جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 27449

آرامشِ ازدست‌رفته در بافت تاریخی یزد؛ چرا یزد به «پروتکل مدیریت رویداد» نیاز دارد؟

ایمان سامعی

آرامشِ ازدست‌رفته در بافت تاریخی یزد

شهر تاریخی يزد همیشه فقط یک مقصد گردشگری نبوده است؛ یزد تجربه‌ای از سکوت، آرامش و زیستن در ریتمی متفاوت از جهان پرهیاهوی امروز بوده است. بسیاری از گردشگران، چه ایرانی و چه خارجی، یزد را نه صرفاً برای دیدن خشت و بادگیر، بلکه برای «حس آرامش» آن انتخاب می‌کنند؛ حسی که در کوچه‌های باریک، نور کم‌جان عصرگاهی، صدای پای رهگذران و شب‌های کم‌هیاهوی بافت تاریخی جریان دارد.

در دوره‌ای که منطقه با تنش‌ها و ناامنی‌های مختلف روبه‌رو بود، یزد می‌توانست از همین ویژگی منحصربه‌فرد خود استفاده کند؛ می‌توانست به مقصدی برای آرامش، اقامت و فاصله‌گرفتن از اضطراب تبدیل شود. بسیاری از شهرها در جهان، در زمان بحران، روی «گردشگری آرامش» و تجربه امن و انسانی شهر سرمایه‌گذاری می‌کنند. یزد نیز چنین ظرفیتی داشت؛ ظرفیتی که نه نیازمند ساخت‌وسازهای پرهزینه بود و نه پروژه‌های تبلیغاتی عظیم، بلکه بر پایه همان هویت اصیل شهر شکل می‌گرفت.

این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم برخی شهرهای رقیب یزد در حوزه گردشگری، مانند اصفهان و شيراز، در دوره جنگ و تنش‌های منطقه‌ای بارها با ناامنی و آسیب‌های بیشتری مواجه بودند، در حالی که یزد کمترین آسیب را تجربه کرد و از امنیت و ثبات نسبی بیشتری برخوردار بود. این شرایط می‌توانست یک فرصت تاریخی برای یزد باشد تا به‌عنوان شهری آرام، امن و مناسب برای سفر شناخته شود و در جذب گردشگر از دیگر شهرها پیشی بگیرد.

یزد می‌توانست در آن دوره، برند گردشگری خود را بر پایه «آرامش در دل تاریخ» تثبیت کند؛ شهری که گردشگر در آن نه‌تنها آثار تاریخی می‌بیند، بلکه احساس امنیت روانی و آسودگی را تجربه می‌کند. اما متأسفانه این فرصت تا حد زیادی از دست رفت. نبود نگاه تخصصی به بافت تاریخی به‌عنوان یک منطقه حساس گردشگری، و برگزارشدن برخی راهپیمایی‌ها، تجمع‌ها و رویدادهای پرصدا در قلب بافت، آرامشی را که مهم‌ترین سرمایه فرهنگی شهر بود، مخدوش کرد.

نتیجه آن شد که بخشی از مسافران، به‌جای تجربه سکوت و امنیت روانی، با فضایی پرتنش و ناآرام مواجه شدند؛ فضایی که با تصویر ذهنی آنان از یزد فاصله داشت. در دنیای امروز، تجربه گردشگر به‌سرعت منتقل می‌شود. وقتی شهری نتواند کیفیت تجربه و آرامش خود را حفظ کند، خیلی زود مقصدهای دیگر جایگزین می‌شوند. بسیاری از مسافران، شهرهایی را انتخاب می‌کنند که در آن بتوانند چند روزی از فشارهای روانی و هیاهوی روزمره فاصله بگیرند. یزد می‌توانست یکی از مهم‌ترین این مقاصد باشد، اما بخشی از این مزیت رقابتی را به‌دلیل نبود مدیریت تخصصی از دست داده است.

در کنار همه این مسائل، پرسشی جدی نیز وجود دارد: تا چه زمانی قرار است تمام تجمع‌ها، مراسم‌ها و رویدادهای بزرگ شهری در اميرچخماق برگزار شود؟ میدانی تاریخی با قدمتی نزدیک به ششصد سال، که بخشی از هویت معماری و فرهنگی یزد است، نمی‌تواند برای همیشه بار تمام برنامه‌های پرجمعیت، بلندگوهای سنگین، ازدحام، لرزش و فشارهای مداوم را تحمل کند.

در بسیاری از شهرهای تاریخی دنیا، برای حفاظت از بناها و میدان‌های میراثی، رویدادهای پرجمعیت به فضاهای جدید و استاندارد منتقل شده‌اند تا هم آثار تاریخی حفظ شوند و هم زندگی روزمره شهر مختل نشود. اما در یزد، هنوز جایگزین مناسبی برای برگزاری مراسم‌های گسترده شهری تعریف نشده و تقریباً هر مناسبتی دوباره به میدان امیرچخماق بازمی‌گردد.

این وضعیت فقط مسئله حفاظت از بنا نیست؛ مسئله کیفیت زندگی شهری نیز هست. کسبه و ساکنان اطراف میدان بارها با بسته‌شدن مسیرها، ازدحام، آلودگی صوتی و اختلال در فعالیت روزانه مواجه می‌شوند. بافت تاریخی، محل زندگی واقعی مردم است، نه صرفاً یک دکور شهری برای برگزاری مراسم‌های دائمی.

مسئله، مخالفت با اصل برگزاری مراسم یا رویدادهای رسمی نیست. مسئله این است که آیا هر نوع رویدادی، با هر مقیاس و هر میزان صدا و ازدحام، باید در حساس‌ترین و شکننده‌ترین بخش شهر تاریخی برگزار شود؟ آیا بافت تاریخی یزد فقط یک «صحنه» برای نمایش رویدادهاست، یا موجودی زنده است که نیاز به حفاظت، مدیریت و احترام دارد؟

واقعیت این است که امروز بسیاری از شهرهای تاریخی جهان برای برگزاری رویداد در محدوده‌های میراثی، دارای دستورالعمل‌ها و پروتکل‌های مشخص هستند؛ از محدودیت حجم صدا و نور گرفته تا کنترل جمعیت، ساعت برگزاری، مسیر حرکت، مدیریت پسماند و ارزیابی اثرات اجتماعی و فرهنگی. زیرا تجربه جهانی نشان داده که هویت تاریخی شهرها، فقط با مرمت دیوارها حفظ نمی‌شود؛ بلکه کیفیت زندگی، حس مکان و آرامش فضا نیز بخشی از میراث فرهنگی است. در یزد، هنوز چنین پروتکل جامعی وجود ندارد. نتیجه آن، تصمیم‌های مقطعی، سلیقه‌ای و گاه پرهزینه‌ای است که می‌تواند هم به تجربه گردشگر آسیب بزند، هم کیفیت زندگی ساکنان بافت تاریخی را کاهش دهد و هم به بناهای ارزشمند تاریخی فشار وارد کند. شهری که ثبت جهانی شده، نمی‌تواند بدون معیار مشخص، هر بار میزبان رویدادهایی باشد که با ماهیت آرام و انسانی آن ناسازگارند.

به همین دلیل، عاجزانه از مسئولان ميراث فرهنگى، استانداری، شهرداری، کارشناسان شهری و فعالان گردشگری درخواست می‌شود که هرچه سریع‌تر با همفکری، گفت‌وگو و استفاده از تجربه بافت‌های تاریخی موفق جهان، دستورالعمل و پروتکل جامع «مدیریت رویداد در بافت تاریخی یزد» را تدوین و اجرایی کنند؛ پیش از آنکه آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی و گردشگری این وضعیت، عمیق‌تر و جبران‌ناپذیرتر شود.

این پروتکل می‌تواند شامل چند اقدام عملی و فوری باشد:

 • تعیین محدوده‌های ممنوعه یا محدود برای رویدادهای پرجمعیت در بافت تاریخی.

 • تعریف مکان‌های جایگزین برای تجمع‌ها و مراسم‌های بزرگ شهری.

 • تعیین سقف مجاز صدا، نور و تعداد جمعیت در محدوده‌های تاریخی.

 • ممنوعیت نصب تجهیزات سنگین و آسیب‌زا در میدان‌ها و بناهای تاریخی.

 • انجام ارزیابی اثرات اجتماعی و گردشگری پیش از صدور مجوز هر رویداد.

 • حضور نمایندگان ساکنان و کسبه در فرآیند تصمیم‌گیری.

 • تدوین تقویم سالانه رویدادها برای جلوگیری از فشار مداوم بر بافت.

 • الگوبرداری از تجربه شهرهای تاریخی موفق جهان در مدیریت رویداد و گردشگری آرام.

یزد سرمایه‌ای دارد که بسیاری از شهرها آرزوی آن را دارند: آرامش. این آرامش، بخشی از برند فرهنگی و گردشگری شهر است. اگر آن را از بین ببریم، چیزی فراتر از سکوت کوچه‌ها را از دست داده‌ایم؛ ما مزیت رقابتی، تصویر گردشگری و هویت انسانی شهر را تضعیف کرده‌ایم.

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای استفاده بی‌پایان از بافت تاریخی برای هر مناسبت و رویداد، از خود بپرسیم: آیا آنچه امروز در شهر برگزار می‌کنیم، به ماندگاری روح یزد کمک می‌کند یا آن را فرسوده‌تر می‌سازد؟

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *