ابتدای صحبت آرام بود اما هنگام تعریف ماجرا، بارها نتوانست از شدت ناراحتی؛ خودش را کنترل کند و اشکهایش جاری شد. بدفعات بغض گلویش را گرفت تا حدی که تلخی و حزن تماشای چشمان اشکبار چشمان مردی در آستانه 70 سالگی؛ خبرنگار و سردبیر را هم تحت تاثیر قرار داد و از همدردی و شراکت در ناراحتی این مرد زحمتکش که با دست های پینه بسته؛ روی هق هق و زاری بیشتر نداشت بی نصیب نگذاشت. بقول معروف دل پیرمرد فغان کرده بود و سفره دلش پهن شد اما از روی عزت نفس؛ در عین اشک و آه و ابراز ناراحتی کلامی، خجالت هم می کشید و بارها از خبرنگار خواست تا ضبط کردن صحنه را متوقف کند.
یدالله سلطانی، رئیس هیات مدیره شرکت «مهندسی زراعی آبیاران یزد» است، کشاورز زاده ای که بواسطه علاقه آبا و اجدای به زراعت و باغبانی، علاوه بر ۶۰ سال کار کشاورزی؛ نزدیک به سی سال است در راه اجرای سیستمهای نوین آبیاری و کشت مناسب تلاش می کند. او می گوید: «در همه این سالها سختی های فراوانی را تجربه کرده ام اما هیچ کدام از آنها به اندازه چالش با یک بانک دولتی یزد، همسر وخانواده ام را آزرده نکرده و به روح و روان من آسیب نزده است. از همه مهمتر جلو اجرای چندین طرح و پروژه ای که با توجه به تجربیات خود برای کمک به وضع کشاورزی و آبیاری استان داشته ام نیز گرفته شده است.»
سلطانی برای استناد به گفته هایش، کیفی پر از مدارک را با خود آورده بود. اسناد و اوراق بسیاری روی میز گذاشت و در حالیکه سعی می کرد جلو گریه خود را گرفته و خدا را به شهادت بگیرد؛ از ظلمی که این بانک دولتی از راس آنمدیری فراری در تهران در زمان تصدی به وی داشته تا مدیری استانی از این بانک که چندی پیش در یزد دستگیر و زندانی شده یاد کرد. از هر دو آنها خاطرات تلخ و رفتارهای غیراسلامی و حتی غیرانسانی به یاد دارد که با درد و ناراحتی بازگو می کند.
وی داستان زندگی خود را چنین تعریف می کند: «پس از اخذ دیپلم از دبیرستان ایرانشهر یزد و اعزام به خدمت سربازی در دانشگاه پلیس، همزمان به آموزش تئوری و عملی سیستم های تاسیساتی اقدام کردم. در سال 1353 اولین شرکت بومی دانش بنیان طراحی و اجرای سیستمهای حرارتی و برودتی را تاسیس نمودم و تا سال 1370 در طراحی و نصب و راه اندازی چیلر، شوفاژ و … فعالیت کردم.»
سلطانی در ادامه افزود: «به علت کویری و کم آب بودن استان یزد و اینکه آبا و اجدادم کشاورز بودند؛ علاقه شدیدی به کمک به رفع کم آبی و رونق این حرفه در شرایط اقلیمی استان یزد داشتم. در سال 1372 اولین شرکت بومی طراحی و اجرای سیستمهای نوین آبیاری توام با کشت مناسب به نام “شرکت مهندسی زراعی آبیاران یزد” به شماره ثبت 2514 را تاسیس کردم. طراحی های این شرکت در صدها هکتار مزارع و باغات استان استفاده شده و در کیلومترها طرح انتقال آب مشارکت داشته ام.»
این فعال عرصه کشاورزی بیان داشت: «برای انجام امور شرکت؛ سال 1377 به دلیل داشتن حساب در شعبه بلوار جمهوری یک بانک دولتی و مراودات مالی که با این شعبه داشتم وامی را به مبلغ 50 میلیون تومان از آن درخواست کرده و گرفتم.”
نکته تلخ و در عین حال بسیار تعجب آور این ماجرا این است که وی مدعی است بنا به اسناد و مدارک مستند و مستدلی که با خود آورده؛ از جمله “دفاتر پلمپ شده شرکت آبیاران یزد” وپرینت ممهور و ارائه شده توسط خود همان بانک.
بانک اقساط واریزی را در سیستم خود ثبت نکرده است
او در توضیح بیشتر می گوید: جالب اینکه بانک اقساط واریزی را نه تنها در سیستم خود ثبت نکرده بلکه در تسهیلات معرفی شده بعدی اقدام به برداشت غیرقانونی از حساب این شرکت نموده است. در نهایت هم با تسهیلاتی که به او پرداخت ننموده، شرکت وی را از آن زمان تاکنون همچنان مدیون و بدهکار اعلام کرده است.»
این کشاورز پیشکسوت در تشریح روند مرواده با شعبه بانک دولتی مورد نظر در یزد می گوید: سال 1377 مبلغ 50 میلیون تومان وام گرفتم و اغلب قسط های آن را بر اساس مدارکی که دارم پرداخت کردم. سال 1383 نیز درخواست دریافت 40 میلیون تومان وام از همان بانک برای خرید ماشین آلات کشاورزی کردم. قرار شد 25 میلیون تومان آن را برای خرید ماشین آلات؛ پیش از خرید پرداخت کنند و مابقی را پیش از نصب به حسابم واریز کنند.
اما پس از واریز 25 میلیون تومان از این وام، بلافاصله 14 میلیون تومان آن را به عنوان بخشی از بدهی وام 50 میلیونی با احتساب هزینه دیرکرد آن بدون هیچ سند و مدرکی از حسابم خارج کردند. بعد از آن هم 15 میلیون باقیمانده از وام 40 میلیون تومانی را هیچوقت پرداخت نکردند!
سلطانی در ادامه افزود: در سال 1386 نیز درخواست 100 میلیون تومان وام از شعبه بانک مورد اشاره در یزد داشتم که در تاریخ 22/6/86 این مبلغ به حسابم واریز شد اما بلافاصله مبلغ 63 میلیون تومان از آن به عنوان اقساط وام 50 میلیون تومانی با احتساب دیرکرد آن از حسابم برداشته شد. همچنین در همان تاریخ و زمان، مبلغ 14 میلیون و ۲۰۰ هزار تومان نیز بایت اقساط وام 40 میلیون تومانی از حسابم برداشت شد! وامی که تنها 11 میلیون تومانش به من پرداخت شده بود!
استناد بانک به نظر کارشناس متخلف
سلطانی در پاسخ به این پرسش که چرا پس از مشکلاتی که با بانک بر سر بازپرداخت اقساط وام اول پیدا کرده موضوع را از نظر حقوقی پیگیری نکرده با بیان اینکه از ابتدا شکایت کرده است، گفت: پس از شکایت، کارشناسی را جها بررسی این موضوع انتخاب کردند و بعد از ان بر اساس نظر این کارشناس برایم حکم صادر کرده اند. دادگاه هم بر اساس نظر نادرست این کارشناس که بعدا در شکایتی که از او داشته ام، محکوم شده؛ بر علی من حکم صادر کرده و بانک هم نظر این کارشناس متخلف را پذیرفته است.
این کشاورز پیشکسوت با اشاره به اینکه از کارشناس بانک بخاطر کارشناسی غلط به دادگاه انتظامی وکلا و کانون کارشناسان دادگستری شکایت کرده، گفت: این دادگاه از کارشناس مربوطه خواست تا مدارک و تصاویر از جمله لاشه چک هایی که با آن بانک به من وام پرداخت کرده را به دادگاه ارائه کند. اما بانک طی یک نامه رسمی اعلام کرد که به موجب قوانین، تمامی مدارک کاغذی پرداخت وام به اینجانب امحاء شده است! و هیچ اثری هم در سیستم بانکی از این فرآیند وجود ندارد!
مزرعه ام را با قیمت پایین بخاطر بانک فروختم
سلطانی که در حین بیان این سخنان و ارائه مدارک؛ چندبار بغض مانع از سخن گفتنش شد، ادامه داد: «به منظور پرداخت ادعاهای بانک، مزرعه احداثی خود را به قیمت بسیار پائین و به ثمن بخس فروختم و تمام ادعاهای بانک را برآورده ساختم. با وجودی که این بدهی ناحق بود ولی بنا به نامه شماره 2908/35009 مورخ 14/8/96 بانک و فیش پرداختی شماره 782/96 و صورتحسابهای ممهور به مهر بانک، کلیه بدیهای ناحق و مورد ادعای بانک را پرداخت کردم اما باز هم پس از گذشت 3 سال از تسویه حساب در سیستم بانک، همچنان شرکت اینجانب بدهکار است.
نکته جالب توجه این است که کارشناس معرفی شده از طرف بانک برای بررسی پرونده بنده که به نفع بانک هم نظر داده، در دادگاه انتظامی وکلا و کارشناسان قوه قضائه به جرائمی از جمله تخلف، مسامحه، سهل انگاری و توبیخ محکوم و برعلیه نامبرده از سوی دادستان محترم انتظامی کیفر خواست صادر گردید است.»
قصه می گویی؟ برو پول بردار بیاور
سلطانی با بیان اینکه در زمان مدیریت سابق بانک در یزد نامه ای از طرف ستاد اقتصاد مقاومتی برای همراهی بانک در این موضوع به دفتر مدیرعامل سابق گرفته و ارائه کرده است با ناراحتی می گوید: متاسفانه مدیرعامل وقت بانک با برخوردی بسیار بد؛ به من گفت: “قصه می گویی؟ برو پول بردار بیاور” و بدون توجه به مشکلات من، نواقص پرونده و تخلفات کارشناس، تنها خواستار پرداخت مطالبات نادرست بانک شد و هیچ توجهی به نامه مقامات استان ننمود.
او در این زمینه با بیان نام مدیر سابق بانک در استان که البته بعدها نیز بازداشت شده است؛ روایت های تلخی از به سخره گرفته شدن توسط مدیر معزول بانک و حتی شخص مدیر فراری بانک در تهران تعریف می کند. وی در بازتعریف خاطراتش از بی توجهی به حرفها و مستنداتش از کارشکنی سیستماتیک مدیر فراری بانک در تهران و تعبیر اظهاراتش در یزد توسط شخص مدیر ارشد برکنار شده بانک به “قصه گویی” و تهدید همسر و خانواده اش به مزایده منزل مسکونی خود به شدت متاثر می شود.
وی مدعی است از سوی بانک به وی ظلم و اجحاف بسیاری شده است.
سلطانی با اشاره به اینکه در حال حاضر و علیرغم اینکه اقساط وام 50 میلیونی خود را پرداخت کرده و بخاطر وام 100 میلیونی هم مبلغ 100 میلیون تومان به بانک پرداخته (جهت بهره مندی از طرح بخشودگی جرایم دیرکرد) و همچنین 14 میلیون هم خود بانک از وام 25 میلیونی او برداشته و در جای دیگر نیز 63 میلیون تومان از حسابش برداشت شده، می گوید: بازهم بانک او را بخاطر اقساط وام و دیرکرد بدهی هایش به مبلغ حدودا 112 میلیون تومان بدهکار می داند!
او تاکید می کند: «اگر هر کارشناس خبره و بی غرض حسابداری به بررسی این پرونده بپردازد مطمئن هستم شرکت من نه تنها بدهی به بانک ندارد، بلکه بالغ بر دو میلیارد ریال نیز از بانک طلبکار است.»


