جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 14366

بی نظمی در سینما تک یزد و فیلم‌های ضعیف خروج، خون شد و آبادان یازده۶۰

برای چندمین بار در طول جشنواره فجر در یزد، فیلم‌ها با بیش از ۳۰ دقیقه تاخیر به نمایش در آمدند اما مشکل به همینجا ختم نشد و تماشاگرانی که برای سانس ۱۹:۳۰ دقیقه بلیت فیلم خروج را رزرو کرده‌ بودند به سالن غیر اصلی جشنواره هدایت شدند که همین موضوع انتقاد شدید تعداد زیادی از تماشاگران حاضر در پردیس سینمایی تک یزد را به همراه داشت. از طرف دیگر عدم هماهنگی صدا و تصویر فیلم آبادان یازده ۶۰ نیز اعتراض تماشاگران را برانگیخت.

برای چندمین بار در طول جشنواره فجر در یزد، فیلم‌ها با بیش از ۳۰ دقیقه تاخیر به نمایش در آمدند اما مشکل به همینجا ختم نشد و تماشاگرانی که برای سانس ۱۹:۳۰ دقیقه بلیت فیلم خروج را رزرو کرده‌ بودند به سالن غیر اصلی جشنواره هدایت شدند که همین موضوع انتقاد شدید تعداد زیادی از تماشاگران حاضر در پردیس سینمایی تک یزد را به همراه داشت. از طرف دیگر عدم هماهنگی صدا و تصویر فیلم آبادان یازده ۶۰ نیز اعتراض تماشاگران را برانگیخت.
به نظر می‌رسد مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد باید نظارت بیشتری روی سینماهای یزد داشته باشند تا همین اندک تماشاگر سینما در یزد نیز به دلیل اینگونه بی‌نظمی‌ها ناراحت و منصرف نشوند.

نقد فیلم خروج؛ سقوط چند پله ای حاتمی کیا از استانداردها

فیلمساز سرباز ما این بار از خروج می گوید و به آن می اندیشد. او فیلمی ساخته که دوست و دشمنش نفهمند که منظورش چیست. دوست نفهمد که آیا او واقعا همان سنت همیشگی فیلمسازیش را پیشه کرده و به بالاترین فرد اجرایی و اطرافیانش تاخته و آنها را مسبب همه کاستی ها و بدبختی ها می داند تا بتواند باز هم از توشه ی پر و پیمان رفقا بهره ور شود و یا این که دشمن شک کند که آیا وی به فرضیه ی آباد کردن ام القرا چرخش کرده و از اصرار قبلیش بر سرباز دور از وطن بودن گذشته تا دل مخاطبان از دست رفته اش را به دست آورد.

سلام سینما آخرین ساخت ابراهیم حاتمی کیا را این‌چنین نقد کرد:

اگر بخواهم یک وصف محترمانه درباره‌ی آخرین فیلم حاتمی‌کیای عزیز بیان کنم باید بگویم فیلم خروج دقیقا مصداق یک فیلم بد است. یک فیلم جاده‌ای که از فرمول همیشگی حاتمی‌کیا بهره می‌برد.

خروج به واقع یک سقوط چند پله‌ای از حد استاندارد کارگردان بزرگ ایرانی است. کارگردانی که گاه می‌شنامیش و امیدوار می‌شویم که سر از خاک برارد و بر فراز آسمان سینمای ایران به پرواز درآید و گاه آنقدر نمی‌شناسیمش که ترجیح می‌دهیم فرض کنیم که حاتمی‌کیا نیست که این فیلم را ساخته است.

اما به واقع فیلم خروج را حاتمی‌کیتا ساخته است و متاسفانه به واقع خروج را فرامرز قریبیان بازی کرده است. و فقط خروج است که می‌توانست 2 تن از بزرگان سینما را اینقدر بد جلوه دهد.

 علی منصوری منتقد سینما هم در نقد فیلم خروج نوشت:

اگر بخواهم یک وصف محترمانه درباره‌ی آخرین فیلم حاتمی‌کیای عزیز بیان کنم باید بگویم فیلم خروج دقیقا مصداق یک فیلم بد است. یک فیلم جاده‌ای که از فرمول همیشگی حاتمی‌کیا بهره می‌برد که شاهکارهای مثل آژانس شیشه‌ای نیز حاصل همین فرمول است. اما خروج به علل مختلف نمی‌تواند از آن به خوبی بهره‌مند شود تا فیلم خوبی همچون آژانس و تا حدودی بادیگارد از آن بیرون بیاید.

خروج به واقع یک سقوط چند پله‌ای از حد استاندارد کارگردان مشهور ایرانی است. کارگردانی که گاه می‌شنامیش و امیدوار می‌شویم که سر از خاک برارد و بر فراز آسمان سینمای ایران به پرواز درآید و گاه آنقدر نمی‌شناسیمش که ترجیح می‌دهیم فرض کنیم که حاتمی‌کیا نیست که این فیلم را ساخته است.

اما به واقع فیلم خروج را حاتمی‌کیا ساخته است و متاسفانه به واقع خروج را فرامرز قریبیان بازی کرده است. و فقط خروج است که می‌توانست 2 تن از بزرگان سینما را اینقدر بد جلوه دهد.

فرامرز قریبیان در فرمول همیشگی حاتمی‌کیا جواب نداده است. تو گویی صلابت “استوار حق‌گوی” فیلم سناتور با خستگی و شرافت “اوس فولاد” فیلم ترن مخلوط شده و یک ژست سیگار کشیدن و سیگار گوشه لب نگه داشتن کلینت ایستوودی هم به آن اضافه شده است و کاراکتری ناقص و بی‌معنا به نام رحمت بخشی خلق شده است که معلوم نیست در این خیمه‌شب‌بازی حاتمی‌کیا، نماد چه کسی و چه چیزی است!!!!

قاعده‌ی همیشگی فیلم‌های عمو ابراهیم در خروج نیز وجود دارد یعنی یک کهنه رزمنده‌ی دور افتاده از جامعه، به یکباره بر علیه روند اشتباه جامعه‌ی پس از جنگ، طغیان می‌کند و محکم و استوار بر سر حرف خود می‌ایستد و نظم فعلی جامعه را به چالش می‌کشد. در این بین نیز حرف‌هایی دلسوزانه از به انحراف رفتن مسیر جامعه از آرمان‌های انقلاب و جنگ می‌گوید و مثل تمام فیلم‌هایش، ادای احترامی نیز به شهدا و مقام شهید برخواسته از یک مکتب انقلابی می‌کند و آن را بزرگ می‌انگارد. فرمولی که برای کشفش می‌توان تا ابد پیشانی ابراهیم حاتمی‌کیا را بوسید و از او تشکر کرد.

نقد فیلم خون شد؛ آشفته‌تر، حتی از آشفته‌ی قبلی

بهزاد وفاخواه در تحلیل فیلم خون شد نوشته است:

اگر بخواهم حرف آخر را همین اول بزنم، زدن حرف‌هایی درباره سینمای مسعود کیمیایی که قبلا ده بار و صدبار و دویست بار نوشته شده و گفته شده دیگر کسالت‌بار است. موضوع روز هم نیست. دو دهه قبل زمانی که فیلم‌هایی مثل «تجارت» و «سلطان» و «مرسدس» و «اعتراض» بیرون می‌آمدند، سر نمایش هر فیلمی از مسعود کیمیایی یا اکران فیلمی از او فضای نقد فیلم و طرفداران سینما دو دسته می‌شد. گروهی اعلام می‌کردند از نظر آن‌ها مسعود کیمیایی دیگر تمام شده واین فیلم‌هایی که می‌سازد کاریکاتوری از فیلم‌های دوران اوجش است و گروهی علیه گروه اول شمشیر می‌بستند و درباره ربط بین فضای امروز (در واقع آن روز) جامعه با فیلم کیمیایی می‌نوشتند. در صف‌های جشنواره فجر هم اینکه کیمیایی افول کرده یا هنوز استاد است بحث داغ سینماروهایی بود که هنوز امکان ابراز خود در فضای مجازی و اینترنت را نداشتند.
فهرست نقائص و ایرادات روایی خون شد طولانی‌تر از آن است که یکی یکی لیست شوند.
در خون شد سکانس‌ها و نماهایی هست که حتی با استاندارد فیلم‌های «سربازان جمعه» به بعد مسعود کیمیایی هم حیرت‌انگیز است. همین انتخاب سعید آقاخانی برای نقش اول و قهرمان لات و جذابی که از زندان آزاد می‌شود و می‌کوشد دوباره خانواده‌ی کاملا به هم ریخته را جمع کند خودش شگفت‌آور است. شغل قهرمان عجیب است. میزان فروپاشیدن خانواده به حدی که دخترها به روسپی‌گری و اعتیاد ته خطی و پسر خانواده به آسایشگاه روانی و خانه به شیره‌کش‌خانه بیفتند از اغراق فراتر رفته.

چشم ما با چاقو دست سعید آقاخانی راحت نیست و به آن عادت نمی‌کند. جایی از فیلم خون شد با موسیقی ضربی ستار اورکی دو برادر و پدرشان از بازارچه عبور می‌کنند و یک کتی راه رفتن و صدای پای‌شان قرار است حاکم بودن قیصر و فرمان بر بازارچه را تداعی کند. اما سعید آقاخانی با کت و شلوار سیاه و پیراهن سفید و سیامک صفری با شانه‌های همیشه کج و اکبر معززیِ پیرشده با ریش و موهای سفیدی که او را شبیه اسماعیل خلج کرده، بیشتر شبیه کاریکاتوری نه از آثار متقدم کیمیایی که از فیلم‌های بد همین ده ساله‌اش هستند.
زمان مثل همیشه از فیلم‌های کیمیایی عبور نمی‌کند. در حیرتم چرا کسی از خیل انبوه اطرافیان کیمیایی (که بین آن‌ها از منتقدین قدیم و جدید و خیلی جدید هم فراوان است) به او توصیه نمی‌کند فیلمی بسازد که در دهه‌های سی و چهل بگذرد که برای او آشناتر از تهران دهه نود هستند؟ تکرار کردن و فهرست کردن این ایرادات چه دردی از چه کسی دیگر دوا می‌کند؟ مهم این است که این فیلمساز قدیمی در هفتاد و هشت سالگی فیلم دیگری ساخته و بیوگرافی‌نویس‌ها بعدا یک فیلم دیگر برای بررسی کارنامه سینمایی مسعود کیمیایی دارند.

نقد فیلم آبادان یازده۶۰؛ سوژه تکراری حصر و سقوط

مرتضی کوه مسکن فیلم «آبادان یازده 60» را نقد کرد و نوشت:

حصر آبادان و سقوط خرمشهر سوژه بکر و جدیدی در سینمای ایران نیست و تا به امروز چندین فیلم سینمایی و سریال و تله فیلم درباره آن ساخته شده است و قطعا بعد از این هم ساخته خواهد شد.

مهرداد خوشبخت هفت سال پس از ساخت فیلم تاریخی عقاب صحرا که با صرف هزینه ی چند میلیاردی تولید و البته شکست خورد، این بار با همکاری موسسه اوج به سراغ ساختن فیلم آبادان یازده60 با بودجه ی بسیار کمتر رفته است.

در واقع اتفاق اصلی فیلم و نقطه ی عطف داستان آبادان یازده60 دیر رخ می دهد و در یک سوم پایانی فیلم تازه برای نخستین بار کشمکش اصلی فیلم آغاز می شود.کشمکشی که نقطه مشترک اتاق خبر رادیو و جنگ است و در ادامه شاهد تبدیل اتاق استودیوی رادیو به اتاق فرماندهی جنگ و مدیریت آن هستیم.
در آبادان یازده 60 هیچکدام از شخصیت های اصلی داستان با چالشی درگیر نمی شوند و تغییری نمی کنند و همگی در حد تیپ باقی می مانند و به همین دلیل مخاطب نیز نمی تواند با آن ها احساس همزاد پنداری کرده و خود را برای ادامه ی داستان آماده سازد

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *