روزگار معلم سختگیری است اول امتحان میکند و بعد درس میدهد. زمانی که هنوز بیست سال بیشتر نداشتم علاقه زیادی به بعضی جملات پیدا میکردم و بدون تامل آن را پشت دفتر و کتاب خود مینوشتم اما حالا با گذشت چند دهه و آموختن درسهایی از معلم بد عنق روزگار متوجه شدهام برخی حرف و گفتارها چرندیاتی بیش نبودهاند. «بهترین سیاست، درستی است» از آن جمله سخنان یاوهای است که در روزگاری دور، نیندیشیده پشت دفتری نوشته بودم و وقتی معلم بازنشسته و سرد و گرم روزگار چشیدهای آن را دید پوزخندی به من و آن نوشته زد و گفت: «سیاست و درستی هیچ وقت آبشان در یک جوی نرفته است». آدم وقتی به دنیای سیاست و هزار توهای آن فکر کند متوجه خواهد شد که ذهن عوام که از تورم دورقمی چند دههای کشور متورم و دچار سرگشتگی شده، هرگز از دنیای پیچیده خواص یا سیاستمردان، سر درنخواهد آورد و آب عوام و خواص در یک جوی نخواهد رفت.
ما که از سیاست هیچ سر درنمیآوریم ولی به نظر میرسد سیاست یک جوری است. هم عرصه یک بام و دو هواست، هم زمینی است که یک عدهای در آن بازی میکنند و یک عدهای تماشاگر آنانند و تعدادی از مردم هم بازی نداده شده و بازی بازیکنان را ندیده، زندگیشان بازیچه این زمین است. در قضیه فیلترینگ که دولت قول داده بود آن را بر دارد و مردم را از خرید فیلترشکنها بی نیاز سازد بازی پیچیدهای رقم خورده است. از یک طرف دولت با رفع فیلتر واتساپ و گوگل پلی میخواهد بگوید به وعدهاش عمل کرده است و یک عده را فعلا راضی نگه دارد و از سوی دیگر ادامه فیلتر بودن بقیه پلتفرمها و شبکههای اجتماعی به کاسبان فیلترینگ همچنان اجازه درآمدزایی از فروش فیلتر شکنها را میدهد و به نوعی آنان هم ناراضی نیستند.

در عزل و نصبهای مدیریتی نیز بازی جالبی رخ داده است. زمین فوتبالی را تصور کنید که بیست و دو نفر مشغول بازی هستند و موقع تعویض، بازیکنهای خسته یا ناکارآمد به لب خط میآیند و با عوض کردن پیراهن و شماره آن دوباره به زمین بازی برگشته و فقط محل بازی و پست آنها تغییر میکند. در نظام اجرایی کشور و استانها هرچند عزل و نصبهایی صورت میگیرد ولی در اغلب موارد راست و چپ به گونهای راضی هستند و وفاق حاصل شده سبب میشود اگر بازیکنی از جناح چپ به زمین برود بازیکن جناح راست هم سرش بی کلاه نمانده و با عنوانی دیگر حتی به اسم مشاور و دستیار ویژه به خدمات ارزنده خود ادامه دهد.
شاید هنوز «بهترین سیاست، درستی باشد» اما تفسیر واژه «درستی» به رضایت چپ و راستها از روند بازی در زمین سیاست بستگی دارد. ما که از سیاست سر درنمیآوریم فقط میدانیم اگر بازی سیاست از عرف خود خارج شود و بدون توجه به منفعت عوام، فقط به راضی کردن خواص رضایت داده شود، در سایه شوم تورم فزاینده و متورم شدن مغز عوام، شور زندگی و اخلاقیات از جامعه رخت بر خواهد بست و در میدانی که عمر و جوانی اکثر مردم بازیچه سیاست بازیها قرار میگیرد این باور به وجود میآید که خواص در جمع خود چنین زمزمه میکنند که: در این زمین بازی، من راضی و تو راضی، گور آدم ناراضی.