مدیرعامل گروه صنعتی معدنی شهداب یزد در گفتوگوی اختصاصی با بشارت یزد:
علی کریمپور ملکی، نجمه محمدحسینی/ گروه صنعتی معدنی شهداب یزد از مجموعههای باسابقه و فعال در حوزه معدن و صنایع وابسته کشور است، مجموعهای که فعالیت خود را از عملیات معدنی و پیمانکاری فراتر برده و در حوزههای اکتشاف، استخراج، فرآوری، ماشینآلات و قطعات، حملونقل و توسعه زنجیره معدن نیز فعالیت دارد و در مجموع شرکتهای خود بیش از پنج هزار نیروی انسانی مستقیم را به کار گرفته است. در شرایطی که افزایش هزینههای استخراج، رشد قیمت مواد ناریه، دشواری تأمین ماشینآلات و قطعات، محدودیتهای واردات، مشکلات حملونقل و تعدد بخشنامههای اقتصادی، فعالیت معدنکاران را با چالش مواجه کرده، حمیدرضا شرافت، مدیرعامل گروه صنعتی معدنی شهداب یزد، در این گفتوگو از مهمترین دغدغههای بخش معدن و برنامههای این مجموعه برای سالهای آینده میگوید.
اگر بخواهیم از مهمترین مشکلات امروز معدن شروع کنیم، شرایط معدنکاری نسبت به پنج یا ۱۰ سال گذشته چقدر تغییر کرده است؟
واقعیت این است که معدنکاری نسبت به پنج یا ۱۰ سال گذشته بسیار سختتر و پرهزینهتر شده است. تقریباً تمام مؤلفههای هزینهای ما افزایش پیدا کرده؛ از ماشینآلات و قطعات گرفته تا سوخت و مواد ناریه. به همین دلیل اگر امروز بخواهیم یک معدن را با همان نگاه و روش گذشته استخراج کنیم و فقط ماده معدنی را بفروشیم، در بسیاری از موارد دیگر توجیه اقتصادی سابق را ندارد.
این افزایش هزینهها تا چه اندازه جدی شده که اصل اقتصادی بودن استخراج را تحت تأثیر قرار داده است؟
بهخصوص در معادنی که باطلهبرداری بالایی دارند، موضوع بسیار جدی است. شما باید حجم زیادی باطله را جابهجا کنید تا به ماده معدنی برسید و تمام این عملیات نیازمند ماشینآلات، سوخت، لاستیک، قطعات و نیروی انسانی است. وقتی قیمت تمام این موارد بالا میرود، هزینه استخراج هم بهشدت افزایش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، اگر قیمت ماده معدنی متناسب با هزینهها افزایش پیدا نکند، طبیعی است که حاشیه اقتصادی معدن کاهش پیدا کند. به همین دلیل امروز دیگر نمیتوان صرفاً به استخراج و فروش ماده خام فکر کرد و باید به سمت ایجاد زنجیره ارزش و فرآوری حرکت کرد.
مواد ناریه هم یکی از موضوعاتی است که معدنکاران نسبت به آن گلایه دارند. وضعیت این بخش چگونه است؟
مواد ناریه نسبت به گذشته چند برابر گرانتر شده و تأمین آن نیز دشوارتر شده است. این موضوع مستقیماً روی هزینه استخراج اثر میگذارد. معدن برای عملیات استخراج در بسیاری از موارد به انفجار و مواد ناریه نیاز دارد و نمیتوان این هزینه را از معادلات اقتصادی حذف کرد.
وقتی مواد ناریه چند برابر میشود، در کنار افزایش قیمت سوخت، قطعات و ماشینآلات، مجموع هزینه استخراج به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند.

در کنار این موارد، ماشینآلات معدنی هم به یکی از چالشهای جدی تبدیل شدهاند. چرا تأمین ماشینآلات مناسب دشوار شده است؟
ماشینآلات معدنی، بهخصوص ماشینآلات با ظرفیت بالا، سرمایه بسیار سنگینی نیاز دارند. برای مثال یک کامیون معدنی با ظرفیت حدود ۱۰۰ تن ممکن است حدود یک میلیون و چند صد هزار دلار قیمت داشته باشد. با نرخ ارز فعلی، خرید چنین ماشینی سرمایه بسیار زیادی میخواهد.
به همین دلیل بسیاری از شرکتها به سمت ماشینآلات کارکرده رفتهاند. اما ماشین کارکرده فقط قیمت خرید نیست؛ هزینه تعمیرات، نگهداری، قطعات، مصرف سوخت و توقف دستگاه را هم باید در نظر گرفت.
ما در شهداب طی سالهای گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی برای بهروزرسانی ناوگان خود انجام دادهایم و بخش زیادی از ماشینآلات ما مدلهای جدید هستند، اما ماشینآلات معدنی عمر اقتصادی مشخصی دارند و نمیتوان برای سالهای طولانی روی یک ناوگان ثابت حساب کرد.
اگر محدودیت واردات ماشینآلات و قطعات ادامه پیدا کند، آینده فعالیت معادن را چگونه میبینید؟
اگر شرایط موجود ادامه پیدا کند، طی دو تا سه سال آینده ممکن است ظرفیت فعالیت بسیاری از معادن به شکل جدی کاهش پیدا کند و حتی برخی فعالیتها متوقف شود.
معدن بدون ماشینآلات و قطعات نمیتواند تولید کند. شما اگر بهترین معدن دنیا را هم داشته باشید اما ماشینآلات مناسب در اختیار نداشته باشید، عملاً امکان استخراج وجود ندارد.
برخی معتقدند برای حل این مشکل باید تمام نیاز کشور از طریق تولید کنندگان داخلی تأمین شود. این نگاه را چطور ارزیابی میکنید؟
حمایت از تولید داخل اصل درستی است، اما باید واقعیت صنعت معدن را هم دید. در ماشینآلات سنگین معدنی با ظرفیتهای بالا هنوز تولید داخلی در حدی نیست که بتواند نیاز معادن بزرگ کشور را تأمین کند.
ممکن است برخی ماشینآلات در داخل مونتاژ شوند یا بخشی از قطعات آنها تولید داخل باشد، اما ماشینآلات سنگین با ظرفیتهای بالا و استانداردهای مورد نیاز معادن بزرگ هنوز بهطور کامل در داخل تولید نمیشوند. ضمن اینکه نمیتوان معدن را متوقف کرد تا زمانی که همه ماشینآلات مورد نیاز در داخل تولید شود. باید در کنار حمایت از تولید داخل، امکان تأمین ماشینآلات مورد نیاز بخش معدن نیز فراهم باشد.
از ماشینآلات که عبور کنیم، موضوع حملونقل هم یکی از دغدغههای بخش معدن است. مشکل اصلی را در کجا میبینید؟
بخش مهمی از مشکل به زیرساخت برمیگردد. برای معدن، حملونقل ریلی اهمیت بسیار زیادی دارد. هزینه حمل ریلی در بسیاری از موارد تقریباً نصف حمل جادهای است و از نظر زیست محیطی نیز مزیتهای قابل توجهی دارد.
اما ظرفیت شبکه ریلی کشور متناسب با رشد تولیدات معدنی افزایش پیدا نکرده است. وقتی تولید معدن افزایش پیدا میکند اما ظرفیت حملونقل ریلی ثابت میماند، طبیعتاً فشار بیشتری به جادهها وارد میشود.
شهداب خودش هم در حوزه حملونقل ریلی ورود کرده است؟
بله. شهداب در یک مجموعه ریلی سهامدار است و تلاش داریم در این حوزه توسعه ایجاد کنیم. اعتقاد ما این است که ظرفیت حملونقل ریلی کشور باید افزایش پیدا کند و وجود چند مجموعه توانمند در این بخش میتواند به توسعه رقابت و افزایش ظرفیت کمک کند.
شما در صحبتهایتان از «خودتحریمی» سخن گفتید. منظورتان چیست؟
منظورم بخشی از مشکلاتی است که به دلیل تعدد بخشنامهها و تصمیمات متغیر داخلی ایجاد میشود. یک روز موضوع ارز مطرح است، یک روز صادرات، یک روز واردات و روز دیگر تعهدات ارزی. این تغییرات باعث میشود فعال اقتصادی نتواند برای چند ماه یا چند سال آینده برنامهریزی مشخصی داشته باشد.
تحریم خارجی به اندازه کافی برای تولیدکننده مشکل ایجاد میکند؛ اگر در داخل نیز با تصمیمات متغیر و بخشنامههای متعدد شرایط را سختتر کنیم، در واقع خودمان بخشی از مسیر تولید را دشوار کردهایم.
با توجه به اصلاح قانون معادن، انتظار شما از قانون جدید چیست؟
بخش خصوصی پیشنهادهای خود را از طریق خانه معدن ایران و کمیسیونهای تخصصی اتاق بازرگانی ارائه کرده است. انتظار ما این است که در اصلاح قانون معدن، دیدگاه فعالان واقعی این بخش مورد توجه قرار گیرد.
قانون باید بهگونهای باشد که سرمایهگذار واقعی بتواند با اطمینان وارد معدن شود و برای آینده برنامهریزی کند.
در سالهای اخیر بحث اکتشاف هم بسیار جدی شده است. به نظر شما کشور در این زمینه عقب است؟
بله، اکتشاف باید یکی از اولویتهای اصلی بخش معدن باشد. اگر امروز برای اکتشاف سرمایهگذاری نکنیم، در سالهای آینده با مشکل تأمین خوراک صنایع معدنی مواجه خواهیم شد.
کشور ما ظرفیت معدنی بسیار بالایی دارد، اما هنوز بخش زیادی از ظرفیتهای اکتشافی بهطور کامل شناسایی نشده است. باید از فناوریهای جدید استفاده کنیم تا اکتشاف هم دقیقتر و هم کمهزینهتر شود.
آیا شرکتهای بزرگ معدنی هم به اندازه کافی برای تأمین خوراک سالهای آینده روی اکتشاف سرمایهگذاری کردهاند؟
به اعتقاد من باید بیش از این کار شود. مجموعههایی که امروز تولیدکننده بزرگ هستند باید از همین امروز به فکر خوراک سالهای آینده باشند. اکتشاف فعالیتی نیست که امروز هزینه کنیم و فردا نتیجه بگیریم؛ ممکن است چند سال زمان ببرد تا نتیجه آن مشخص شود.
بنابراین اگر امروز اکتشاف را جدی نگیریم، در آینده مجبور میشویم برای تأمین خوراک صنایع به سراغ ذخایر مناطق دیگر برویم و این مسئله هزینههای حملونقل و تولید را افزایش میدهد.
اگر به داخل مجموعه شهداب نگاه کنیم، مهمترین نقطه ضعف این مجموعه در سالهای گذشته چه بوده است؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، یکی از نقاط ضعفی که داشتیم این بود که طی یک دهه گذشته تمرکز زیادی روی پیمانکاری گذاشتیم و کمتر به سمت ایجاد ذخایر و مالکیت معادن رفتیم. امروز تلاش میکنیم این مسیر را اصلاح کنیم و در کنار فعالیت پیمانکاری، روی اکتشاف و توسعه معادن خودمان نیز سرمایهگذاری کنیم.
این تغییر رویکرد به چه حوزههایی منجر شده است؟
در کنار تکمیل زنجیره فولاد، توسعه اکتشاف برای ما بسیار جدی است. همچنین میخواهیم ورود بیشتری به حوزه فلزات باارزش و عناصر دیگر داشته باشیم.
در حوزه طلا نیز مطالعاتی انجام دادهایم و نتایج اولیه نشان میدهد در یکی از محدودهها ظرفیت مناسبی وجود دارد. اگر مطالعات نهایی به نتیجه برسد، توسعه معدن و ایجاد واحد فرآوری را دنبال خواهیم کرد.
برنامه پنجساله شهداب چیست؟
یکی از مهمترین برنامههای ما تکمیل زنجیره فولاد است؛ از آهن اسفنجی تا ذوب و فولادسازی و تولید محصولات پاییندستی.
در بخش فرآوری نیز احداث واحدهای کنسانتره در مناطق معدنی از جمله محدودههای اطراف ساغند و بافق را دنبال میکنیم. همزمان، واحد اکتشاف گروه را تقویت خواهیم کرد تا بتوانیم در محدودههای دارای پتانسیل بالا حضور جدیتری داشته باشیم.
آینده معدن فقط در استخراج نیست. آینده متعلق به مجموعههایی است که بتوانند از اکتشاف تا فرآوری و تولید محصول نهایی را در یک زنجیره اقتصادی مدیریت کنند.
اگر سه تصمیم در اختیار شما باشد که بتواند وضعیت معدن کشور را تغییر دهد، چه تصمیماتی میگیرید؟
اول اینکه معدن باید به بخش خصوصی واقعی و توانمند واگذار شود و دولت بیشتر نقش سیاستگذاری و نظارت داشته باشد.
دوم، اکتشاف باید جدی گرفته شود و سرمایهگذاری در این بخش افزایش پیدا کند.
سوم، زیرساختها، بهخصوص حملونقل ریلی، باید متناسب با توسعه معدن افزایش پیدا کند.
یکی از انتقادهای شما مربوط به نحوه برگزاری مزایدههای معدنی است. مشکل را در چه میدانید؟
گاهی در مزایدهها افرادی وارد میشوند که تخصص و سابقه معدنی ندارند، اما به دلیل توان مالی یا انگیزههای دیگر پیشنهادهای بسیار بالایی ارائه میکنند و برنده میشوند.
بعد ممکن است نه توان فنی لازم برای بهرهبرداری داشته باشند و نه اصلاً معدن را توسعه دهند. در نهایت محدوده معدنی قفل میشود و منابع کشور بلااستفاده میماند.
باید سازوکاری وجود داشته باشد که معدن به معدنکار واقعی برسد، نه واسطهای که هدفش انتقال یا فروش محدوده باشد.
اگر بخواهید در پایان یک مطالبه مشخص از مدیریت استان یزد داشته باشید، چه میگویید؟
یزد یکی از قطبهای اصلی معدن کشور است. مردم استان باید سهم بیشتری از منافع این ثروت داشته باشند. پیشنهاد من این است که حداقل پنج درصد و در صورت امکان ۱۰ تا ۱۵ درصد از منافع حاصل از فعالیتهای معدنی برای توسعه زیرساختهای استان و بهخصوص مناطق معدنی اختصاص پیدا کند. این منابع باید در همان مناطقی هزینه شود که معدن در آنجا فعالیت میکند؛ در راه، آب، بهداشت، آموزش، عمران و زیرساختهایی که زندگی مردم را بهبود میدهد.
چرا تأکید دارید این منابع در مناطق معدنی هزینه شود؟
چون اگر امروز معدن را استخراج کنیم و بعد از ۱۵ یا ۲۰ سال ذخیره آن تمام شود، نباید آن منطقه چیزی جز یک معدن خالی برایش باقی مانده باشد. مناطقی داریم که ذخایر معدنی بسیار بزرگی در اختیار دارند، اما اگر برای زیرساخت و زندگی مردم آن مناطق فکری نشود، ممکن است بعد از پایان عمر معدن با کاهش جمعیت و از بین رفتن رونق اقتصادی مواجه شوند. معدن باید برای منطقهای که در آن قرار دارد، ثروت و توسعه ایجاد کند، نه اینکه صرفاً ماده معدنی از منطقه خارج شود. اگر قرار است ثروت زیر پای مردم استخراج شود، باید بخشی از این ثروت نیز برای آبادانی همان سرزمین باقی بماند.