جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 25136

شیرجه کوکان یزدی در خطر!

ظهر تابستان بود؛ خانه بخاطر بی برقی در گرما و تاریکی خفه شده بود و کودکم بی‌تاب و ناآرام. دنبال راه فراری بودیم از این هوای سوزان، پس سوار ماشین شدیم تا شاید کولر ماشین، اندکی از این گرما را تسکین دهد.

بشارت یزد از آب بازی خطرناک در استخرهای متروکه سطح شهر گزارش می دهد:

  • استخرهای فراموش‌شده در یزد، حالا به تنها مکانی تبدیل شده‌اند که کودکان و نوجوانان یزدی در گرمای طاقت‌فرسا، حتی با وجود خطرات فراوان، برای چند ساعت بازی و خنکی به آن پناه می‌برند؛ بی‌هیچ نظارت، بی‌هیچ مراقبتی، در برابر نگاه سرد جامعه و مسئولان. انگار بچه‌ها کاربری جدیدی برای استخرهای فضای سبز تعریف کرده‌اند
  • آیا واقعاً ما بزرگ‌ترها وظیفه نداریم فکری به حال این تابستان‌های داغ و سخت کنیم؟ به حال کودکانی که برای شادی و خنکی، خود را به خطر می‌اندازند؟ کاش مسئولان شهری به جای چشم‌پوشی از این بحران‌های روزمره، فضاهای بازی امن و تمیز برای کودکان فراهم می‌کردند؛ به یاد داشته باشند که کودکی باید در محیطی شاد و سالم سپری شود، نه در آب‌های سبز و آلوده و بی‌پناه
  • هر روز ظهر، یا هر بار که برق و آب خانه‌ها قطع می‌شود، کودکان سراغ این آب‌های راکد می‌آیند تا ساعتی بازی کنند، بی‌هیچ محدودیتی و بی‌هیچ حفاظتی. آن‌ها بازی می‌کنند، در برابر چشم‌های بی‌تفاوت ما. و ما، بزرگ‌ترها، چه کرده‌ایم؟

افسانه طاهرنژاد/ ظهر تابستان بود؛ خانه بخاطر بی برقی در گرما و تاریکی خفه شده بود و کودکم بی‌تاب و ناآرام. دنبال راه فراری بودیم از این هوای سوزان، پس سوار ماشین شدیم تا شاید کولر ماشین، اندکی از این گرما را تسکین دهد.

اما در همین مسیر کوتاه، چشمم به چند پسر بچه‌ی لاغر و گندم‌گون افتاد که با شتاب و شور به‌سوی میدان می‌دویدند. در این گرمای طاقت‌فرسا و سوزان یزد، چه نیرویی آن‌ها را اینچنین به حرکت وا داشته بود؟ کنجکاو شدم و کمی جلوتر توقف کردم.

آنجا بود که صحنه‌ای را دیدم که قلبم را به درد آورد؛ کودکان، بی‌اعتنا به هر خطر و آلودگی، لباس‌هایشان را درآوردند و شیرجه زدند در استخر متروکه و سبزرنگی که بوی لجنش حتی تا داخل ماشین ما هم می‌رسید. آب راکدی که شاید هر انسانی را از پا در می‌آورد، اما آن‌ها با تمام وجود در آن بازی می‌کردند، می‌خندیدند، جیغ می‌زدند و صدای شادی‌شان تمام میدان را پر کرده بود.

به‌عنوان معلم و روانشناس، دلم می‌خواست به آن‌ها بگویم: «بچه‌ها، این آب مناسب بازی نیست؛ ممکن است بیمار شوید. شاید فواره‌ها برق داشته باشند و خطر برق‌گرفتگی وجود داشته باشد.» اما آیا این حرف‌ها در برابر نیاز آن‌ها به فرار از گرما و خاموشی برق خانه‌ها اهمیت داشت؟

وقتی خود من از گرمای سوزان و خاموشی خانه به ماشین پناه آورده‌ام، چگونه می‌توانم این کودکان را برای انتخاب این پناهگاه ناامن سرزنش کنم؟ آن‌ها نه فقط از گرمای طاقت‌فرسای یزد بلکه از قطعی مکرر برق و آب، از تاریکی و سکوت پیرامون، گریخته‌اند. جایی که هیچ کس مراقبشان نیست و هیچ امکانات رفاهی و تفریحی برایشان فراهم نشده است.

این استخرهای فراموش‌شده، حالا به تنها مکان امنی تبدیل شده‌اند که کودکان در گرمای طاقت‌فرسا، حتی با وجود خطرات فراوان، برای چند ساعت بازی و خنکی به آن پناه می‌برند؛ بی‌هیچ نظارت، بی‌هیچ مراقبتی، در برابر نگاه سرد جامعه و مسئولان. انگار بچه‌ها کاربری جدیدی برای استخرهای فضای سبز تعریف کرده‌اند.

آیا واقعاً ما بزرگ‌ترها وظیفه نداریم فکری به حال این تابستان‌های داغ و سخت کنیم؟ به حال کودکانی که برای شادی و خنکی، خود را به خطر می‌اندازند؟ کاش مسئولان شهری به جای چشم‌پوشی از این بحران‌های روزمره، فضاهای بازی امن و تمیز برای کودکان فراهم می‌کردند؛ به یاد داشته باشند که کودکی باید در محیطی شاد و سالم سپری شود، نه در آب‌های سبز و آلوده و بی‌پناه.

هر روز ظهر، یا هر بار که برق و آب خانه‌ها قطع می‌شود، کودکان سراغ این آب‌های راکد می‌آیند تا ساعتی بازی کنند، بی‌هیچ محدودیتی و بی‌هیچ حفاظتی. آن‌ها بازی می‌کنند، در برابر چشم‌های بی‌تفاوت ما. و ما، بزرگ‌ترها، چه کرده‌ایم؟

برای بررسی وضعیت این استخرها و اقدامات شهرداری جهت ایمن‌سازی آن‌ها، با محمد سعید کاشفی، رئیس سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهری شهرداری یزد گفت‌وگو کردیم تا وضعیت فیزیکی و مدیریتی این فضاها مشخص شود.

در حال حاضر چند استخر یا حوضچه در فضاهای سبز شهر وجود دارد و چند مورد از آن‌ها بلااستفاده یا متروکه هستند؟

در حال حاضر ۶۴ آبنما و چهار دریاچه در بوستان‌های مختلف شهر یزد وجود دارد که اغلب آن‌ها فعال هستند. بخشی از این مجموعه‌ها نیز در دست تعمیر و به‌روزرسانی قرار دارند. لازم به ذکر است که آبنماها و دریاچه‌ها جزو عناصر طراحی فضای سبز شهری محسوب می‌شوند.

دلیل رها شدن این استخرها چیست؟ آیا به دلیل کمبود بودجه، تغییر طرح‌ها یا نبود نگهداری مناسب بوده است؟

هیچ آبنما یا دریاچه‌ای در حوزه فعالیت این سازمان بلااستفاده یا رها شده وجود ندارد.

آیا شهرداری از استفاده غیرمجاز کودکان از این استخرها آگاه است؟

در مواردی گزارش‌هایی مبنی بر ورود و استفاده کودکان از برخی آبنماها به سازمان ارسال می‌شود. این موارد توسط عوامل انتظامات و گشت پیگیری می‌گردد. البته در این زمینه برای سازمان حدود مشخصی از اختیارات تعریف شده است.

این استخرها چه خطراتی برای کودکان دارند و تاکنون چه اقداماتی برای ایمن‌سازی یا جلوگیری از ورود آن‌ها انجام شده است؟

برای همه آبنماها و دریاچه‌های فعال، تابلوها و علائم هشداردهنده با مضمون «شنا ممنوع» نصب شده است. همچنین در اطراف دریاچه‌ها علاوه بر نصب تابلو، حصارکشی استاندارد انجام شده تا امکان ورود به حداقل برسد.

مسئولیت قانونی و اخلاقی شهرداری در قبال این فضاها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شهرداری اهتمام جدی دارد که از ورود کودکان به آبنماها و دریاچه‌ها جلوگیری شود و ایمنی این فضاها حفظ گردد.

در برنامه‌های بلندمدت شهرداری، آیا امکان تغییر کاربری این استخرها به فضاهای بازی ایمن یا پارک‌های آبی کوچک پیش‌بینی شده است؟

به‌طور کلی برنامه‌ای برای ایجاد پارک آبی وجود ندارد. با این حال در صورت تغییر رویکرد طراحی بوستان‌ها و تأمین اعتبارات، امکان اجرای چنین اقداماتی فراهم خواهد شد. در طراحی‌های اخیر تلاش شده است با حداقل مظهر آب کار شود. در خصوص طرح‌های قدیمی نیز در صورت امکان، تغییرات لازم در دستور کار قرار خواهد گرفت.

چه همکاری‌هایی می‌تواند میان شهرداری، سازمان‌های مردم‌نهاد یا بخش خصوصی شکل بگیرد تا کودکان به جای این مکان‌های ناامن، از فضاهای بازی سالم و استاندارد استفاده کنند؟

اطلاع‌رسانی و آموزش شهروندی از موضوعات کلیدی در این زمینه است. همچنین از شهروندان تقاضا می‌شود در صورت مشاهده ورود کودکان به آبنماها و دریاچه‌ها، موضوع را از طریق سامانه نظارتی ۱۳۷ شهرداری یزد گزارش کنند.

انواع بیماری های پوستی در کمین کودکان یزد است

برای بررسی بیشتر وضعیت از ابعاد رانشناختی و اجتماعی و هچنین بررسی  پیامدهای روانی و اجتماعی حضور کودکان در این فضاها و تحلیل رفتار آن‌ها، به سراغ دکتر محمدرضا قائم محمدی، مشاور و روانشناس رفتیم.

از نگاه روانشناسی و جامعه‌شناسی چه عواملی باعث می‌شود کودکان به مکان‌های ناامن مانند استخرهای متروکه برای بازی پناه ببرند؟

طرد اجتماعی و انگ زدن یکی از مهم‌ترین پیامدهاست. کودکانی که به بیماری‌های پوستی یا عفونت دچار می‌شوند، ممکن است توسط همسالان طرد یا تمسخر شوند. این اتفاق باعث شکل‌گیری احساس شرم، پایین آمدن اعتمادبه‌نفس و حتی گوشه‌گیری کودک می‌شود.

نبود فضاهای بازی استاندارد و رایگان در محله‌ها چه تأثیری بر رفتار فراغتی کودکان دارد؟

این موضوع باعث تداوم چرخه فقر می‌شود. بیماری‌های ناشی از آب ناسالم، مانند انگل‌ها و بیماری‌های پوستی یا گوارشی، خانواده را با هزینه‌های درمانی روبه‌رو می‌کند. این هزینه‌ها فشار بیشتری وارد کرده و چرخه‌ی فقر را تقویت می‌کند.

نقش فقر، قطع مکرر برق و آب، و نابرابری اجتماعی را در شکل‌گیری این رفتار چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در چنین شرایطی، نابرابری اجتماعی آشکارتر می‌شود. وقتی کودکان محروم از استخر ایمن یا تفریح سالم، ناچار به استفاده از منابع ناایمن می‌شوند، نابرابری‌های اجتماعی بیشتر دیده می‌شود. کودکان ممکن است حس تبعیض، نادیده گرفته‌شدن یا بی‌عدالتی را تجربه کنند که در آینده بر نگرش اجتماعی‌شان اثر می‌گذارد.

بی‌توجهی یا تأخیر مسئولان در رسیدگی به چنین معضلاتی از نظر جامعه‌شناختی ناشی از چه عواملی است؟

یکی از دلایل آن نبود نظارت و ریسک بالای رفتارهای پرخطر است. استخرهای غیرایمن معمولاً بدون حضور والدین یا مربی هستند. این یعنی کودکان بیشتر در معرض غرق‌شدن، آسیب‌دیدگی فیزیکی و تشویق به انجام رفتارهای خطرناک یا رقابتی قرار می‌گیرند. نبود نظارت باعث بی‌مسئولیتی در رفتار اجتماعی نیز می‌شود.

واکنش جامعه و شهروندان در مواجهه با این صحنه‌ها را چطور تحلیل می‌کنید؟ آیا این بی‌تفاوتی عمومی نشانه ضعف سرمایه اجتماعی است؟

این وضعیت به فرار از مدرسه و افت تحصیلی هم دامن می‌زند. کودکانی که بیشتر وقت خود را در این محیط‌های پرخطر می‌گذرانند، ممکن است کمتر به درس و مدرسه اهمیت دهند. نتیجه، افت تحصیلی، ترک تحصیل و در آینده شانس کمتر برای خروج از چرخه فقر است.

بازی و شادی کودکان در فضاهای خطرناک چه پیامدهای روانی و اجتماعی برای آن‌ها در آینده خواهد داشت؟

چنین شرایطی می‌تواند به شکل‌گیری هویت اجتماعی منفی منجر شود. کودکانی که رشدشان در محیط‌های محروم و پرخطر شکل می‌گیرد، ممکن است احساس بی‌ارزشی اجتماعی یا خشم نسبت به ساختار جامعه پیدا کنند. این مسأله در آینده می‌تواند به بزهکاری یا بی‌اعتمادی اجتماعی منجر شود.

چه راهکارهای اجتماعی و فرهنگی می‌تواند جایگزین رویکرد صرفاً فیزیکی (مثل حصارکشی یا جمع‌آوری آب) شود تا این مشکل ریشه‌ای حل شود؟

ایجاد فضاهای تفریحی ایمن و رایگان برای کودکان در مناطق محروم، آموزش خانواده‌ها درباره خطرات استخرهای غیر بهداشتی، ورود نهادهای دولتی و خیریه‌ها برای فراهم کردن تفریح سالم و افزایش آگاهی عمومی برای کاهش نابرابری اجتماعی از جمله این راهکارهاست.

نقش رسانه‌ها و روایت‌پردازی اجتماعی در جلب توجه مردم و مسئولان به این معضل را چطور می‌بینید؟

افزایش آگاهی عمومی و روایت‌پردازی رسانه‌ای می‌تواند توجه افکار عمومی و مسئولان را جلب کند و حساسیت اجتماعی نسبت به این موضوع را بالا ببرد.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *