جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 23946

معلمان، آینده سازانی که خود نگران آینده شان هستند!

در سیستم اداری کشور، آموزش‌وپرورش یکی از پرجمعیت‌ترین و هم‌زمان کم‌بودجه‌ترین نهادهاست. تراکم دانش‌آموز در برخی کلاس‌ها به بیش از ۴۰ نفر می‌رسد. فضای فیزیکی مدارس در بسیاری از مناطق بحرانی است. با این‌حال، معلم همچنان ایستاده؛ گاهی با چشم‌های خسته، با لباس ساده، اما با دل پر از امید. شاید وقت آن رسیده باشد که «اهمیت آموزش» نه فقط در تریبون‌ها، بلکه در بودجه‌ها، قوانین حمایتی و شرایط کاری دیده شود. معلمانی که ستون فقرات توسعه‌اند، دیگر نمی‌توانند فقط با «شعار» به کار ادامه دهند

روایت هایی از فشار آموزش، توقعات و بی‌مهری ها نسبت به جامعه فرهنگیان کشور:

  • در سیستم اداری کشور، آموزش‌وپرورش یکی از پرجمعیت‌ترین و هم‌زمان کم‌بودجه‌ترین نهادهاست. تراکم دانش‌آموز در برخی کلاس‌ها به بیش از ۴۰ نفر می‌رسد. فضای فیزیکی مدارس در بسیاری از مناطق بحرانی است. با این‌حال، معلم همچنان ایستاده؛ گاهی با چشم‌های خسته، با لباس ساده، اما با دل پر از امید. شاید وقت آن رسیده باشد که «اهمیت آموزش» نه فقط در تریبون‌ها، بلکه در بودجه‌ها، قوانین حمایتی و شرایط کاری دیده شود. معلمانی که ستون فقرات توسعه‌اند، دیگر نمی‌توانند فقط با «شعار» به کار ادامه دهند
  • فلاح، معلم ادبیات در منطقه‌ای کم‌برخوردار: «ساعت کاری معلمان شاید روی کاغذ کمتر باشد، ولی حجم کارِ بیرون از مدرسه معلمان دیده نمی‌شود. از تصحیح اوراق گرفته تا طراحی محتوای درسی، رسیدگی به مشکلات روحی بچه‌ها، تماس با خانواده‌ها و مشاوره‌ی فردی. تفاوت ما با بسیاری از ادارات این است که ما حتی وقت نمی‌کنیم قهوه یا چای بخوریم، اما در خیلی از ادارات اول وقت، کارکنان دنبال امور شخصی هستند تا ارباب‌رجوع»
  • احمدی، معلم در مدرسه اتباع: «در این مدارس، آموزش دادن خیلی سخت است. بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل مشکلات خانوادگی و اجتماعی، انگیزه‌ای برای یادگیری ندارند. والدین‌شان هم که به علت بی‌سوادی نمی‌توانند کمکی کنند. علاوه بر این، گاهی از طرف جامعه هم مورد بی‌توجهی قرار می‌گیریم، چون عده‌ای فکر می‌کنند که چرا باید به این بچه‌ها آموزش بدهیم. این نگاه‌ها، فشار زیادی بر معلمان وارد می‌کند و باعث می‌شود که کار ما حتی از نظر روحی سخت‌تر بشه.»

افسانه طاهرنژاد/ آحاد جامعه و خصوصا دستگاه های مختلف دولتی و حاکمیتی “روز معلم” هر سال از اهمیت مقام معلم و ضرورت توجه همه جانبه به معلمان و فرهنگیان کشور را گوشزد می کنند اما آنچه همانند این “کارناوال تبریک و سخنرانی در وصف معلم”، همه ساله تکراری است، پا برجا بودن مشکلات و سختی های رفاهی و معیشتی معلمان است.

در حالی که متوسط حقوق ماهانه شاغلان کشور طبق آمار رسمی به ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان رسیده، بسیاری از معلمان کشور با حقوقی حدود ۱۰ تا ۱۳ میلیون تومان، آن‌هم با تأخیر در پرداخت، بدون مزایای واقعی و با کمترین امکانات رفاهی، بار آموزش نسل آینده را به دوش می‌کشند. شغلی که سال‌هاست در حرف مورد احترام است، اما در عمل به نظر می رسد با بی‌توجهی سیستماتیک روبه‌روست.

به مناسبت “روز معلم” با معلمانی از مناطق مختلف کشور گفتگو کردیم و بیشتر پای درددلشان نشستیم، قصه پرغصه این قشر جامه طولانی است اما بخشی از آن را در اینجا می خوانیم.

حتی وقت نمی‌کنم صبحونه بخورم

عباسی، معلم کلاس اول در یکی از مناطق مرزی می‌گوید: «من حتی وقت نمی‌کنم صبحونه بخورم. می‌دونم اگه دیر برسم، ۴۰ تا بچه بی‌سر و صدا منتظرن. کلاس، کوچیک‌تر از اونه که همه راحت جا بشن. وسایل کمک‌آموزشی؟ نیست. کولر یا بخاری؟ بیشتر شبیه رؤیاست. تازه همین محیط‌ محدود باید برای تدریس برنامه‌ی آموزش نوین هم آماده باشه.»

معلمی امروز، فقط ایستادن پای تخته نیست

در دورانی که مدارس به سمت هوشمندسازی پیش می‌روند، فشار بر معلمان بیشتر از همیشه است. آموزش‌های پی‌در‌پی درباره‌ی سامانه‌های مجازی، برنامه‌ریزی‌ درسی دیجیتال، تهیه‌ی محتوای چندرسانه‌ای، همه و همه وقت و انرژی مضاعفی از معلمان می‌گیرند. اما در کنار این مسئولیت‌ها، دستمزدها همچنان بر مبنای مدل سنتی پرداخت می‌شود؛ بدون هیچ توجهی به رشد حجم کار.

فلاح، معلم ادبیات در منطقه‌ای کم‌برخوردار، گلایه دارد: «ما تنها گروهی بودیم که در دوران کرونا، تعطیل نشدیم. در حالی که ادارات کاملاً بسته بودن یا با حداقل ظرفیت کار می‌کردن، ما خونه‌هامون رو تبدیل به مدرسه کردیم. اینترنت و لپ‌تاپ شخصی خرج کردیم، بعضی‌ها حتی از پس‌اندازشون گوشی خریدن برای تدریس.»

او ادامه می‌دهد: «ساعت کاری ما شاید روی کاغذ کمتر باشه، ولی اون حجم کارِ بیرون از مدرسه دیده نمی‌شه. از تصحیح اوراق گرفته تا طراحی محتوای درسی، رسیدگی به مشکلات روحی بچه‌ها، تماس با خانواده‌ها و مشاوره‌ی فردی. تفاوت ما با بسیاری از ادارات اینه که ما حتی وقت نمی‌کنیم قهوه یا چای بخوریم، اما در خیلی از ادارات اول وقت، کارکنان دنبال امور شخصی هستن تا ارباب‌رجوع.»

روز معلم، فقط یک بنر در خیابان نیست

با نزدیک شدن به روز معلم، دوباره خیابان‌ها پر از بنرهایی با شعار «معلم شمع است» می‌شود. اما این شعله‌ی فروزان، سال‌هاست در آتش بی‌توجهی و مشکلات اقتصادی می‌سوزد. دردی که فقط با «تبریک» و «گل» درمان نمی‌شود.

نوروزی، معلم عشایر می گوید: «مشکل ما گل و شیرینی نیست. ما دنبال ارتقاء جایگاه شغلیمون هستیم. چرا وقتی درباره بهبود حقوق حرف می‌زنیم، به ما میگن شما تابستونا بیکارید؟ خب وقتی تابستون حقوقمون نصف یا بدون مزایاست، این چه مقایسه‌ایه؟»

جسم‌هایی فرسوده، صداهایی گرفته

سال‌ها ایستادن سر کلاس و صحبت مداوم، حالا برای بسیاری از معلمان با آسیب‌های جسمی جدی همراه شده. مشکلات گردن، دیسک کمر، گرفتگی تارهای صوتی، و درد مزمن پا و زانو فقط گوشه‌ای از این فرسایش خاموش است.

یزدی، معلم زبان انگلیسی در یزد، با ناراحتی از وضعیت سلامت خودش می‌گوید: «مدتیه که دیگه نمی‌تونم صحبت کنم، به شدت گرفتگی صدا دارم. برای همین تصمیم گرفتم بازنشست بشم، اما هنوز موافقت نکردن. این همه سال صحبت کردن و ایستادن پای تخته، دیگه برام غیرممکن شده.»

یکی دیگر از همکارانش از بندر جاسک در جنوب کشور با شرایطی حتی سخت‌تر می‌گوید: «برای رسیدن به مدرسه مجبورم با قایق برم. مسیر خیلی دوریه، ظهر برمی‌گردم خونه. هم معلمم، هم مدیر. حتی وقت ندارم خودم رو استراحت بدم. همیشه استرس دارم که نکنه بچه‌ها به درستی درس رو نگرفتن و من نتونستم کمک کنم. این‌جوری عذاب وجدان می‌گیرم.»

هر مقطع، سختی‌های خودش را دارد

از بچه‌های کوچک و نیازهای ویژه‌شان در ابتدایی که گاهی به دلیل نبود مشاوره مناسب، مشکلات اجتماعی و روحی بیشتری دارند، تا نوجوانانی که در دبیرستان‌ها با چالش‌های هویتی، خانوادگی و اجتماعی روبه‌رو هستند. معلمان با همه این مسائل دست و پنجه نرم می‌کنند، گاهی بدون هیچ ابزار کمکی و فقط با دلگرمی به بچه‌ها و خودشان.

رحیمی، معلم دبیرستان در تهران، می‌گوید: «من معلم نوجوانان هستم. وقتی می‌بینم دانش‌آموزان به جای یاد گرفتن درس‌ها، به مسائل اجتماعی و خانوادگی فکر می‌کنند، عذاب وجدان می‌گیرم. گاهی فکر می‌کنم نکنه من به اندازه کافی کمک نکردم که بچه‌ها بتونن از مشکلاتشون عبور کنن. برای همین خیلی وقت‌ها از خودم می‌پرسم که آیا کارم رو درست انجام دادم یا نه.»

سکوت رسانه‌ها درباره مشکلات معلمان

رسانه‌ها این روزها بیشتر بر مسائلی مانند تنبیه بدنی و رفتار نامناسب برخی معلمان تمرکز کرده‌اند. البته چنین رفتارهایی هیچ‌وقت نباید توجیه شود، اما چرا هیچ‌کس از معلمان می‌پرسد که وقتی دانش‌آموزی آنها را تهدید می‌کند، به آنها توهین می‌کند یا حتی مثل ماجرای اخیر در یکی از مدارس غرب کشور، معلمان را به عمد مسموم می‌کند، هیچ‌کس پاسخگو نیست؟ چرا هیچ‌کس صدای معلم را نمی‌شنود؟ چرا وقتی معلمان با فشارهای اجتماعی، روانی و جسمی روزانه دست و پنجه نرم می‌کنند، هیچ‌گونه حمایتی از سوی جامعه یا مسئولین صورت نمی‌گیرد؟

معلمان در مدارس اتباع، در خط مقدم آموزش

در بسیاری از مدارس که دانش‌آموزان اتباع خارجی یا خانواده‌های بی‌سواد در آن‌ها حضور دارند، معلمان با چالش‌های خاصی مواجه هستند. این معلمان نه تنها باید دروس رسمی را به این دانش‌آموزان آموزش دهند، بلکه باید با مشکلات اجتماعی و فرهنگی این خانواده‌ها نیز دست و پنجه نرم کنند. دانش‌آموزانی که ممکن است برای یادگیری به زبان مادری‌شان مشکل داشته باشند یا در شرایط اقتصادی دشوار زندگی کنند، نیازمند حمایت ویژه‌ای هستند که اغلب از سوی جامعه یا نهادهای حمایتی دیده نمی‌شود.

احمدی، معلم یکی از این مدارس، می‌گوید: «در این مدارس، آموزش دادن خیلی سخت است. بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل مشکلات خانوادگی و اجتماعی، انگیزه‌ای برای یادگیری ندارند. والدین‌شان هم که به علت بی‌سوادی نمی‌توانند کمکی کنند. علاوه بر این، گاهی از طرف جامعه هم مورد بی‌توجهی قرار می‌گیریم، چون عده‌ای فکر می‌کنند که چرا باید به این بچه‌ها آموزش بدهیم. این نگاه‌ها، فشار زیادی بر معلمان وارد می‌کند و باعث می‌شود که کار ما حتی از نظر روحی سخت‌تر بشه.»

آموزش، اولویت یا شعار؟

در سیستم اداری کشور، آموزش‌وپرورش یکی از پرجمعیت‌ترین و هم‌زمان کم‌بودجه‌ترین نهادهاست. تراکم دانش‌آموز در برخی کلاس‌ها به بیش از ۴۰ نفر می‌رسد. فضای فیزیکی مدارس در بسیاری از مناطق بحرانی است. با این‌حال، معلم همچنان ایستاده؛ گاهی با چشم‌های خسته، با لباس ساده، اما با دل پر از امید. شاید وقت آن رسیده باشد که «اهمیت آموزش» نه فقط در تریبون‌ها، بلکه در بودجه‌ها، قوانین حمایتی و شرایط کاری دیده شود. معلمانی که ستون فقرات توسعه‌اند، دیگر نمی‌توانند فقط با «شعار» به کار ادامه دهند.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *