«فرهاد مرتاض» گردآورنده و ویراستار کتاب «دیباچه عمر» در گفتگو با بشارت یزد، روند شکلگیری این اثر فرهنگی را تشریح کرد:
- «فرهاد مرتاض» گردآورنده و ویراستار کتاب «دیباچه عمر؛ از تجّار شیرازی تا خاندان مرتاض»، در گفتوگو با بشارت یزد از روند شکلگیری این اثر فرهنگی گفت. او که طی چهار سال گردآوری، تدوین و آمادهسازی این مجموعه را مدیریت کرده است، هدف خود از انتشار کتاب «دیباچه عمر؛ از تجّار شیرازی تا خاندان مرتاض» را حفظ و اطلاع رسانی بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یزد دانست
- به گفته فرهاد مرتاض، این کار با حمایت و همراهی عمویش «دکتر حاجب مرتاض» و همکاری گروهی از پژوهشگران، هنرمندان و دوستداران فرهنگ یزد انجام شد. در این کتاب مجموعهای از اسناد، نامهها و تصاویر تاریخی گردآوری شده که بسیاری از آنها برای نخستینبار منتشر میشوند. گفتگوی بشارت یزد با «فرهاد مرتاض» را در صفحه آخر بخوانید
علیرضا نقلی/ «فرهاد مرتاض» گردآورنده و ویراستار کتاب «دیباچه عمر؛ از تجّار شیرازی تا خاندان مرتاض»، در گفتوگو با بشارت یزد از روند شکلگیری این اثر فرهنگی گفت. او که طی چهار سال گردآوری، تدوین و آمادهسازی این مجموعه را مدیریت کرده است، هدف خود از انتشار کتاب «دیباچه عمر؛ از تجّار شیرازی تا خاندان مرتاض» را حفظ و اطلاع رسانی بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یزد دانست.
به گفته فرهاد مرتاض، این کار با حمایت و همراهی عمویش «دکتر حاجب مرتاض» و همکاری گروهی از پژوهشگران، هنرمندان و دوستداران فرهنگ یزد انجام شد. در این کتاب مجموعهای از اسناد، نامهها و تصاویر تاریخی گردآوری شده که بسیاری از آنها برای نخستینبار منتشر میشوند. در ادامه گفتگوی بشارت یزد با «فرهاد مرتاض» را می خوانیم:
ایده تألیف و انتشار این کتاب از کجا شکل گرفت؟
ایده تألیف کتاب «دیباچه عمر» از دل آرشیو خانوادگی و در جریان مرور مجموعهای از اسناد، نامهها، قبالهها، دستنوشتهها و آلبومهای قدیمی شکل گرفت؛ گنجینهای که در طول دو سده گذشته در خاندان مرتاض حفظ شده بود. این اسناد بخشی از تاریخ بازرگانی، اجتماعی، فرهنگی و پزشکی یزد را در خود جای داده و تصویری زنده از زیست و اندیشه مردمان این شهر ارائه میکنند.
انگیزه اصلی ام از آغاز این کار، نجات این مدارک از نابودی و فراموشی و فراهم آوردن امکانی بود تا این میراث به شکلی مستند و در دسترس در اختیار پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ قرار گیرد.
این ایده با حمایت، توجه و پیگیریهای “دکتر حاجب مرتاض” شکل گرفت و در نهایت به پروژهای چندساله برای تدوین و انتشار اثری انجامید که بسیاری از این اسناد را برای نخستینبار در خود جای داده است.
کتاب بیشتر بر چه جنبه هایی از زندگی دکتر مرتاض تمرکز دارد؟
هرچند بخش قابلتوجهی از کتاب به زندگی و خدمات علمی و انسانی “دکتر حاجب مرتاض” اختصاص دارد، اما محور اصلی اثر فراتر از یک زندگینامه فردی است. دیباچه عمر در واقع روایتی مستند از پیوستگی پنج نسل از خاندان مرتاض است که در بستر تاریخ اجتماعی و فرهنگی یزد نقشآفرین بودهاند.
در مقدمه کتاب، هدف از نگارش اثر و مروری کلی بر بخشهای آن ارائه شده است. پس از مقدمه، شجرهنامهای از خاندان مرتاض و اجداد شیرازیِ ایشان و دیگر وابستگان آورده شده که بیش از چهارصد نفر را دربرمیگیرد و پیوندهای خویشاوندی و تاریخی خانواده را نشان میدهد.
کتاب در هفت بخش و دو ضمیمه تنظیم شده و بهصورت توأمان به فعالیتهای بازرگانی، اجتماعی، معماری، حقوقی و پزشکیِ خاندان مرتاض و اجدادشان از خاندان تجّار شیرازی میپردازد؛ حرفهها و مسیرهایی که بازتابی از دگرگونیهای فرهنگی و اجتماعی یزد در دو سده اخیر است.
در سه بخش نخست، به دوران پیشینیان خاندان مرتاض پرداخته شده است؛ روزگاری که محمداسماعیل تاجر شیرازی، جد بزرگ من، همراه با برادرش و پسر برادرش (ملکالتجار) و نیز پسرانش (علیآقا شیرازی و محمدصادق شیرازی) فعالیتهایی گسترده در زمینه تجارت خشکبار، ادویهجات، تریاک، شکر، چینیآلات و دیگر کالاهای صادراتی و وارداتی آن دوران داشتند و شبکهای از تجارت خانوادگی میان یزد، شیراز، بمبئی، مسقط، هنگکنگ و بطاویا (جاکارتای امروزی) را اداره میکردند.
در نسل بعد، با میرزا عزیزالله مرتاض، فرزند علیآقا شیرازی، مسیر خانواده از بازرگانی به حوزه حقوق و دادگستری پیوند میخورد. او از نخستین وکلای رسمی در سالهای آغازین تشکیل نهاد دادگستری نوین ایران بود و اثری انتقادی در زمینه تحول نظام قضایی ایران در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی به قلم او برجای مانده است که بخشهایی از آن در کتاب آمده است.

برادر او، دکتر روحالله امیرروحی، از نخستین یزدیانی بود که برای تحصیل در رشته پزشکی راهی خارج از کشور شد و پس از بازگشت، بهعنوان پزشکی متخصص شناخته شد. بخشی از کتاب نیز به زندگی و خدمات علمی و اجتماعی او اختصاص یافته است.
این مسیر، در ادامه، به نسلهای بعدی و از جمله دکتر حاجب مرتاض و دکتر هُدا مرتاض میرسد که در فصلهای پایانی کتاب، زندگی و خدمات آنان با نگاهی تاریخی و بر پایه روایتهای خودنوشت بررسی شده است.
هدف کتاب، ارائه تصویری مستند از تداوم دانش، تلاش و خدمت در بستر دو سده اخیر یزد است؛ بیآنکه نگاهی تمجیدی یا خانوادگی بر آن حاکم باشد، بلکه با رویکردی پژوهشی و مستند به اسناد اصیل تاریخی و خانوادگی تدوین شده است.
در روند تدوین کتاب، چه بخش یا خاطرهای از زندگی “دکتر مرتاض“ برای شما تأثیرگذارتر بود؟
در روند شکلگیری کتاب، آنچه برای من بسیار چشمگیر بود، پیگیری و دقت “دکتر حاجب مرتاض” در همه مراحل کار بود. در طول بیش از چهار سال تهیه و تدوین کتاب، ایشان تقریباً هر روز در جریان پیشرفت کار قرار میگرفتند و با وسواس و نظم خاصی همهچیز را دنبال میکردند.
بهویژه در زمان تهیهی شجرهنامه خاندان مرتاض، بسیار پیگیر بودند؛ بسیاری از نامها و اطلاعات باید از بستگان دور در شهرهای دیگر گردآوری میشد و ایشان شخصاً تماس میگرفتند و صحت اطلاعات را بررسی میکردند. این روحیهی دقیق و مسئولانه، نقش مهمی در کامل و مستند شدن بخشهای مختلف کتاب داشت.
اگر بخواهید شخصیت “دکتر مرتاض“ را در چند جمله توصیف کنید، چه ویژگیهایی را مهمتر میدانید؟
اگر بخواهم شخصیت “دکتر حاجب مرتاض” را در چند جمله توصیف کنم، باید بگویم که ایشان نمونهی کمنظیری از نظم، مسئولیتپذیری، آیندهنگری، قدرشناسی و خستگیناپذیری هستند. در همهی مراحل زندگی و کارشان، امید به بهبود و ساختن مشهود است؛ چه در عرصهی پزشکی و خدمت، چه در پیگیری پروژههای فرهنگی و اجتماعی. این ویژگیها باعث شد که در هر مسیری که گام نهادند، تأثیری ماندگار و سازنده بر اطرافیان و نسلهای بعدی بگذارند.
بیمارستان مرتاض از ابتدای تأسیس تا امروز، چه مسیری را طی کرده است؟
بیمارستان مرتاض در شکل امروزیاش حدود بیست سال پیش ساخته شد، اما سابقه فعالیتهای پزشکی خانوادهی مرتاض به چند دهه پیشتر بازمیگردد. پیش از آن، دکتر حاجب مرتاض و برادرشان، دکتر هُدا مرتاض، سالها در بیمارستان کارگران (هراتی) و سپس در بیمارستان گودرز، با عنوان «گروه پزشکی مراد»، فعالیت میکردند.
در کتاب، بهویژه در بخش ضمیمهها، روند شکلگیری و فعالیت این دو مرکز درمانی و چالشهای آن دوران، از جمله مسئلهی مصادره بیمارستان گودرز و پیگیریهای حقوقی بعدی، با تکیه بر اسناد رسمی و نامههای تاریخی روایت شده است. البته هدف در کتاب پرداختن به تاریخچهی درمان یا بیمارستان نبود، بلکه نشان دادن پیوستگیِ خدمت و تعهد پزشکی در بستر دو نسل از خانواده بود؛ تلاشی برای ثبت آنچه ریشه در اخلاق، وجدان کاری و عشق به مردم دارد.

بهنظر شما “دکتر مرتاض“ چه تأثیری بر فضای پزشکی و اخلاق درمان در یزد گذاشت؟
تأثیر “دکتر حاجب مرتاض” بر فضای پزشکی یزد را شاید بتوان در دو بُعد خلاصه کرد: دانش حرفهای و اخلاق انسانی.
او از نخستین پزشکانی است که در دهههای پیش، مفهوم «پزشکی اجتماعی» را در عمل معنا کرد؛ یعنی نگاهی که درمان را جدا از شأن و منزلت انسانی بیمار نمیبیند.
رفتار او با بیماران، چه در دوران فعالیت در بیمارستان گودرز و چه بعدها در بیمارستان مرتاض، همیشه بر پایهی صداقت، فروتنی و احترام به انسان بوده است. بسیاری از پزشکان نسل بعد از او، چه در یزد و چه در شهرهای دیگر، از همین منش تأثیر گرفتهاند.
در عین حال، دکتر مرتاض از چهرههایی می باشد که پیوند میان علم، اخلاق و خدمت را حفظ کرده؛ و شاید همین وجه انسانی است که باعث شده نامش در حافظهی مردم یزد با اعتماد و مهر همراه باشد.