جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 24773

«در کنار آزادی» «زندگی» را هم می توان هدیه داد

پویش‌ آزادی زندانیان غیرعمد در یزد" چند سالی است که باحمایت گسترده مردم یزد، یک‌به‌یک قفل زندان‌ها را باز می‌کند و به تجربه ای موفق از مشارکت مردم و خیران در کمک به نیازمندان تبدیل شده، اتفاقی که می تواند در دیگر زمینه های اجتماعی همچون کمک به بیماران خاص، کودکان در انتظار پیوند و خانواده‌های آسیب‌پذیر نیز منجر به تحولی بزرگ شود.

گزارش بشارت یزد درباره چرایی موفقیت و چگونگی گسترش «پویش آزادسازی زندانیان در یزد» به دیگر موضوعات اجتماعی:

  • “پویش‌ آزادی زندانیان غیرعمد در یزد” چند سالی است که باحمایت گسترده مردم یزد، یک‌به‌یک قفل زندان‌ها را باز می‌کند و به تجربه ای موفق از مشارکت مردم و خیران در کمک به نیازمندان تبدیل شده، اتفاقی که می تواند در دیگر زمینه های اجتماعی همچون کمک به بیماران خاص، کودکان در انتظار پیوند و خانواده‌های آسیب‌پذیر نیز منجر به تحولی بزرگ شود.
  • سوالی که شاید پاسخ دادن به آن بتواند زمینه کمک های گسترده مردم به نیازمندان را توسعه دهد، اینکه «چرا مشارکت اجتماعی برای نجات جان انسان های بیمار در یزد، به اندازه نجات افراد از زندان فراگیر نشده؟» «چرا نجات یک زن سرپرست خانوار از فشار اقتصادی و اجتماعی دیده موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده؟» «چگونه می توان نذرها و کمک های خیرین را از «رهایی» فراتر برد و به «ادامه زندگی» هم پیوند زد؟»
  • بشارت یزد، برای رسیدن به پرسش های فوق و یافتن راهکاری جهت بهره بردن از تجربه موفق “ستاد دیه یزد” در آزادسازی زندانیان غیرعمد با کمک مردم، با فخرالسادات خامسی، عضو شورای اسلامی شهر یزد و فعال اجتماعی گفتگو کرده که در صفحه ؟؟؟؟؟ می خوانیم

افسانه طاهرنژاد/ “پویش‌ آزادی زندانیان غیرعمد در یزد” چند سالی است که باحمایت گسترده مردم یزد، یک‌به‌یک قفل زندان‌ها را باز می‌کند و به تجربه ای موفق از مشارکت مردم و خیران در کمک به نیازمندان تبدیل شده، اتفاقی که می تواند در دیگر زمینه های اجتماعی همچون کمک به بیماران خاص، کودکان در انتظار پیوند و خانواده‌های آسیب‌پذیر نیز منجر به تحولی بزرگ شود.

سوالی که شاید پاسخ دادن به آن بتواند زمینه کمک های گسترده مردم به نیازمندان را توسعه دهد، اینکه «چرا مشارکت اجتماعی برای نجات جان انسان های بیمار در یزد، به اندازه نجات افراد از زندان فراگیر نشده؟» «چرا نجات یک زن سرپرست خانوار از فشار اقتصادی و اجتماعی دیده موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده؟» «چگونه می توان نذرها و کمک های خیرین را از «رهایی» فراتر برد و به «ادامه زندگی» هم پیوند زد؟»

بشارت یزد، برای رسیدن به پرسش های فوق و یافتن راهکاری جهت بهره بردن از تجربه موفق “ستاد دیه یزد” در آزادسازی زندانیان غیرعمد با کمک مردم، با فخرالسادات خامسی، عضو شورای اسلامی شهر یزد و فعال اجتماعی گفتگو کرده که در ادامه می خوانیم:

این روزها «پویش‌ آزادی زندانیان غیرعمد در یزد» به‌شدت پررنگ و تأثیرگذار شده. به نظر شما دلیل این استقبال گسترده‌ی مردمی از چنین پویش‌هایی چیست؟

یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت و استقبال گسترده مردم از پویش آزادی زندانیان غیرعمد این است که موضوع زندانی شدن افراد مالی به‌نوعی دغدغه‌ی ملموس و قابل درک برای همه است. وقتی یک مرد خانواده در زندان باشد، کل خانواده دچار بحران و مشکلات عدیده می‌شود؛ بچه‌ها، همسر و والدین همه تحت فشار قرار می‌گیرند. علاوه بر این، زندانی شدن یک فرد باعث قرار گرفتن او در محیطی می‌شود که احتمال انحراف و بدآموزی در آن بیشتر است و این نگرانی اجتماعی را شدت می‌بخشد.

از طرفی، حمایت قوه قضاییه، صدا و سیما و نهادهای دولتی و مردمی باعث شده این پویش‌ها نهادینه شوند و با حمایت رسانه‌ای گسترده، اطلاع‌رسانی منسجم و منظم، حس همدلی و مسئولیت‌پذیری عمومی را تقویت کنند. وقتی مردم می‌بینند کمک آن‌ها به آزادی یک زندانی می‌انجامد، حس اثرگذاری ملموسی را تجربه می‌کنند که تشویق‌کننده مشارکت بیشتر است.

شما از فعالان حوزه‌ی بیماران کلیوی هستید؛ چرا برای این‌گونه بیماران یا سایر گروه‌های آسیب‌پذیر مثل زنان سرپرست خانوار، این میزان مشارکت مردمی و تبلیغات شکل نمی‌گیرد؟

در حوزه بیماران خاص و گروه‌های آسیب‌پذیر مثل زنان سرپرست خانوار، به چند دلیل مشارکت و تبلیغات به اندازه پویش آزادی زندانیان شکل نمی‌گیرد. اول اینکه روایت و قصه این موضوعات کمتر به صورت ملموس و قابل لمس برای عموم بیان می‌شود. مشکلات بیماران کلیوی و سایر بیماران خاص اغلب طولانی‌مدت، پیچیده و نیازمند حمایت‌های مستمر است؛ این نوع حمایت‌ها در رسانه‌ها کمتر دیده می‌شوند چون اثر آن‌ها فوری و ملموس نیست.

دوم، نهادهای حمایتی و رسانه‌ها در این حوزه کمتر هماهنگ و فعال هستند. نهادسازی قوی و حمایت همه‌جانبه‌ای که در پویش آزادسازی زندانیان وجود دارد، در حمایت از بیماران خاص هنوز شکل نگرفته است.

سوم، نوع روایت‌ها در این حوزه اغلب جنبه‌های پزشکی و تخصصی دارند که برای عموم مردم کمتر جذاب و قابل فهم است، در حالی که قصه آزادی یک زندانی، با تمام ابعاد انسانی و اجتماعی‌اش، روایت ساده و قابل هضم‌تری دارد.

فکر می‌کنید نوع روایت و رسانه‌ای شدن موضوع، در میزان همراهی مردم مؤثر است؟ مثلاً چرا رنج یک کودک دیالیزی کمتر در رسانه بازتاب پیدا می‌کند تا قصه‌ آزادی یک زندانی مالی؟

قطعاً نوع روایت و رسانه‌ای شدن موضوع نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. قصه آزادی یک زندانی مالی یک روایت دراماتیک، ملموس و با پیام مستقیم و فوری است که به سرعت احساسات و همدلی عمومی را برمی‌انگیزد. مردم می‌توانند به راحتی ارتباط برقرار کنند و تاثیر کمک خود را در کوتاه‌مدت ببینند.

اما رنج یک کودک دیالیزی یا بیماران خاص، به دلیل پیچیدگی، طولانی‌مدت بودن و ماهیت تخصصی موضوع، کمتر توانسته به صورت داستانی و تأثیرگذار بازتاب پیدا کند. همچنین رسانه‌ها و فعالان کمتر توانسته‌اند این نوع روایت‌ها را به شکلی درآورند که برای عموم مردم قابل فهم، ملموس و فوری باشد. به همین دلیل، همراهی مردم کمتر جلب می‌شود.

بسیاری معتقدند نذرها و نیت‌های مردمی باید به سمت رفع مشکلات پایدارتر مثل درمان بیماران خاص یا آموزش کودکان محروم هدایت شود. آیا شما هم با این دیدگاه موافقید؟ چه راهکاری برای این تغییر مسیر می‌شناسید؟

کاملاً موافقم که نذرها و نیت‌های مردمی باید به سمت رفع مشکلات پایدارتر و اثرگذارتر هدایت شود. درمان بیماران خاص و آموزش کودکان محروم، مسائلی هستند که اگر به شکل منسجم و مستمر حمایت شوند، می‌توانند اثرات عمیق و ماندگاری در جامعه داشته باشند.

برای تغییر مسیر نذرها، مهم‌ترین راهکار ایجاد کمپین‌های هدفمند و روایت‌پردازی قوی است که اثرات و نیازهای این حوزه‌ها را به زبان ساده و جذاب برای مردم بیان کند. همچنین باید از ظرفیت رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و نهادهای مردمی استفاده کرد تا مردم متوجه شوند کمک‌های کوچک‌شان می‌تواند هزینه‌های یک ماه درمان یک بیمار را تأمین کند.

ایجاد نهادهای تخصصی و فعال در این حوزه، با شفافیت مالی و گزارش‌دهی دقیق، می‌تواند اعتماد عمومی را جلب کند و به تدریج فرهنگ حمایت پایدار را در جامعه نهادینه نماید.

چقدر شورای شهر یزد در زمینه حمایت از گروه‌های نیازمند کمک در حوزه درمان نقش ایفا کرده یا می‌تواند ایفا کند؟ آیا طرح مشخص یا بودجه‌ای برای این موضوع در نظر گرفته شده است؟

شورای شهر در زمینه حمایت از بیماران خاص و گروه‌های آسیب‌پذیر ظرفیت خوبی دارد و می‌تواند نقش مؤثری ایفا کند. در حال حاضر شورا با همکاری نهادهای مردمی، هیئت‌ها و مساجد اقداماتی انجام داده است، اما هنوز به طرح‌های منسجم‌تر و بودجه‌های مشخص برای حمایت مستمر نیاز داریم.

یکی از اولویت‌های شورا می‌تواند طراحی و حمایت از کمپین‌هایی مانند «نذر درمان» و «حمایت از مادران بیمار» باشد که با همکاری دستگاه‌های مختلف اجرایی و فرهنگی، فعالیت‌های حمایتی را منسجم و اثربخش کنند. همچنین بودجه‌ریزی ویژه و اختصاص منابع مالی پایدار از سوی شهرداری و شورای شهر برای حمایت از این گروه‌ها ضروری است و باید به عنوان یک برنامه بلندمدت دنبال شود.

اگر مردم بدانند که یک نذر یا یک هدیه‌ کوچک می‌تونه هزینه‌ یک ماه داروی حیاتی برای یک بیمار کلیوی رو تأمین کند، آیا فکر می‌کنید حاضرند مثل ماجرای آزادسازی زندانی‌ها، در این حوزه هم پای کار بیایند؟ چطور باید این آگاهی را به آنها داد؟

قطعاً اگر مردم به صورت دقیق و ملموس بدانند که کمک کوچک‌شان چقدر می‌تواند در تأمین داروی حیاتی یک بیمار موثر باشد، استقبال مشابهی خواهد شد. مسأله فقط اطلاع‌رسانی نیست، بلکه باید با روایت‌پردازی مؤثر، نمایش نتایج کمک‌ها و شفافیت کامل همراه باشد.

برای آگاه‌سازی مردم باید از رسانه‌های محلی، شبکه‌های اجتماعی، حضور در مساجد و هیئت‌ها، و همچنین همکاری با نهادهای مردمی و خیرین استفاده شود. اجرای کمپین‌های تعاملی و ارائه گزارش‌های مستمر از تأثیر کمک‌ها، اعتماد مردم را افزایش می‌دهد و باعث افزایش مشارکت می‌شود.

چه تجربه‌ای از مشارکت مردمی برای بیماران کلیوی داشتید؟ آیا خاطره‌ای هست که نشان بدهد مردم ظرفیت همدلی خیلی بیشتری دارند و فقط کافی است دیده شود؟

در تجربه‌ای که با حمایت از بیماران کلیوی داشته‌ام، بارها شاهد بودم که وقتی مردم به صورت مستقیم با نیازها و شرایط بیماران آشنا می‌شوند، بسیار دلسوز و همراه می‌شوند. یک بار برای تأمین هزینه داروی یک کودک دیالیزی که خانواده‌اش به شدت نیازمند بود، وقتی وضعیتش به طور گسترده اطلاع‌رسانی شد، کمک‌های مالی از سوی افراد مختلف و حتی کسانی که شرایط مالی متوسطی داشتند، جمع‌آوری شد.

این نشان می‌دهد مردم ظرفیت همدلی بسیار بالایی دارند، فقط کافی است این ظرفیت‌ها دیده شوند و روایت درست و قابل لمس از وضعیت بیماران منتقل شود.

اگر بخواهید یک پویش مردمی طراحی کنید که مثل آزادی زندانیان، قلب مردم را بلرزاند ولی به نفع بیماران خاص باشد، آن پویش چه شکلی خواهد بود؟

اگر بخواهم پویشی طراحی کنم که مثل پویش آزادی زندانیان، حس همدلی و مسئولیت‌پذیری مردم را برانگیزد، باید روی روایت‌پردازی احساسی، ملموس و داستانی تمرکز کنم. مثلاً پویشی با عنوان «هر نفس، یک زندگی» که قصه واقعی چند بیمار خاص را در قالب فیلم کوتاه، مستند یا محتوای صوتی و تصویری منتشر کند.

این پویش باید نشان دهد هر کمک کوچک چقدر می‌تواند زندگی یک فرد یا خانواده را نجات دهد و باعث امید و سلامت شود. همچنین باید حمایت نهادهای قضایی، رسانه‌ها و مراکز درمانی را جلب کند تا احساس جمعی و اعتماد عمومی شکل بگیرد.

در نهایت، تعامل با مردم، گزارش‌دهی شفاف و جشنواره‌های کوچک برای قدردانی از کمک‌کنندگان می‌تواند شور و انگیزه مشارکت را افزایش دهد.

چگونه می‌توان برای امور مهم اجتماعی مثل تأمین هزینه‌های درمان افراد بی‌بضاعت با الگوبرداری از طرح موفق آزادسازی زندانیان عمل کرد؟ چرا تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده؟

برای الگوبرداری موفق از طرح آزادسازی زندانیان، لازم است چند گام اساسی برداشته شود:

اول، ایجاد نهادسازی قوی و رسمی در حوزه حمایت از بیماران خاص، با حمایت دستگاه‌های قضایی، رسانه‌ها و نهادهای مردمی.

دوم، طراحی کمپین‌های رسانه‌ای قوی با روایت‌پردازی احساسی و قابل فهم برای عموم مردم.

سوم، حمایت مستمر نهادهای دولتی و شهرداری‌ها برای تامین بودجه و تسهیل فرآیندهای حمایتی.

چهارم، ایجاد شفافیت کامل در جمع‌آوری و هزینه‌کرد کمک‌ها برای جلب اعتماد عمومی.

اینکه تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده به دلیل نبود هماهنگی جامع بین نهادهای حمایتی، ضعف در روایت‌پردازی و اطلاع‌رسانی، و عدم حمایت نهادی گسترده و قوی که بتواند مانند قضاییه و صدا و سیما، پویش را هدایت و نهادینه کند. همچنین، پیچیدگی‌های حوزه درمان و نیاز به حمایت مستمر، مانع از شکل‌گیری پویش‌های پررنگ و فوری شده است.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *