جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 17168

اسفنجرد؛ شهر گمشده در لابه‌لای تاریخ یزد

۲۵۰۰ سال پیش کوروش کبیر در مرکز ایران و بعد از کوه شیرکوه، آبادی بزرگی بنام مجمر ساخت و آتشکده عظیمی در انجا بنا کرد تا هنگام لشکرکشی به ماورالنهر در این منطقه استراحت کند. بعدها به مرور زمان نام مجمر به مجومرد تغییر یافت. اما برخی از مورخان اسفنجرد را در ۲۵ کیلومتری شمال غرب شهر یزد می دانند و جامع مفیدی آنرا در ریگ عزآباد مقام کرده است. برخی تپه های شنی حد فاصل رضوانشهر و اشکذر فعلی و گروهی آن‌را همان چهار ده باستانی رستاق می‌پندارند.


به گزارش یزدانه؛ نزدیک به ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح قبایلی از نژاد قفقازی که آرین خوانده می‌شدند از جنوب روسیه امروزی به جلگه وسیعی در جنوب کوچیدند که از ان پس ایران نامیده شد.

قبایل تازه وارد خود به سه شاخه تقسیم شدند.
گروه اول مادها که در بخش عمده زاگرس مرکز فرمانروایی خود را اکباتان قرار دادند، گروه دوم پارس‌ها که تا جنوب فلات ایران پیشروی کردند و در پرسپولیس یا تخت جمشید استقرار یافتند و گروه سوم پارتها بودند که در منطقه شرقی ایران سکنی یافتند.
نخستین اتفاق در تحقق آرمان پارسیان وصلت یکی از شاهان پارس با دختر پادشاهی از آخرین شاهان ماد بود که ثمره این ازدواج کورش شاهزاده نام آور ایران شد.

کورش در مرکز ایران و بعد از کوه شیرکوه، آبادی بزرگی بنام مجمر درست کرد و آتشکده عظیمی در انجا احداث نمود که در هنگام لشکرکشی به ماورالنهر در این منطقه به استراحت می پرداخت. بعدها به مرور زمان نام مجمر به مجومرد تغییر یافت.

در برخی منابع مجومرد به معنای مرد جویای محبت آورده شده و بعضی از منابع مجومرد را در زبان زرتشتیان باستان جمع کلمه مجمر به معنای آتشدان می‌دانسته‌اند. اشترخان مجومرد یا خوابگاه شتران نیز همان ترمینال باربری عصر حاضر است.

مجومرد یا رضوانشهر شهری است كه در فاصله ۲۰ كيلومتری از شهر يزد واقع شده و فاصله آن تا شهر ميبد ۳۰ كيلومتر است.

تا سال ۱۳۶۷ اين محل مجومرد نام داشت اما در همان سال آن را به رضوانشهر تغيير دادند. در بعضی از منابع «مجومرد» را در زبان زرتشتیان باستان جمع کلمه «مجمر» به معنای آتشدان و برخی منابع دیگر مجومرد را به معنای «مرد جویای محبت» دانسته‌اند.

این شهر پیش از ارتقا جزئی از شهر اشکذر بود که طی مصوبه هیئت وزیران در ۴ تیر ۱۳۹۹ از انتزاع از شهر اشکذر، به شهر ارتقا یافت.

همسايه های اين شهر باستانی همت آباد، چرخاب، فيروز آباد، اشكذر و اگر روستاهای علی آباد و حاجی آباد را جزو مجومرد قلمداد كنيم، شهرستان ميبد هم يكی از همسايه های رضوانشهر هستند.

جمعيت اين شهر بدون احتساب روستاهای آن حدود ۱۰ هزا نفر است و شغل اكثريت اهالی مجومرد كارگری و كشاورزی بوده و تعدادی از اقليت های زرتشتی هم ساكن روستاهای علی اباد و جعفر اباد مجومرد هستند .

تا سال ۱۳۰۷ مجومرد مركز دهستان رستاق بود و معمولا دهدار و مامور ماليه از مجومرد انتخاب می‌شد. در سال ۱۳۴۲ جهت تشكيل شهرداری اشکذر با دخالت خان‌های محلی و سركوب مردم مجومرد توسط اين خوانين اين روستا را جزئی از شهر اشكذر قرار دادند .

علی امینی در این رابطه می‌گوید: از قدیم الایام از منطقه میبد تا ابرند آباد رستاق می گفتند و این بخش را به دو منطقه رستاق سفلی (صدر آباد ، شمسی و ابراهیم آباد و بندرآباد) و رستاق علیا ( مجومرد ، فیروزآباد ، اشکذر ، زارچ تقسیم کرده بودند تا اینکه در سال ۱۳۴۹ فردی بنام حسین ظریف که بخشدار رستاق بودو این فرد به واسطه ارتباطاتی که با خوانین روستای اشکذر داشت . بدون اینکه نظر مردم روستاهای دیگر را جویا شود نام بخش رستاق را به بخش اشکذر تغییر نام داد . ودر آن زمان چون اطلاع رسانی کند بود . مردم متوجه این تغییر نام نشدند عده ای هم که متوجه شدند کاری نتوانستند بکنند.

سال ۱۳۷۶ با تشكيل شهرستان صدوق هويت اين روستای تاريخي كاملا از آن گرفته شد تا جایی که تا سال ۱۳۹۹ ديگر مکانی بنام رضوانشهر يا مجومرد در نقشه جغرافيا و يا مكاتبات اداری پیدا نمی‌کردیم. در حاليكه تا قبل از سال ۱۳۰۷ شمسی مجومرد معروفترين و مهمترين روستای رستاق(از گرد فرامرز تا ميبد) بوده و در تمام منابع تاريخی از آن نام برده شده است.
مثلا در كتاب جامع مفيدي تاليف محمد مستوفی بافقی كه در قرن ۱۱ نوشته شده می‌خوانيم: «چون بهرام گور جهان فانی را وداع كرد يزدگرد بر تخت سلطنت نشست و به عدل و داد كوشيد دست به عطا و سخا بر گشاد و مردم در زمان او مرفه‌الحال بودند و او را دو پسر بود يكی «فيروزشاه» و ديگری «شاه بلاش».
يزدگرد يزد را به اقطاع ايشان داد و هر دو شاهزاده به يزد آمدند مال الوجهات قسمت كردند و در طرف جنوبی شهر جهت حفظ اموال و اثقال حصنی عالی بساختند و كتوالی آنجا نشاندند و آن حصن هنوز باقی است مشهور به دز دو برادران و شاه فيروز در ولايت يزد دو ديه احداث نمود يكی فيروز آباد ميبد و ديگری فيروزآباد مجومرد» (صفحه ۱۹ جلد یک كتاب جامع مفيدي تاليف محمد مستوفي بافقي قرن ۱۱ هجري قمري)

اين نشان می‌دهد در زمانی كه فيروزآباد ساخته شد چون مجومرد مهمترين آبادی محل بوده فيروزآباد را به نام فيروزآباد مجومرد گفته اند.

استاد ايرج افشار در فهرست اعلام كتاب تاريخ جديد در برابر كلمه فيروزآباد مذكور علامت سؤال قرار داده اند چون در ص ۳۵ همان كتاب فيروزآباد مجومرد و فيروزآباد ميبد را به‌وضوح نام برده و نوشته است: «شاه فيروز پسر يزدگرد دو ده در ولايت يزد بساخت: يكى فيروزآباد مجومرد و ديگر فيروزآباد ميبد»

هجوم شن های روان مهمترین عامل انقراض تمدن اسفنجرد

قبل از شکل گیری رستاق به معنای عام آن (مجموعه روستای واقع در دشت یزد – اردکان از گردفرامرز تا جهان آباد میبد) اسفجرد ؛ اسفنجریه ؛ اسفنجود؛ شهركهنه یا اسکندریه مهمترین واحد جمعیتی ؛ کانون مدنیت و شهرنشینی منطقه محسوب می شده است. به گواهی تاریخ نویسان آن زمانی که اسفنجرد به حیات خود ادامه می داد هیچ یک از آبادی‌ها و مراکز جمعیتی فعلی یا وجود نداشت یا از اهمیت چندان و قابل توجهی برخوردار نبود .

آغاز و زوال اسفنجرد را در تاریخ دقیقا نمی توان مشخص کرد. سید عبدالعظیم پویا در کناب زندان اسکندار از نگاهی دیگر به نقل از کتاب هفت کشور چنین می نویسد :
“…وقتي اسفندیار پسر گرشاسب در دامن زاج (زارچ) کوه و کنار کاسه رود چند روز مقام ساخت و بنیاد شهری فرمود و آن را اسفندیار نام کرد …و اسفنجود می‌خوانند و بعضی ریگ گرفته است و مقدار سه چهار فرسنگ طول و عرض آن ريگ‌ها و تل است و آن را ريگ دير خوانند. اين شهر اسفنديار يا اسفنجود هفت كشور با توجه به همانندی اسامی و نشانه های جغرافيایی همانست كه نويسنده تاريخ يزد در قرن نهم به نام روستای اسفنجرد نزديك مجومرد از آن ياد كرده است.
در مورد پایان کار اسفنجرد نیز تاریخ نویسان زمان مشخصی را به ما نداده اند ولی در تاریخ جدید یزد و جامع مفیدی ذیل معرفی عزآبادچنین آمده است :

“عزالدین لنگر حسب الفرمان سلطان سنجر به امر اتابکی دختران امیر فرامرز در سنه ۵۹۰ در یزد به فرمانروائی نشست ودر سنه ۶۰۰ هجری قنات خشکیده اسفنجرد را احیاء ودرشش فرسنگی یزد دهی ساخت وآنرا به نام خودعزآباد نام کرد

روستای متروکه در روستای متروکه عصراباد

از سوی دیگر جامع جعفری اسفنجرد را در عصر صفویه کاملا متروکه ذکر می کند که خرابه های آن به جاست ولی به استناد این دو متن تاریخی ؛ حیات اسفنجرد حداقل به قرن ششم و قبل از آن باز می گردد. هرچند اطلاعات بیشتری در مورد محل دقیق اسفنجرد ؛ نحوه زندگی مردم و شخصیت های این شهر در دست نیست ولی آنچه در کتاب های تاریخی یزد که عمدتا به قرن هشتم و بعد از آن مربوط می شود را در این زمینه مرور می کنیم .

جامع مفیدی در ارتباط اسفنجرد و عزآبادچنین می نویسد :

” موضعی بوده در نهایت آبادی و قلعه ای به غایت استحکام و معموری ؛ مجاوران و متوطنانش در کمال پرهیز کاری ؛ حضرت شیخ ربانی و قطب صمدانی شیخ فخر الدین احمد که آوازه کراماتش از شرق به غرب رسیده اسفنجردی الاصل بوده و به سببی از اسباب آن موضع خراب و مجاوران متفرق شده اند ومیاه آن را به قریه عزآباد آورده و الحال شرب می نمایند “

در احوالات شیخ احمد و برادرش که اسفنجردی الاصل بوده اند در تاریخ مفیدی چنین آمده است:

” که صاحب جمع اسفنجرد به غایت ظالم بود و رعایای آن ده از او در زحمت بودند شیخ احمد او را نصیحت کرد که با بندگان خدا آسان کن تا خدای بر تو آسان کند. آن صاحب از سر لجاج گفت سخن تو نمی شنوم با خدای بگوی که جان مرا بستاند اگر راست می گوئی ؟ شیخ دست به دعا برداشت و گفت خدایا جانش بستان. آن صاحب جمع در زمان بیفتاد و جان داد و مردم بسیار مرید ایشان شدند و خلایق ولایات روی بدیشان آوردند و ایشان از دست مردم به شهر آمدند و در شهر نیز مردم بسیار مرید ایشان شدند و اکنون در همین محل (فهادان) مدفونند.

گنبد مسجد ریگ نشانی گویا از اسفنجرد قبل از بازسازی؛ اسفنجرد کجاست ؟

ایرج افشار تاریخ نویس معاصر اسفنجرد را در ۲۵ کیلومتری شمال غرب یزد می داند و جامع مفیدی آنرا در ریگ عزآباد مقام کرده است. برخی تپه های شنی حد فاصل رضوانشهر و اشکذر فعلی و گروهی آن‌را همان چهار ده باستانی رستاق می‌پندارند.

عبدالعظيم پويا در اين باره مي نويسد :
“محوطه شهر كهنه امروز در ۲۰ كيلومتری يزد بر دست غربی جاده اصلي يزد – ميبد و محل دو راهی طبس واقع است. علی آباد رستاق در شرق و مجومرد و جعفرآباد درجنوب اين محوطه جای دارد ” ولی آنچه مسلم است و از شواهد و قرائن تاریخی و اسناد مکتوب بر می آید اسفنجرد در حوزه وسعتی از چرخاب کنونی در غرب تا علی آباد در شرق و اشکذر در جنوب تا عزآباد در شمال قرار داشته است که موارد ذیل دلایلی بر اثبات این مدعاست :

۱- مسیر وجهت بادهای کویری منطقه بیشتر ازسوی جنوب غرب به سمت شمال شرق است و هجوم شن های روان در این قسمت حد فاصل چرخاب فعلی تا همت آباد و سعت و دامنه بیشتری داشته و دارد .

۲- احیاء قنات خشکیده اسفنجرد و آوردن آب آن به عزآباد فعلی دلیل دیگری است که اسفنجرد می بایست در ضلع جنوبی یا جنوب غربی عزآباد امروزی باشد چرا که به گفته کارشناسان محلی ؛ برای احیاء یک قنات خشکیده نمی توان آب آنرا در بالادست جاری ساخت بلکه حداقل فرسنگی باید مسیر قنات را به سمت شیب زمین ادامه داد تا آب قنات دوباره جاری شود و همانگونه که می دانید شیب زمین در دشت یزد – اردکان به سمت شمال است.

۳- مسير آخرين قنات عزآباد فعلی كه درسال ۱۳۴۵ خشك شده نيز از شمال به جنوب از ميان شرف آباد ؛ صحرای همت آباد ؛ بيابان بالادست همت آباد ؛ غرب مسجد ريگ و اشكذر به سمت مادرچاه خود واقع در خيرآباد می باشد.

و سرانجام در مورد زوال اسفنجرد هم برخی تاریخ نویسان هجوم شن های روان و تعدادی دیگر عبارت مجهول علل و اسباب طبیعی و خشک شدن قنات ذکر کرده اند ولی آنچه دور از ذهن نیست هم خشکی قنات و هم هجوم شن های روان دو عاملی است که در طبیعت خشک و گرم منطقه تاثیرات زیادی گذاشته و آبادی‌ها و تمدن های زیادی را به کام نابودی و انقراض برده است و شاید اسفنجرد نیز نتوانسته است از این بلیه جان سالم بدر برد .

مسجد ریگ مجومرد

مسجد ریگ مسجدی است با ۷۰۰ سال قدمت که در زیر شنهای روان مدفون بود و کسی از وجود آن خبر نداشت در سال ۱۳۷۰ به‌طور اتفاقی کشف شد. این مسجد تاریخی دارای ۲۱ قبر کاشی‌کاری شده می‌باشد که مهم‌ترین آن قبر شیخ کمال‌الدین و شیخ جمال‌الدین است و این دو در سال ۸۴۸ قمری فوت کرده‌اند.

در اطراف این مسجد تپه های ماسه ای فراوان دیده می شود. محراب این مسجد با کاشی کاری معرق تزیین شده است. به فاصله کمی از این مسجد بقایای آثار دیوار و خانه های بسیار قدیمی به صورت مخروبه دیده می شود.

یعنی مسجد جامع قدیم که از بناهای قابل توجه قرن هفتم هجری قمری است ، صحن مسجد که زیر گنبد قرار دارد مربعی است باندازه ۶ در۶ متر و از طرف مغرب به بقعه ای که متصل به مسجد است راه داشته است این مسجد امروزه در جوار شهر رضوانشهر واقع شده اطراف آنرا شن های روان احاطه نموده است که یاد آور شکوه و جلال شهر در طی قرون و اعصار گذشته می باشد.
ساختار معماری مسجد و ستونهای ستبر آن و وسعت بنای مسجد حکایت از بزرگی و عظمت رضوانشهر در گذشته های دور دارد .

بنای مسجد نیز بر سبک معماری شیعی بنا شده که در جای خود سندی معتبر بر بالندگی مذهب شیعه در این سرزمین قبل از رسمی شدن تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور محسوب می‌شود.

در سال ۹۰۷ هجری با تاج‌گزاری شاه اسماعیل صفوی در تبریز مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور معرفی شد و فتح یزد بدست قزل‌باشان صفوی در سال ۹۰۹ هجری اتفاق می افتد حال آنکه بنای مسجد به دو قرن قبل از این واقعه باز می گردد .

مسجد ریگ رضوانشهر تا سال ۱۳۷۰ شمسی در زیر شن‌های روان مدفون بوده و تنها یک قسمتی از گنبد آن و سه قبر کاشی‌کاری شده نمایان بود اما در این سال مردم مجومرد جهت شفای یکی از بیماران (مرحوم سید حسین هاشمی مدیر دبستان آزادی رضوانشهر) و جمع آوری خاک های زیر گنبد و تمیز کردن آن متوجه می شوند این مسجد در اثر طوفان‌های سهمگین گذشته زیر خروارها خاک مدفون شده لذا اقدام به حفاری در اطراف مسجد نموده که با دیوارهای عظیم و بدون سقف مواجه می شوند و شروع به بازسازی می کنند.

از مطالب مذکور در کاشیهای قبر اصلی معلوم شد که بانی مسجد همین شخص است که در بقعه مدفون است و فرزندش را هم بعداً در کنار او به خاک سپرده‌اند .
«قبر شیخ کمال الدین» بانی احتمالی مسجد که در وسط بقعه جای داشت و تنها قسمت‌هایی از کاشی‌کاری بدنه قبر بر جای مانده بود و قبر «شیخ جمال الدین محمود بن حاجی کمال الدین حسین بن جلال الدین محمود» در سمت چپ و جنب دیواره شرقی به ارتفاع ۵۵ سانتی متر که توسط غارتگران آثار تاریخی از جا کنده شده و بیرون برده شده است.

در قسمت شرقی بقعه هم قبر سومی وجود دارد که از هویت صاحب آن اطلاع دقیقی در دست نیست.

البته چند سال قبل با اجرای طرح بازسازی مسجد بقعه ای پیدا شد که در آن ۲۳ قبر کاشی کاری شده نمایان گشت که همگی بدون تاریخ است. همچنین در اطراف مسجد هنوز بناهای خشتی وجود دارد که پر از شن بوده و تخلیه نشده است.
حدود ۲۰۰ متر بالاتر از مسجد یک آسیاب آبی وجود داشته که کاملا در زیر زمین مدفون است.

حمام قدیمی مجومرد

«این بنا در قلب بافت تاریخی مجومرد و در مجاورت حسینیه، آب‌انبار و مسجد جامع قدیم قرار گرفته است.»

«این حمام که تا حدود ۳۰ سال پیش فعال بوده، متعلق به اواخر دوران صفویه تا قاجار است و با استفاده از مصالحی همچون آجر، گل، آهک،گچ و ساروج ساخته شده است.»

«متأسفانه در دهه ۷۰ سقف‌های این بنای تاریخی ارزشمند تخریب و در زیر ریگ مدفون شد، اما در سال ۱۳۹۷ و بعد از گذشت بیش از ۲۰ سال به همت اهالی و دوستداران میراث‌فرهنگی شهر مجومرد از زیر خاک بیرون آورده شد.»

خانه قدیمی دکتر رفیعی

این خانه متعلق به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی و از نوع خانه های سه جانبه ساخت است. در جهبه شمالی بنا دو تا اتاق سه دری، یک اتاق دودری وفضای مطبخ واقع شده و در جبهه جنوبی یک تالار بزرگ، حوضخانه و دو اتاق و در جبهه غربی یک اتاق پنج دری با دو اتاق سه دری در طرفین وفضای سرویس بهداشتی واقع شده است.

بازارچه صنایع دستی مجومرد

بازارچه صنایع دستی در محل بازارچه قدیم رنگرزی در کنار مسجد ملا احمد مجومرد، حمام ، مسجد جامع، حسینیه قدیمی قرار گرفته است

تولد مدارس جدید در مجومرد

تا سال ۱۳۰۷ شمسی مجومرد مدرسه نداشت و یک مکتب خانه از زمانهای خیلی قدیم وجود داشت که دانش آموزان ما در آن درس می خواندند و این مکتب خانه در منزل پدر آقا سید محمد پور رضوی بود که متولی این مکتب خانه محسوب می شد.

در این سال دولت وقت می خواست برای بخش رستاق یک مدرسه به سبک جدید احداث نماید و چون روستای اشکذر بین محلات زارچ و مجومرد واقع شده بود قرار شد که در آنجا یک مدرسه احداث نمایند ولی مردم مجومرد اعتراض نمودند و محمد حسین امینی که ضابط حکومت در منطقه رستاق بود نامه ای نوشت و تقاضا کرپ که این مدرسه را در فیروزاباد که بین روستاهای مجومرد و اشکذر واقع شده احداث و برای زارچ هم دبستان جداگانه ای احداث کنند. به این ترتیب بود که مدرسه شرف الدین فیروزآباد احداث گردید و همه برای تحصیل به آنجا می رفتند.

در سال ۱۳۳۳ با همت مرحوم حاج عباس علومی ، اکبر امینی و محمد رضا خزعلی دبستان پنج کلاسه نوبنیاد در منزل مرحوم غلامحسین شیخیان ایجاد شد . ودر سال ۱۳۳۸ اداره فرهنگ (آموزش و پرورش فعلی ) با همت همین افراد و عباس امینی افتتاح شد .

در سال ۱۳۳۸ دو مدرسه در رضوان شهر افتتاح شد یکی مدرسه دخترانه ابتدایی که در منزل مرحوم محمد نوری ایجاد گردید و دیگری دبیرستان سیکل اول که تنها دبیرستان منطقه یا بخش رستاق بود که به همت محمد رضا خزعلی و حاج عباس علومی و اکبر امینی در رضوان شهر افتتاح شد و دانش آموزان روستاهای شمسی ، بندر آباد ، صدر آباد ، عزآباد و فیروزآباد ، اشکذر یا زارچ برای تحصیل به این محل عزیمت می کردند.

محدوده جغرافیایی بخش رستاق

تا سال ۱۳۶۷ رضوانشهر دبیرستان دخترانه ای نداشت و دانش آموزان مجبور بودند بخاطر نبود وسائط نقلیه فاصله یک کیلومتری رضوانشهر تا مدرسه فیروزآباد را پیاده طی کنند که مشاهیری مدیر کل آموزش و پرورش استان یزد دستور صدور مجوز تاسیس دبیرستان دخترانه رضوان شهر با نام دبیرستان تربیت را صادر کرد.

منابع:

غالبا نوشته‌های دکتر محمدحسن رفیعی و بخش‌هایی از مطالب محسن کرمی مجومرد و علی امینی

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 3

3 پاسخ

  1. سلام .این مطالب تحریف شده کامل را لطفا پاک بفرمایید.یک مشت اراجیف و چرت و پرت که اصلا حقیقت نداره و ساخته ذهن بیمار دو نفر فوق الذکر در پایین مطالب هست.
    خواهشمندست نسبت به پاک نمودن ان اقدام در غیر اینصورت از طریق شکایت کیفری و پلیس فتا حتما پیگیری خواهد شد.

  2. سلام
    متاسفانه خیلی از مطالب ذکر شده سندیت ندارد و ساختگی است لطفا در نشر این گونه مطالب بیشتر بررسی کنید

  3. مو به مو درسته ،حتی اشخاص و کلمات مهم هم درسته، احسنت، بنده ۳۰ سال در پی جمع آوری مطالب بودم و در حال نوشتن کتاب ۱۷بلوک و مجومرد ،کم وبیش به اینجا رسیده بودم ، اما خیلی کامل و جامع توضیح دادن
    تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *