارگردانِ ایرانیِ فیلم و نمایش بود. از کارهای دیگرش می‌شود

تدوین و تهیه فیلم،  شاعری، مقاله‌نویسی، ترجمه چند نمایشنامه، پژوهشِ تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلم‌سازانِ صاحبِ سبک و معتبر موج نو فیلم و از نویسندگان و متفکران برجسته نمایش و ادبیاتِ نوینِ فارسی به‌شمار می‌رفت .

بعضی از نمایشنامه‌هایش به زبان‌های مختلف ترجمه و درسراسر دنیا چاپ و اجرا شده است.

 ۱۰ فیلم بلند ، چهارفیلم کوتاه، هفتاد کناب  و چهارده نمایش بر صحنه‌های شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمده کارنامه هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد.

بسیاری از صاحبنظران نمایشنامه و نمایش و فیلمِ ؛ شاهکار او را مرگ یزدگرد دانسته‌اند.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *