۸ سال ایستادگی یزدی ها در دوران دفاع مقدس بر صفحات تاریخ ایران زمین نقش بسته است؛
رضا هاشمی زاده/ استان یزد در دوران هشت سال دفاع مقدس، کارنامهای ماندگار از حضور، ایثار و مقاومت بر جای گذاشت؛ کارنامهای که در آن، نام بسیاری از مردان و جوانان این سرزمین، از کوچههای آرام دارالعباده تا سنگرهای جنوب و غرب کشور، در کنار هم نشسته است.مردم یزد که در جریان مبارزات انقلاب اسلامی نیز حضوری فعال داشتند، با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبههها شدند. برخی با لباس رزم، برخی در قامت پشتیبان و برخی در هیئت خانوادههایی که فرزندانشان را راهی جبهه میکردند. حاصل این حضور، تقدیم هزاران شهید، رزمنده، جانباز و آزاده بود؛ میراثی که نام یزد را در تاریخ دفاع مقدس ماندگار کرد.رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مردم یزد در سال ۱۳۸۶، با اشاره به نقش مردم این استان در جنگ، تیپ الغدیر و پادگان آن را از مجموعههای “قوی، پرخطرپذیر و منضبط” میدان نبرد توصیف کردند؛ تعبیری که جایگاه این یگان را در ساختار رزمی دفاع مقدس نشان میدهد.
یزد؛ از مبارزه انقلابی تا دفاع از کشور
پیش از آنکه صدای توپ و خمپاره از مرزها به گوش برسد، یزد یکی از شهرهای فعال در مبارزات انقلاب اسلامی بود. مسجد حظیره و آیتالله شهید محمد صدوقی از محورهای مهم حرکت مردم این شهر به شمار میرفتند.
در دهم فروردین ۱۳۵۷، مردم یزد در اعتراض به شهادت مردم تبریز تجمع کردند و پس از مراسم به خیابانها آمدند. پاسخ حکومت وقت به این اعتراض، سرکوب بود و شماری از مردم یزد شهید، مجروح و دستگیر شدند.

انقلاب که پیروز شد، میدان مسئولیت برای بسیاری از نیروهای یزدی تنها عوض شد. آنان اینبار در قالب کمیتههای انقلاب و سپاه پاسداران، راهی مأموریتهای امنیتی و دفاعی در نقاط مختلف کشور شدند. گروهی به سیستانوبلوچستان رفتند و گروهی دیگر عازم کردستان شدند.
در همین سالها، نام شهید محمد منتظر قائم نیز در تاریخ یزد ماندگار شد؛ نخستین فرمانده سپاه یزد که پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ در جریان حادثه طبس به شهادت رسید.
با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، نیروهای یزدی نیز راهی جبهههای جنوب شدند. در محور آبادان و خرمشهر، از جمله جبهه ذوالفقار، مأموریتهای پدافندی و عملیاتی را بر عهده گرفتند. جنگ هنوز در آغاز راه بود، اما برای بسیاری از آنان، بازگشت دیگر معنای پیشین خود را نداشت. در یکی از نخستین درگیریها، گروهی از رزمندگان یزدی به فرماندهی شهید سیدضیاء گلدانساز به شهادت رسیدند.
تشکیل تیپ ۱۸ الغدیر
تا پیش از تشکیل تیپ مستقل، نیروهای یزدی در قالب ۲۹ گردان و در چندین یگان مختلف، از جمله لشکرهای علیبنابیطالب(ع)، امام حسین(ع)، ۲۵ کربلا، عاشورا و نجف اشرف، در جبههها حضور داشتند اما چهارم مهرماه ۱۳۶۲، همزمان با عید سعید غدیر خم، نقطه عطفی در این مسیر رقم خورد. تیپ مستقل ۱۸ الغدیر یزد تشکیل شد.
تشکیل تیپ، حاصل پیگیری مسئولان استان و تلاش فرماندهان سپاه برای سازماندهی نیروهای یزدی در یک یگان منسجم بود. از آن پس، رزمندگان یزد نه فقط به عنوان نیروهایی پراکنده در یگانهای مختلف، بلکه در قالب تیپی با هویت و سازمان مستقل، در میدانهای دشوار جنگ حضور یافتند.
الغدیر از همان آغاز، سهم خود را از سختترین روزهای جنگ گرفت؛ از هور و طلائیه تا شلمچه و فاو، از سردشت تا ماووت و شاخ شمیران.
فرماندهان شهید؛ از عاصیزاده تا جعفرزاده
تاریخ تیپ الغدیر، بیش از هر چیز با نام انسانهایی گره خورده است که فرماندهی را نه از پشت میز، بلکه در نزدیکترین نقطه به آتش تجربه کردند.
شهید ذبیحالله عاصیزاده، نخستین فرمانده و از بنیانگذاران تیپ الغدیر، پیش از رسیدن به فرماندهی تیپ، در عملیاتهای بیتالمقدس و رمضان، فرماندهی گردانهای امام علی(ع) و امام حسین(ع) را بر عهده داشت. او در ۲۱ مهر ۱۳۶۲، در منطقه غرب بانه و بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به شهادت رسید.
تیپ هنوز در نخستین ماههای تشکیل خود بود که فرماندهاش را از دست داد؛ گویی جنگ از همان ابتدا به الغدیر یادآوری کرده بود که فرماندهی در این یگان، فاصله چندانی با خط مقدم ندارد.
پس از او، شهید ابراهیم جعفرزاده فرماندهی تیپ را بر عهده گرفت. جعفرزاده که سابقه حضور و فرماندهی در عملیاتهای متعدد را داشت، پس از عملیات خیبر به این مسئولیت منصوب شد و در نخستین عملیات تحت فرماندهی خود، یعنی عملیات بدر، در ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ به شهادت رسید.
از دیگر فرماندهان شاخص تیپ میتوان به یاور میرحسینی، اکبر آقابابایی، یزدان مؤیدینیا، فالحنژاد، سعید قهاری و محمدعلی اللهدادی اشاره کرد. میرحسینی پس از شهادت جعفرزاده، با وجود جراحات فراوان، فرماندهی نیروها را در عملیاتهای قدس ۵، کربلای ۴، کربلای ۵ و کربلای ۸ بر عهده داشت.
اکبر آقابابایی نیز از فرماندهان شناختهشده تیپ بود که پس از سالها تحمل عوارض ناشی از مجروحیت شیمیایی، در پنجم شهریور ۱۳۷۵ به شهادت رسید.
نام سعید قهاری و محمدعلی اللهدادی نیز در ادامه تاریخ این مجموعه در سالهای پس از جنگ و در مأموریتهای دفاع از حرم ثبت شد. ازاینرو، باید نام آنان را از فهرست شهدای مستقیم هشت سال دفاع مقدس تفکیک کرد؛ هرچند نامشان در امتداد تاریخ ایثار و مأموریتهای این یگان باقی مانده است.
فرماندهان گردان، محور و ستاد
تاریخ الغدیر فقط تاریخ فرماندهان ارشد نیست. در فاصله میان ستاد و خط مقدم، مردانی ایستاده بودند که هر کدام بخشی از بار جنگ را بر دوش داشتند؛ فرماندهان گردان، محور، گروهان و نیروهای ستادی که بسیاری از آنان نیز به شهادت رسیدند.
شهید حسن انتظاری، فرمانده گردان امام علی(ع) و فرمانده محور پدافندی کوشک و ابروئیه، در عملیات بدر به شهادت رسید.
شهید محمدرضا پارسائیان، فرمانده گردان امام علی(ع)، در عملیات والفجر ۸ و منطقه امالرصاص شهید شد.
شهید جهانگیر مرادی، فرمانده محور عملیاتی، در بهمن ۱۳۶۵ در شلمچه به شهادت رسید.
شهید خلیل حسنبیگی از چهرههای برجسته ستاد تیپ بود و در طول جنگ مسئولیتهایی همچون فرماندهی محور شلمچه و جانشینی ستاد تیپ در عملیاتهای والفجر ۸ و کربلای ۴ را بر عهده داشت. او در دیماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
شهید سیدمحمد ابراهیمی سریزدی، جانشین فرمانده تیپ، نیز در هشتم بهمن ۱۳۶۵ در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
شهید حاج جواد شاهبلی، فرمانده گردان توپخانه تیپ، از دیگر فرماندهان شاخص این یگان بود.
این نامها یادآور این حقیقتاند که بار جنگ تنها بر دوش فرماندهان عالی نبود. در هر گردان و هر محور، مردانی بودند که باید تصمیم میگرفتند، نیروها را هدایت میکردند و گاه خود نخستین کسانی بودند که در برابر آتش قرار میگرفتند.
کارنامه عملیاتی تیپ الغدیر
تیپ ۱۸ الغدیر در طول هشت سال دفاع مقدس در ۱۱ عملیات آفندی و ۲۰ مأموریت پدافندی حضور داشت.
این تیپ در همان ماههای نخست تشکیل، در عملیات خیبر و در منطقه طلائیه و هور، با مشارکت چند گردان پیاده و واحدهای پشتیبانی وارد میدان شد. پس از آن، مسیر عملیاتی الغدیر از هور و شرق دجله تا اروندرود و شلمچه و از جنوب تا ارتفاعات غرب کشور امتداد یافت.
مهمترین عملیاتهای آفندی تیپ عبارتاند از:
• عملیات خیبر در منطقه طلائیه و هور؛
• عملیات بدر در شرق دجله و منطقه الصخره؛
• عملیات قدس ۵ در غرب هورالهویزه؛
• عملیات والفجر ۸ در محور اروندرود و امالرصاص؛
• عملیات کربلای ۴ در محدوده جزیره مینو و امالرصاص؛
• عملیات کربلای ۵ در شرق بصره و شلمچه؛
• عملیات کربلای ۸ در شلمچه و محور کلهگاوی؛
• عملیات نصر ۷ در غرب سردشت و ارتفاعات دوپازا و بلفت؛
• عملیات بیتالمقدس ۲ در منطقه ماووت و شمال سلیمانیه؛
• عملیات بیتالمقدس ۴ در شاخ شمیران و روستای زرین؛
• عملیات بیتالمقدس ۷ در منطقه شلمچه.
در کنار این عملیاتها، تیپ در مناطق مختلفی همچون طلائیه، جزیره مجنون، کوشک و ابروئیه، جاده خندق، هورالعظیم، گمرک خرمشهر، فاو، فکه، سردشت، ماووت و شاخ شمیران مأموریتهای پدافندی انجام داد.
پدافند، بخش کمصداتر اما دشوار جنگ بود؛ روزهایی که گاه خبر بزرگی در کار نبود، اما حفظ یک خط، نگه داشتن یک خاکریز یا ایستادن در برابر آتش دشمن، خود یک مأموریت تمامعیار بود. از همین رو، کارنامه الغدیر تنها فهرستی از عملیاتهای آفندی نیست؛ روایت سالهایی است که این یگان در رفتوآمد میان حمله و دفاع، بخشی از بار جبهه ها را بر دوش کشید.
میراث تیپ الغدیر
ویژگی تیپ الغدیر فقط در حضور آن در عملیاتهای بزرگ خلاصه نمیشود. بخشی از این میراث، در توان فرماندهی، سازماندهی نیروها و پیوند آن با بدنه مردمی استان یزد شکل گرفت.
رزمندگان یزدی در کنار حضور رزمی، در زمینههایی مانند حفر تونل و کانال، پشتیبانی، تهیه تجهیزات و کمکرسانی به جبههها نیز نقش داشتند. جنگ فقط در سنگرها جریان نداشت؛ در خانهها، کارگاهها، مسجدها و کوچههای شهر نیز ادامه داشت.
پشت هر رزمندهای که راهی جبهه میشد، خانوادهای بود که چشم به راه میماند و پشت هر خطی که در جبهه حفظ میشد، مردمی بودند که بخشی از زندگی خود را به پشتیبانی از آن خط سپرده بودند.
پس از پایان جنگ، تیپ الغدیر در مأموریتهای امنیتی مناطق مختلف کشور، از جمله شمالغرب، حضور یافت و در سالهای بعد نیز در مأموریتهای دفاع از حرم مشارکت کرد. با این حال، هویت تاریخی این یگان بیش از هر چیز با هشت سال دفاع مقدس، فرماندهان شهید و رزمندگانی پیوند خورده است که در جبهههای جنوب و غرب کشور جنگیدند.
یادگار ماندگار یک یگان
تاریخ تیپ ۱۸ الغدیر را نمیتوان تنها با نام چند فرمانده یا فهرست عملیاتها روایت کرد.
این تاریخ از مجموعهای از انسانها شکل گرفته است؛ از فرمانده تیپ تا فرمانده گردان و گروهان، از مسئول محور و ستاد تا رزمندهای که در خط مقدم ایستاد و بازنگشت.
نامهایی چون ذبیحالله عاصیزاده، ابراهیم جعفرزاده، خلیل حسنبیگی، سیدمحمد ابراهیمی سریزدی و دیگر فرماندهان و رزمندگان شهید، بخشی از حافظه تاریخی تیپ الغدیر و استان یزد هستند.
سالها گذشته است. بسیاری از خاکریزها دیگر آن شکل و شمایل گذشته را ندارند، سنگرها خاموش شدهاند و صدای توپخانه در جبههها جای خود را به سکوت داده است؛ اما نام انسانهایی که در آن سالها ایستادند، هنوز میتواند راهی برای رسیدن به آن روزها باز کند.
بزرگداشت آنان، تنها بازخوانی گذشته نیست؛ تلاشی است برای حفظ روایت انسانهایی که در دشوارترین سالهای تاریخ معاصر، مسئولیت خود را در برابر کشور و مردم بر عهده گرفتند.
تیپ ۱۸ الغدیر، بخشی از تاریخ دفاع مقدس یزد است؛ تاریخی که از دارالعباده آغاز شد، به سنگرهای جنوب و غرب رسید و با نام مردانی گره خورد که بخشی از عمر و جان خود را در دفاع از این سرزمین گذاشتند.
یاد فرماندهان، رزمندگان و شهدای تیپ ۱۸ الغدیر و همه ایثارگران استان یزد گرامی باد.