هدف وسیله را توجیه نمی کند و حرکت معکوس رسانه نه تنها مخاطب نمی زاید بلکه طرفداران موجود را نیز به فنا می دهد. تصور کنید کودکی به تماشای این مسابقه نشسته و با چشم خود می بیند که عده ای با تشویق حضار دیگری را کتک میزنند و برنده مسابقه آن کسی است که بیشتر کتک زده و یا آن مرد زنگوله پایی است که بهتر گریخته است، آیا او از این مسابقه الگوبرداری نخواهد کرد؟ تفاوت رسانه ملی با شبکه های اجتماعی که فیلتر هستند در چیست و آیا ناظرین سرسخت برنامه های اجتماعی و سیاسی این سبک برنامه را تایید می کنند و اصلا کارشناسان مذهبی رسانه این مسابقه را دیده اند؟
وقتی یک رسانه سلیقه ای عمل می کند و بسیاری از توانمندی های خود را از دست می دهد دست به دامان هر چیز برای بقا میشود و در این مسیر شاید این کوتاه ترین مسیر برای بدترین مقصد باشد.
در مسیر عدم استقبال از رسانه،قدم اول را رسانه بر میدارد و مردم در این سرازیری ایجاد شده تنها در میدوند،ذائقه مردم را دست کم نگیرید و برنامه های آبکی به خورد آنها ندهید،عاقبت این سیاست تنها ماندن رسانه است.