یلدا در فرهنگ کهن فارسی

ر فرهنگ‌ مردم‌ ایران‌ فصل سرد زمستان، با آیین یلدا آغـاز می¬شود که بهانه¬ای برای ابراز شادی‌ و محبت به اعضای خانواده و خویشاوندان است. یلدا، آیینی ملی است که با گذر زمان‌ سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده و مشخصه¬های ارزشمندی در فـرهنگ عـامه بـر جای گذاشته است‌. در این شب که مـبتنی‌ بر‌ حضور‌ اعضای خانواده در کنار یکدیگر و دیدار‌ با‌ خویشاوندان است، تکریم بزرگان، هدیه دادن، قـصه گویی‌، کتابخوانی‌، شاهنامه خوانی، تفأل به حافظ، خوردن میوه و آجیل‌، ادای نذر و قربانی و بازی های‌ گروهی‌ از عناصر متعدد این گردهمایی‌ دیرینه‌ خانوادگی است که گذران وقت شب نشینی یلدا را با کیفیتی بهینه همراه‌ ساخته‌ اسـت.

شب چله یا یلدا، همچون‌ نوروز‌، از آیین هایی اسـت کـه پیش از ورود اسلام به ایران نیز اجرا می شد‌ و در زمان های بسیار دور، در این شب آتش هم روشن می کردند و فردای آن روز مراسمی را اجرا می کردند. این رسم در بیشتر اقوام آریایی هم مانند ژرمن‏ها و اسلاوها جشن گرفته می‏شده است. کلمه یلدا واژه ای سریانی و به معنای زایش است که توسط مانی و پیروان مانی به ادبیات ایران وارد شده است و چون شب تولد حضرت عیسی مسیح را آن شب می دانستند، به یلدا معروف شده است. نام دیگر این شب، شب چله است و در گذشته های دور، این شب را ۹۰ روز هم می گفتند؛ زیرا از این شب تا عید نوروز، دقیقا ۹۰ روز باقی مانده است.
نیاکان ما که زندگی خویش را بر اساس کشاورزی و چوپانی می گذراندند، با تغییرات آب و هوا و فصل ها و همچنین گردش خورشید و بلندی و کوتاهی روزها آشنایی داشتند و با کسب تجربه توانستند فعالیت خود را بر اساس همین تغییرات و نیز جهت و حرکت ستارگان ترتیب بخشند. آنان دریافتند در برخی ایام روزها بلندتر هستند و می توانند از روشنایی روز بیشتر استفاده کنند و شبها نیز کوتاهتر هستند. از آنجایی که انسان آریایی تاریکی، سرما و شب را از پدیده های اهریمنی می دانست و از آن گریزان بود، فرا رسیدن شبی که در پی آن روزها بلندتر می شدند، او را شادمان می ساخت. از طرفی، آنها معتقد بودند خورشید و روشنایی و تاریکی و ظلمت پیوسته در حال نبرد و ستیز هستند که گاه خورشید پیروز میدان است و روزها بلندتر هستند و گاهی بر تاریکی شکست می خورد و روزها کوتاهتر می شوند. به درستی کوتاهترین روز(سی ام آذر) و بلندترین شب سال (نخستین شب دی) را شناختند و شبی را که روز پس از آن خورشید بیشتر در آسمان حضور دارد، جشن گرفته و آن را یلدا نامیدند. بنابراین زندگی مردم ایران همواره با جشن و شادمانی پیوند داشته است که برخی از آن ها مثل شب یلدا، در زمره جشن های ملّی ایران می¬باشند که بسته به منطقه معیّن، آب و هوا و باورهای مردم آن ناحیه، آداب و رسوم خاص خود را دارند.
یکم دی ماه در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه، لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. همچنین در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می‌دانستند و در نبردها رعایت می کردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود. در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر، شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه برده‌ها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بسان دیگران زندگی می‌کردند و رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند.
شب یلدا، بازتاب گسترده ای در عرصه ادبیات فارسی و هنر ایران زمین داشته و شاعران به مناسبت های گوناگون به رسوم و جنبه های گوناگون این آیین ایرانی اشاره کرده اند. به عنوان مثال واژه یلدا توسط سرایندگان و نویسندگان پارسی‌گویی همچون عنصری، مولوی بلخی، حافظ شیرازی، عطار نیشابوری، ناصرخسرو قبادیانی، صائب تبریزی و مسعود سعد سلمان، در اشعار نغز و شیوا به کار رفته است و سعدی شیرین سخن در یکی از سروده هایش هم به این سنت شاعرانه توجه کرده و هم از دو جشن ایرانی یلدا و نوروز نام برده است.
جشن شب یلدا یک جشن کاملاً زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار میکنند. یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد. جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزارمی‌شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است.

دیدگاهتان را بنویسید