به گزارش پایگاه خبری تحلیلی یزدانه؛ محمدرضا اقبالی زارچ دارنده مدال طلای المپیاد ادبی و رتبه ۹ کنکور با انتشار تصویر نامه سپنتا نیکنام در صحن علنی شورای شهر در سال ۹۴ نوشته:
«تنها برخورد من با سپنتا نیکنام توی جلسه شورای شهر ۹۴ یزد بود. از من دعوت شده بود تا از مشکلات نخبگان بگم، اما وقتی رفتم فهمیدم که واسه عکس یادگاری و تبلیغاتی اونجام. دل شکسته شدم و سکوت کردم. آخر جلسه اومد و وسط شلوغی یه نامه گذاشت تو جیبم.
ایننامه برام مظهر امید بود، اما چه امیدی؟ بیشتر سراب بود.
۶ سال از اون جلسه و نامه گذشته. سپنتای زرتشتی رو به خاطر عدم التزام عملی به اسلام ردصلاحیت کردن و من در یک تبعید داوطلبانه
گاهی وقتا آینده از اون چیزی که اول فکر میکنیم سیاهتره»
در نامه سپنتا نیکنام عضو شورای شهر چهارم یزد به محمدرضا اقبالی زارچ در سال ۱۳۹۴ آمده است:
«درود بر شما جناب اقبالی
جسارت و شهامت و صداقت در گفتار شما دلنشین و ستودنی است اما
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
البته آنچه به جایی نرسد فریاد است
متاسفانه این صحبتهای به قول شما بدیهی و به نوعی تبلیغی ادامه خواهد داشت و تا زمانی که افراد دلسوزی چون شما در راس امور قرار نگیرند اصلاح نخواهد شد. امید اینکه در رشته انتخابی خود که بیانگر دید متفاوت و دلسوزانه جنابعالی است پیروز باشید و در آینده شاهد حضور شما در جایگاههای تصمیم گیرنده یزد باشیم.
دیو زیوی شاد زیوی و درست زیویتان را از اهورامزدا خواستارم
سپنتا نیکنام
۱۳ مرداد ۱۳۹۴.
یکی از خیرهای سوئیسی هزینه تحصیلم را داد
محمدرضا اقبالی زارچ طلای المپیاد ادبی و رتبه۹ کنکور هماکنون در کشور سوئیس اقامت دارد.
چندی قبل اقبالی زارچ در واکنش به یکی از کسانی که به او لقب آقازاده صادراتی داده بود گفت:
«در دوران تحصیل در دبیرستان به سختی درس خواندم، مدال طلای المپیاد و رتبه تک رقمی کنکور و شاگرد اول دانشگاه تهران و اخذ مدرک بین المللی زبان و بعد از آن موفق به اخذ پذیرش از کشور سوئیس شدم تا بهتر درس بخوانم.
هزینه تحصیل من توسط یک خیر سوئیسی پرداخت شده است اما برخی به من لقب آقازاده صادراتی می دهند.»
گفتنی است بنابر آمار مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۹، بیش از ۶۰ هزار نفر از ایرانیانی که در این سال مهاجرت کردهاند در زمرهٔ مهاجران نخبه دستهبندی میشوند. این افراد غالباً دارای مقامهایی در المپیادهای علمی بوده یا جزء نفرات برتر کنکور یا دانشگاهها بودهاند.
با وجود آنکه تلاش شده از این روند کاسته شود، اما درصد قابل توجهی از دانشآموختگان علمی هنوز تمایل دارند به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند. صندوق بینالمللی پول در گزارش سال ۲۰۰۹ خود اعلام کردهاست ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان ۹۱ کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته جهان، مقام نخست را داراست. برخی مسئولان حتی وجود فرار مغزها از ایران را منتفی میدانند.
صندوق بینالمللی پول، بیکاری، سطح پائین درآمد استادان و نخبگان، نارساییهای مالی و اداری، کمبود امکانات تخصصی-علمی و بیثباتی سیاسی و اجتماعی را از جمله دلایل مهاجرت ایرانیان ذکر کردهاست.
ایران در زمینه فرار مغزها با خروج سالانه بین ۱۵۰ هزار تا ۱۸۰ هزار متخصص تحصیل کرده، پیشتاز جهان است و رتبه اول را در سطح جهانی دارد.
امیدوارم در نهایت ماندن و جنگیدن را انتخاب کنم
این نخبه یزدی سال ۹۳ گفتگویی با رسانهها انجام داده بود که خواندن آن خالی از لطف نیست.
از طرف مسئولین و کسانی که توقع داشتم هنوز کاری خاصی جز یک دسته گل، آن هم برای گرفتن عکس یادگاری وانتشار در سایت ها صورت نگرفته ولی ازطرف مدرسه با وجود اینکه توقعی نداشتم لوح تقدیر گرفتم.
خاطره تلخ من دیدگاه مسئولین در کشور نسبت به المپیاد و مسائل علمی است که باعث می شود علم از تولید باز بماند و در سال های اخیر، این دید به دانش آموزان هم منتقل شده به طوری که در المپیادف هدف افراد کسب علم نیست و تنها هدف، کسب یک مدال است وبس، هیچ کس این را نفهمیده که مدال وسیله است نه هدف و این برایم بسیار ناگوار است.
امیدوارم الان که کسی نیستم و در ابتدای راه می باشم آنقدر دلیل برای استفاده از توانایی هایم داشته باشم که حتی با بها ندادن به تلاش هایم ازطرف مسئولین به جای رفتن از کشور، ماندن وجنگیدن واثبات کردن را انتخاب کنم و انتزاج افق من و افق جامعه به گونه ای میسر باشد که توانسته باشم در دیدگاه و وضع زندگی مردم تغییر ایجاد کنم. البته این بدین معنی نیست که من می خواهم دنیا را عوض کنم نه ، چون توانایی آن را ندارم اما می توانم با کمک به آموزش و پرورش یا اقتصاد و یا سیاست کشورم درخوب زندگی کردن مردمم نقش داشته باشم
وضعیت نظام آموزشی در آموزش و پرورش مطلوب نیست .جلسات هم اندیشی برگزار می شود ولی اگر انتقادی از عملکرد فردی صورت گیرد باعث دلخوری و ناراحتی می شود.
این حرف همیشه در دلم مانده است که اگرمسئولی توانایی انجام وظیفه اش را ندارد کنار بکشد. نفر اول المپیاد ادبی از مسئولین آموزش وپرورش استان خواهش می کند اجازه ندهید نظام آموزشی اینگونه باشد.
من انسان غرب زده ای نیستم اما دلیل موفقیت های علمی غربی ها این است که بالاترین ردیف بودجه آن کشورها در اختیار آموزش و پرورش است.امروز به دانشجویان خیلی توجه می شود بسیار خوب است اما دانشجویی که دانشی ندارد و در راهنمایی و دبیرستان با او کار نشده، چگونه می خواهد بارعلمی کشور را به دوش بکشد.
خواهش می کنم ریشه ای تر فکر کنید حداقل در سطح استان یزد این جو کپی برداری، خواندن و دوباره نوشتن ها را کنار بگذارید اگر می بینید واقعا بودجه ندارید سازمان ها ی دست وپا گیر را منحل کنید و نگوید ما فلان باشگاه علمی پژوهشی داریم مهم این است که چه نتیجه ای حاصل شده است؟
اگر دلتان برای مملکتی که قراراست پایگاه شیعه و حق باشد می سوزد اندکی به حرفهای من توجه کنید.
مدال آوران المپیاد و جوانان علمی کشور قصد دارند بنیادی و زیربنایی کار کنند اما وقتی یک طرح علمی نیازمند مثلا دو میلیون پول هست و بوجه کافی وجود ندارد چگونه چنین اتفاقی صورت گیرد؟
متاسفانه آموزش و پرورش استان تلاشی برای پیشرفت علمی استان انجام نمیدهد
متاسفانه آموزش پرورش استان تلاشی برای پیشرفت سطح علمی استان انجام نمی دهد چون در یزد تنها زمانی به تو نگاه و توجه می شود که رتبه یا مدالی کسب کنی تازه آن هم موقتی .به همین دلیل در کنکور که تنها افتخار علمی استان محسوب می شود هر ساله کمرنگ تر می شویم .
وقتی رتبه ای کسب می کنی مسئولین با آن پز می دهند ،عکس یادگاری می گیرند و کلی در بوق وکرنا می کنند و این در حالی است که قبل این کوچکترین حمایتی برای کسب این عنوان از دانش آموز نکرده و حتی یک جایزه مادی برایش در نظر گرفته نشده وپس از مدتی احوالی از این دانش آموز پرسیده نمی شود.
نخبگانی را می شناسم که به دلیل بی توجهی ها و کم توجهی ها در دام اعتیاد گرفتار شده اند بنابراین از مسئولین آموزش پرورش استان خواهشمندم ، المپیادی ها ،کنکوری ها و دانش آموزان نخبه استان را حمایت مادی ومعنوی نمایند و پس از کسب موفقیت آنان را به حال خود رها نکرده واز هدر رفت نخبگان علمی استان جلوگیری به عمل آورند



