جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 28097

بچه‌هایی که بیشتر از ترحم، «فرصت» می‌خواهند

نگاهی به زندگی، استعدادها و دغدغه‌های دانش‌آموزان آموزشگاه جسمی – حرکتی شهوازیان یزد:

  • مدرسه شهوازیان یزد، جایی است که هیچ پله‌ای در مسیر رفت‌وآمد دانش‌آموزان جسمی‌ـ‌حرکتی وجود ندارد؛ اما شاید مهم‌ترین ویژگی آن نه ساختمان همکف و رمپ و ویلچر، بلکه تلاشی باشد که برای دیدن توانایی‌های این بچه‌ها شکل گرفته است. از پسری که در کلاس، ترانه‌ای از استاد شجریان را با صدایی دلنشین می‌خواند تا دختری که به‌تازگی کتابش به چاپ رسیده و دانش‌آموزی که با وجود معلولیت جسمی‌ـ‌حرکتی، تکالیفش را با خطی چشمگیر می‌نویسد؛ روایت این مدرسه، روایت کودکانی است که بیش از ترحم، به فرصت دیده‌شدن نیاز دارند
  • ادامه فعالیت چنین مجموعه‌ای تنها با اتکا به شهریه خانواده‌ها امکان‌پذیر نیست. خیرین از همان ابتدای شکل‌گیری مدرسه همراه بوده‌اند و نگاه آنها نیز صرفاً ساخت یک ساختمان آموزشی نبوده است؛ هدف، ایجاد مجموعه‌ای متفاوت و کارآمد برای دانش‌آموزان جسمی‌ـ‌حرکتی بوده است.
    حتی بخشی از حقوق پرسنل نیز با حمایت خیر پرداخت می‌شود. شهریه سالانه حدود دو تا سه میلیون تومان است و از حدود نیمی از دانش‌آموزان به دلیل شرایط مالی خانواده‌ها دریافت نمی‌شود. مدرسه در تأمین برخی نیازهای دانش‌آموزان مانند پوشک، واکر، عصا و ویلچر نیز حمایت‌هایی دارد




افسانه طاهرنژاد/ مدرسه شهوازیان یزد، جایی است که هیچ پله‌ای در مسیر رفت‌وآمد دانش‌آموزان جسمی‌ـ‌حرکتی وجود ندارد؛ اما شاید مهم‌ترین ویژگی آن نه ساختمان همکف و رمپ و ویلچر، بلکه تلاشی باشد که برای دیدن توانایی‌های این بچه‌ها شکل گرفته است. از پسری که در کلاس، ترانه‌ای از استاد شجریان را با صدایی دلنشین می‌خواند تا دختری که به‌تازگی کتابش به چاپ رسیده و دانش‌آموزی که با وجود معلولیت جسمی‌ـ‌حرکتی، تکالیفش را با خطی چشمگیر می‌نویسد؛ روایت این مدرسه، روایت کودکانی است که بیش از ترحم، به فرصت دیده‌شدن نیاز دارند.

از نخستین آجر، با نگاه به نیازهای دانش‌آموزان

در بسیاری از ساختمان‌ها، مناسب‌سازی پس از ساخت بنا آغاز می‌شود؛ رمپی اضافه می‌شود یا مسیری برای عبور ویلچر در نظر می‌گیرند. اما طراحی مدرسه شهوازیان از ابتدا بر اساس نیاز دانش‌آموزان جسمی‌ـ‌حرکتی انجام شده است.
تمام فضای مدرسه در یک سطح ساخته شده و پله‌ای در مسیر تردد دانش‌آموزان وجود ندارد. ویلچرهای دستی و برقی می‌توانند در بخش‌های مختلف مجموعه حرکت کنند؛ جزئیاتی که شاید برای یک فرد عادی ساده به نظر برسد، اما برای دانش‌آموزی که با ویلچر زندگی می‌کند، معنای «استقلال» دارد.
این مجموعه در زمینی حدود چهار هزار مترمربع و در سه سالن ساخته شده و ۳۰ کلاس درس، اتاق‌های گفتاردرمانی، کاردرمانی و فیزیوتراپی، استخر آب‌درمانی، سالن اجتماعات، اتاق بازی و فضاهای اداری و آموزشی دارد.
حدود ۱۲۰ دانش‌آموز از دوره آمادگی تا ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم در این مدرسه تحصیل می‌کنند و دختران و پسران در تمام مقاطع در کنار یکدیگر هستند.

بیش از یک کلاس و نیمکت

برای این دانش‌آموزان، مدرسه فقط محل درس خواندن نیست. به گفته زارع، بچه‌ها وابستگی زیادی به مدرسه پیدا کرده‌اند و حتی تعطیلی آن برای بسیاری‌شان خوشایند نیست؛ چون مدرسه برای آنها علاوه بر آموزش، محل ارتباط با دوستان، آرامش، فعالیت و دریافت خدمات توانبخشی است.
کاردرمانی، فیزیوتراپی و استخر آب‌درمانی در کنار آموزش قرار گرفته‌اند. اتاق بازی نیز متناسب با شرایط دانش‌آموزان تجهیز شده و در بخش ورزشی، علاوه بر فعالیت‌های معمول، ورزش‌هایی مانند «بوچیا» دنبال می‌شود.



استعدادهایی که در نگاه اول دیده نمی‌شوند

اما آنچه در بازدید از مدرسه بیشتر از تعداد کلاس‌ها و امکانات به چشم می‌آمد، خود بچه‌ها بودند.
در یکی از کلاس‌ها، مدیر از پسری خواست برای مهمانان آواز بخواند. پسرک یکی از ترانه‌های استاد شجریان را با صدایی دلنشین خواند؛ اجرایی کوتاه که نشان می‌داد پشت تصویری که گاهی جامعه از «معلولیت» می‌بیند، استعدادهایی هست که باید فرصت دیده شدن پیدا کنند.
در کلاس دیگری، دختری را دیدم که به‌تازگی کتابش چاپ شده بود. در کلاس دیگری هم پسربچه‌ای با وجود معلولیت جسمی‌ـ‌حرکتی، تکالیفش را با خطی خوش و مرتب می‌نوشت؛ صحنه‌ای که برای حاضران شگفت‌انگیز بود.
شاید همین چند تصویر بیشتر از هر آماری بتواند فلسفه چنین مدرسه‌ای را نشان دهد؛ قرار نیست فقط محدودیت‌های بچه‌ها دیده شود، توانایی‌هایشان هم باید دیده شود.

پشتوانه‌ای که از روزهای اول همراه مدرسه بود

ادامه فعالیت چنین مجموعه‌ای تنها با اتکا به شهریه خانواده‌ها امکان‌پذیر نیست. خیرین از همان ابتدای شکل‌گیری مدرسه همراه بوده‌اند و نگاه آنها نیز صرفاً ساخت یک ساختمان آموزشی نبوده است؛ هدف، ایجاد مجموعه‌ای متفاوت و کارآمد برای دانش‌آموزان جسمی‌ـ‌حرکتی بوده است.
حتی بخشی از حقوق پرسنل نیز با حمایت خیر پرداخت می‌شود. شهریه سالانه حدود دو تا سه میلیون تومان است و از حدود نیمی از دانش‌آموزان به دلیل شرایط مالی خانواده‌ها دریافت نمی‌شود. مدرسه در تأمین برخی نیازهای دانش‌آموزان مانند پوشک، واکر، عصا و ویلچر نیز حمایت‌هایی دارد.



وقتی شهر هنوز برای ویلچر آماده نیست

مدرسه هرچقدر هم مناسب‌سازی شده باشد، دانش‌آموزان نمی‌توانند تمام زندگی خود را در فضای مدرسه بگذرانند.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که از در مدرسه بیرون می‌آیند؛ اداره‌ای که رمپ ندارد، ساختمانی که ورودی آن پله دارد یا مسیری که برای عبور ویلچر طراحی نشده است.
حتی امسال دانش‌آموزان پایه دوازدهم برای حضور در حوزه‌های امتحانی با چنین مشکلی مواجه شدند. حوزه‌های دختران و پسران پله داشت و مدرسه ناچار شد برای تغییر محل حوزه و انتقال دانش‌آموزان به مکانی دارای رمپ پیگیری کند.
یک پله برای بسیاری از ما فقط یک پله است؛ اما برای کاربر ویلچر می‌تواند به معنای بسته شدن کامل یک مسیر باشد.

نگرانی خانواده‌ها از فردای بدون مدرسه
زینلی بشارت یزد: شاید مهم‌ترین دغدغه خانواده‌ها، روزی باشد که زنگ آخر مدرسه به صدا درمی‌آید.
به گفته زارع، والدین این دانش‌آموزان علاوه بر نگرانی‌های معمول، دغدغه آینده فرزندانشان را دارند؛ اینکه بعد از پایان تحصیل چه می‌شود و آیا امکان ادامه تحصیل و حضور فعال در جامعه برای آنها فراهم خواهد بود یا نه.
بسیاری از این دانش‌آموزان پس از پایان تحصیل خانه‌نشین می‌شوند و تنها تعداد محدودی امکان ادامه تحصیل در دانشگاه را پیدا می‌کنند.

ترحم؛ مانعی که دیده نمی‌شود

در کنار موانع فیزیکی، مانع دیگری هم وجود دارد که شاید کمتر دیده شود: نگاه ترحم‌آمیز جامعه.
به گفته زارع، این نگاه گاهی خانواده‌ها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ تا جایی که برخی والدین به دلیل نگاه دیگران، فرزندشان را کمتر از خانه بیرون می‌برند و حضور اجتماعی او محدود می‌شود.
مدرسه تلاش می‌کند این نگاه را تغییر دهد؛ اینکه دانش‌آموز دارای معلولیت را نه فردی نیازمند ترحم، بلکه کودکی با توانایی‌ها، استعدادها و حق حضور برابر در جامعه ببینیم.


لبخندرضایت والدین مرا در اینجا ماندگار کرد

یکی از معلم‌های مدرسه که پیش از این در مدارس عادی تدریس کرده، می‌گوید کار با دانش‌آموزان دارای معلولیت، با وجود همه سختی‌هایش، برای او تجربه‌ای متفاوت و رضایت‌بخش بوده است؛ به‌خصوص از نظر روحی.
او می‌گوید: قبلاً در مدرسه عادی بودم و چالش‌های زیادی داشتم، اما اینجا به‌شدت راضی هستم. کار با این بچه‌ها از نظر روحی هم سختی‌های خودش را دارد، اما لبخند رضایت والدین برایم خیلی مهم است و همین موضوع باعث شده بخواهم که در این فضای،آموزشی بمانم.



از کلاس درس تا سکوی افتخار

در همین مجموعه، نمونه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد معلولیت قرار نیست پایان مسیر باشد.
یکی از دانش‌آموزان مدرسه عضو تیم ملی بسکتبال با ویلچر ایران است و در مسابقات خارجی نیز شرکت کرده است. دو دانش‌آموز دیگر در مسابقات «بوچیا» در سطح کشور رتبه‌های اول تا سوم را به دست آورده‌اند.
دانش‌آموزان در زمینه‌هایی مانند شعر، خط و هنر نیز در سطح استان و کشور رتبه کسب کرده‌اند.
از میان ۵۱ نفر کادر مدرسه نیز سه نفر خودشان روزی دانش‌آموز مدارس مشابه بوده‌اند؛ یک مشاور نابینای مطلق با مدرک کارشناسی ارشد و دو معلم دارای معلولیت جسمی‌ـ‌حرکتی.

راهی که بعد از مدرسه ادامه دارد

شهوازیان توانسته بخشی از موانع فیزیکی مسیر دانش‌آموزانش را بردارد؛ خیرین از ساخت و ادامه فعالیت آن حمایت کرده‌اند و مجموعه تلاش کرده آموزش را در کنار توانبخشی و حضور اجتماعی قرار دهد.
اما مسیر زندگی این بچه‌ها در چهار دیوار مدرسه تمام نمی‌شود.
آنها بعد از مدرسه وارد شهری می‌شوند که هنوز در بسیاری از نقاط برای ویلچر آماده نیست؛ وارد جامعه‌ای می‌شوند که گاهی به جای دیدن توانایی‌هایشان، محدودیت‌هایشان را می‌بیند.
ساختن مدرسه‌ای بدون پله ممکن است؛ اما برای ساختن جامعه‌ای بدون مانع، هنوز راه زیادی باقی مانده است.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *