بهار سال ۱۳۷۸ در فینال جام باشگاههای آسیا بین استقلال تهران و جوبیلو ایواتای ژاپن حدود ۲۰ هزار هوادار پرسپولیس با پرچمهای سرخ به تشویق تیم ژاپنی در ورزشگاه آزادی پرداختند. در مقابل هم هواداران استقلال در فروردین ماه ۱۳۹۱ برای تشویق الغرافه قطر و فرهاد مجیدی در برابر پرسپولیس به ورزشگاه آزادی رفتند. این اتفاق در دنیای فوتبال امری است رایج و طبیعی. کری خوانی هواداران ریورپلاته و بوکاجونیورز آرژانتین از رقابت فوتبالی فراتر رفته و به یک دشمنی دیرینه تبدیل شده است تا جایی که هر سوپرکلاسیکو چندین کشته و مصدوم بر جای میگذارد. هواداران بارسلونا هیچگاه برای پیروزی و موفقیت رئال مادرید در اروپا آرزوی موفقیت نکردهاند و تیفوسیهای میلان ایتالیا هم از روی سکوها برای یکدیگر آرزوی مرگ میکنند. در همین آسیا هواداران الهلال عربستان از شوق شکست رقیب خود اشک میریزند. از این دست مثالها در فوتبال دنیا بیشمار وجود دارد و اگر این جذابیتها را از فوتبال بگیریم هیچ چیز از پرطرفدارترین ورزش دنیا نخواهد ماند.
شامگاه شنبه ۱۲ مهرماه خیابان های اکثر شهرهای بزرگ و کوچک ایران مملو از هواداران پرسپولیسی بود که از خوشحالی پیروزی تیمشان در دیدار نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا و راهیابی به فینال این مسابقات، شرایط طاقتفرسای معیشتی این روزهای ایران را برای ساعاتی فراموش کرده و غرق در شادی تا سحرگاه به رقص و پایکوبی پرداختند. در این میان مجریان تلویزیونی، سلبریتیها، مسئولان دولتی و حتی برخی از استقلالیها هم بودند که با تبریک به هواداران پرسپولیس و ملی خواندن این دیدار، ابراز خوشحالی کردند.
اما این همه واقعیت نیست. فوتبال ملی با رقابتهای باشگاهی ولو اینکه در سطح بین المللی برگزار شود کاملا متفاوت است. حقیقت این است که هیچ هوادار فوتبالی از پیروزی رقیب خود شادمان نخواهد شد. باید بپذیریم هر نتیجهای که شنبه شب رقم میخورد، نیمی از مردم ایران از خوشحالی روی هوا بودند چرا که خوشحالی طرفداران دو آتیشه و سرسخت فوتبال از باخت رقیب، اگر بیشتر از موفقیت تیمشان نباشد کمتر هم نخواهد بود. رقابت خصمانه هواداران دو تیم پایتخت نشین کشور به اندازهای است که پرسپولیسیها صراحتا هواداران استقلال را باعث اصلی تحریک AFC و محرومیت ناعادلانه مهاجم خود در بازی با النصر عربستان میدانند.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران باید بداند پخش مارش ملی و ترانههای حماسی میهندوستانه بعد از یک پیروزی باشگاهی، محلی از اعراب ندارد و در بیشتر اوقات روی اعصاب نیمی از فوتبالدوستان کشور خواهد رفت.
وقتی یکی از کری خوانیهای معروف بین هواداران به رخ کشیدن افتخارات برونمرزی است چه انتظاری میتوان داشت که آنها از عمق وجود آرزوی موفقیت رقیب دیرینه خود را داشته باشند. وقتی جامهای آسیایی در اختیار فدراسیون قرار نمیگیرند و به ویترین باشگاهها اضافه میشوند نمیتوان آنها را جزو افتخارات ملی برشمرد و هواداران همه تیمها را در کسب آن شریک دانست.
طبق آیین نامه کنفدراسیون فوتبال آسیا درج پرچم کشور و یا نشان ملی بر روی پیراهن تیمهای باشگاهی اکیداً ممنوع است و این بزرگترین دلیل برای اثبات این ادعاست که فوتبال باشگاهی و ملی کاملاً از هم جدا و دو مقوله متفاوت با یکدیگرند.
اشکها و لبخندها در ذات فوتبال هستند، با هیچ نوع تبلیغاتی تغییر نمیکنند و تلاش برای حذف آن به شدت از جذابیتِ مسحور کننده مهیجترین رشته ورزشی دنیا میکاهد.
