از ابتدای سال تحصیلی تاکنون شاهد اتفاق های ناگواری برای معلمین بودیم. از تصادف دلخراش معلمی در اشکذر که پس از شیر دادن به فرزند خود در راه بازگشت به مدرسه به دیار باقی شتافت تا مرگ یک معلم در مقابل چشمان دانش آموزان. هنوز پاییز به پایان نرسیده که باز هم خبر تصادف چند بانوی معلم به گوشمان رسید. این ها تنها گوشه ای از حوادث غم انگیزی است که روزانه معلمان بسیاری با آن سر و کار دارند. نمی دانم چقدر این موارد برای مردم و مسئولین مربوطه اهمیت دارد و تا چه اندازه پیگیر حل مشکلات این چنینی هستند. اما می دانم این موضوع ها از چشم فعالان رسانه ای خوب پنهان است، رسانه ها شاید مایل نیستند که محتوای خبری خود را بر روی فرهنگیان متمرکز کنند در حالی که سوژه های داغ تری مانند بود یا نبود مربی تیم ملی دارند! دیگر برخی سلبریتی های به اصطلاح روشنفکر هم در صفحات شخصی خود تصویر تصادف وحشتناک یک خودرو پراید که متعلق به معلمی جوان است را منتشر نمی کنند. برخی که در تمام امور مملکت صاحب نظر هستند یقه چاک نمی کنند که”آی ایهاالناس کجایید که حق این افراد پایمال شد!؟”
اصلا برای چه کسی اهمیت دارد یک معلم برای رفتن به کلاس درسش مسافت ۳ ساعتی را با بنزین ۳ هزارتومانی طی می کند و آخر ماه هم حقوقش به اندازه پول تو جیبی روزانه یک آقازاده هم نیست!؟ ته مانده حرف بسیاری هم در برخورد با این موارد این است” وظیفشه! سه ماه می خورن و می گردن!”
حال اگر در گوشه ای از این مرز و بوم دست معلمی از سر عصبانیت و ناراحتی ناشی از عدم یادگیری دانش آموزان، بلند شود، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. همان سلبریتی که کارشناس تمام حوزه هاست یک تصویر دلخراش از کودکی کتک خورده را منتشر می کرد و با هشتگ معلمان نالایق عالم و آدم را از این اتفاق دهشتناک باخبر می کرد. فلان مسئولی که هنوز مشکل حقوق معلمان را پس از ۸ ماه حل نکرده است هم برای عقب نماندن از سیل حمایت های مجازی، در اولین حکم خود معلم بخت برگشته را از کار برکنار و با یک شو تبلیغاتی خودش را حامی دانش آموزان قلمداد می کند.
کار معلمی که کودکی را تنبیه می کند قابل دفاع نیست، به هیچ وجه موافق تنبیه بدنی دانش آموزان نیستم. اما اگر گاهی پا در کفش دیگران راه برویم شاید پاره ای از مسائل را بهتر دریابیم.
همان هایی که برای حمایت مجازی از دانش آموزان دست به مبالغه می زنند، چرا در برابر حوادث ناگوار پیش روی معلمان ساکت نشسته اند؟ چرا یک معلم برای رفتن به مدرسه باید ساعت ها در مسیر باشد و معلمی دیگر همسایه دیوار به دیوار مدرسه؟! و جالبتر اینکه هنگام دریافت حقوق معلم همسایه حقوق بیشتری هم دریافت کند؟
ناعدالتی دردی بزرگ است که هر روز از انگیزه و انرژی فرهنگیان می کاهد و این افول انرژی تاثیرات مخربی بر روی آینده سازان کشور خواهد گذاشت و قطعا دولت باید در آینده هزینه سنگینی را صرف جبران این اشتباهات کند.!