سعیده السادات درخش
از خاطره تلخ مجتمع تجاری«ستاره» یزد تا هجمه علیه «اسپیناس»؛ چرا هر سرمایهگذار بزرگی باید در یزد از میدان مین عبور کند؟
سالهاست همه از ضرورت سرمایهگذاری در یزد سخن میگویند؛ از اشتغال جوانان، رونق گردشگری، توسعه اقتصادی و ضرورت ورود سرمایههای بزرگ. اما پرسش مهم این است که آیا فضای واقعی استان نیز به همان اندازه که در سخنرانیها و جلسات رسمی از سرمایهگذار استقبال میشود، برای سرمایهگذاری امن و جذاب است؟
سرمایهگذار با شعار نمیآید؛ با اعتماد میآید. با اطمینان از اینکه اگر سرمایه خود را وارد یک شهر کرد، فردا با موجی از شایعات، مخالفتها، تخریبها و سنگاندازیهای بیپایان مواجه نخواهد شد.
یزد در این زمینه خاطرهای دارد که نباید فراموش شود؛ «ماجرای سرمایهگذاری مجموعه ستاره» سرمایهگذاری که در نقاط مختلف کشور از جمله بندرعباس و قشم پروژههای بزرگی را اجرا کرده بود و سابقه فعالیت در خارج از یزد داشت، برای سرمایهگذاری به یزد آمد. اما آنچه در مسیر اجرای پروژه با آن مواجه شد، بیش از آنکه تصویر یک استان سرمایهپذیر را نشان دهد، نمونهای از فضایی بود که میتواند هر سرمایهگذاری را نسبت به ورود به یزد مردد کند. در آن سالها، حرف و حدیثها، مخالفتها و فضاسازیها تا جایی پیش رفت که سرمایهگذار از ادامه این مسیر دلسرد شد و نقل شده است که در اوج گلایه و ناامیدی گفته بود: «حتی اگر کوه طلا هم در یزد به من بدهند، دیگر برای سرمایهگذاری به اینجا نمیآیم.»
این جمله، اگرچه تلخ است، اما باید برای امروز یزد یک زنگ هشدار باشد.
سرمایهگذار، یک ساختمان یا یک پروژه را نمیبیند؛ او محیط سرمایهگذاری را میبیند. میسنجد که مدیران، مردم، رسانهها و نهادهای مختلف در برابر سرمایهای که قرار است وارد استان شود چه واکنشی دارند. سرمایهگذار به آینده نگاه میکند و اگر احساس کند هر قدم او قرار است با حاشیه و تخریب همراه باشد، بهسادگی مسیر سرمایه خود را به شهری دیگر تغییر میدهد و امروز، به نظر میرسد این نگرانی بار دیگر در حال تکرار است.

اسپیناس آمده؛ چرا باید از آمدنش نگران باشیم؟
این روزها یک سرمایهگذار بزرگ و یک برند شناختهشده هتلداری تصمیم گرفته در یزد سرمایهگذاری کند؛ پروژهای که بنا بر اعلام مسئولان، میتواند یکی از طرحهای بزرگ گردشگری استان باشد و ظرفیت تازهای به زیرساختهای اقامتی و گردشگری یزد اضافه کند. عملیات اجرایی هتل پنجستاره اسپیناس پالاس یزد نیز بهتازگی آغاز شده و حجم سرمایهگذاری اعلامشده برای آن بیش از پنج هزار میلیارد تومان است.
پرسش ساده است: وقتی سرمایهگذاری حاضر شده سرمایهای در این ابعاد را وارد یزد کند، واکنش ما باید چه باشد؟
آیا باید از او مطالبه شفافیت و رعایت قانون کرد؟ قطعاً.
آیا باید دستگاههای مسئول بر روند اجرای پروژه نظارت داشته باشند؟ بدون تردید.
آیا باید درباره امتیازات، مجوزها و مسائل قانونی پرسشگری شود؟ حتماً.
اما میان نظارت و مطالبهگری با تخریب و سرمایهگذارستیزی فاصله زیادی وجود دارد.
مشکل زمانی آغاز میشود که هنوز پروژهای در ابتدای مسیر است، هنوز حتی فرصت قضاوت درباره عملکرد آن فراهم نشده، اما برخی جریانها در فضای مجازی با فضاسازی، القای شبهه و تولید بیاعتمادی، تلاش میکنند اصل سرمایهگذاری را به یک مسئله منفی تبدیل کنند.
این رفتار، پیش از آنکه به سرمایهگذار آسیب بزند، به یزد آسیب میزند.
سرمایهگذار واقعی را با زمینخوار یکی نگیریم
باید یکبار برای همیشه میان کسی که زمین میگیرد و سالها پروژه را رها میکند با سرمایهگذاری که وارد میدان میشود، سرمایه واقعی میآورد، پیمانکار به کار میگیرد و پروژه را جلو میبرد، تفاوت قائل شویم.
یکی از آسیبهای جدی توسعه در کشور همین است که گاهی به نام مبارزه با رانت، راه بر سرمایهگذاری واقعی نیز بسته میشود. بله؛ باید با رانت مقابله کرد. بله؛ واگذاریها باید شفاف باشد. بله؛ هیچ سرمایهگذاری نباید فراتر از قانون قرار گیرد.
اما نتیجه مبارزه با رانت نباید به اینجا برسد که هرکس توان سرمایهگذاری دارد، پیش از آنکه پروژهاش به مرحله بهرهبرداری برسد، از ادامه مسیر پشیمان شود.
استاندار یزد نیز در آیین آغاز این پروژه بر نقش بخش خصوصی و وظیفه مدیریت استان در فراهمکردن زمینه و رفع موانع سرمایهگذاری تأکید کرده است؛ موضوعی که باید از سطح سخن به یک رویکرد عملی و پایدار تبدیل شود.
یزد به سرمایهگذار نیاز دارد، نه فرار سرمایه
واقعیت این است که سرمایه، مرز جغرافیایی نمیشناسد. سرمایهگذار اگر در یزد احساس امنیت، احترام و امکان فعالیت نکند، گزینههای دیگری دارد.
تهران، اصفهان، شیراز، کیش، بندرعباس و دهها شهر دیگر، برای جذب سرمایه رقابت میکنند.
در چنین شرایطی، آیا عاقلانه است که خودمان با دست خود، فضای استان را برای سرمایهگذار ناامن کنیم؟
توسعه، بدون سرمایهگذاری اتفاق نمیافتد و سرمایهگذاری نیز بدون اعتماد شکل نمیگیرد.
یزد نمیتواند از یکسو از کمبود زیرساختهای گردشگری، نبود پروژههای بزرگ و ضرورت ایجاد اشتغال گلایه کند و از سوی دیگر، هر سرمایهگذار بزرگی که تصمیم میگیرد وارد استان شود را با موجی از بدبینی و تخریب مواجه سازد.
تجربه مجتمع «ستاره» باید برای یزد یک درس باشد، نه خاطرهای فراموششده.
نباید اجازه داد امروز، فردا و چند سال بعد، درباره سرمایهگذار دیگری نیز گفته شود که به دلیل فضای ایجادشده در یزد، سرمایه خود را به جای دیگری برد.
نقد کنید، مطالبه کنید؛ اما سرمایه را فراری ندهید
رسانه، فعال مدنی و شهروند حق دارند سؤال کنند. حق دارند بپرسند زمین چگونه واگذار شده است. حق دارند درباره مجوزها، ضوابط، مسائل محیطزیستی و تعهدات سرمایهگذار مطالبهگری کنند. اما مطالبهگری با تخریب فرق دارد. نقد با سمپاشی فرق دارد. شفافیتخواهی با ناامید کردن سرمایهگذار فرق دارد. اگر تخلفی وجود دارد، باید مستند و از مسیر قانونی مطرح شود. اگر ابهامی وجود دارد، مسئولان باید پاسخ دهند. اما اگر هدف، صرفاً ایجاد فضایی باشد که سرمایهگذار از ورود به یزد بترسد، هزینه این رفتار را نه سرمایهگذار، بلکه مردم یزد پرداخت خواهند کرد. امروز شاید مهمترین سؤال پیش روی مدیران، رسانهها و فعالان اجتماعی یزد این باشد: آیا میخواهیم یزد، شهری باشد که سرمایهگذار برای آمدن به آن رقابت کند، یا استانی که سرمایهگذار پس از تجربه یکبار حضور در آن، به دیگران توصیه کند هرگز وارد آن نشوند؟
توسعه یزد به سرمایه، تخصص، جسارت و سرمایهگذاران واقعی نیاز دارد. اگر سرمایهگذار قانونمند و توانمند آمده است، باید از او مطالبه داشت؛ اما در عین حال باید اجازه داد کار کند. یزد بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذار واقعی نیاز دارد؛ بیایید به جای ساختن دیوار مقابل سرمایه، راه توسعه را باز کنیم.