محمد علی وزیری
این روزها که سه کشور اروپایی پای خودرا در کفش لجاجت کرده، دست دردست آمریکا با اسرائیل هم سر شده تا تیشه ستم بر پیکر ایران بزنند؛ خنده توام با گریه می کنم که سران کشورهای متخاصم پیام صلح و دوستی برای ملت ارسال می کنند و برای ایران بزرگ مرفه آرزوی حاکمیتی برازنده آنان می طلبند درحالیکه از این سو فرمان مقاومت عزتمدارانه می آید و آنانرا به نقض پیمان متهم می کند.
قطعا از عقل سلیم بدور است که چشم امید و حمایت به اجنبی بدوزیم که تاریخ دیروز و کنشهای امروزش بوی استعمار می دهد. انسانها را به خاک و خون کشیده دولتها راسرنگون؛ ملتها را فلاکت زدهکرده تا خود فربه ترشده و مردمانشان غنی و مرفه تر باشند. لذا انتظار حمایت خارجی و اندیشه اینکه به نفع ملت می کوشند باد در غربال پیمودن است.
اما غصه و تاسف بیش از دشمن از دست بخشی از حاکمیت می خوردیم که ادعای دشمن ستیزی دارند و پرچم اقتدار و عزت ملت بردست گرفته اند ولی حتی با خود هم صادق نیستند و به قول مولا علی(ع) “حق را با باطل آمیخته پوستین دین را وارونه پوشیده چشم برحقیقت ملموس تجربه شده بسته اند.” حقیقتی که نسل ما تجربه و نسل نو از ما شنیده با پوست خود لمس کرده است که هرگاه ایران به دست اهل خرد؛ سیاست و تدبیر اداره شد؛ دشمن به موضع ضعف رفته از اسب غرور و آسیب پایین آمده و حال ایران خوبتر شده است و برعکس هرگاه آن طیف تلخ گو و تندرو حاکمیت را یکدست کرده حال ملت بدتر و رندان منافق ماسک زده و دورزنندگان تحریم قارون تر شده و عدالت رنگ باخته بر سرعت شکاف طبقاتی، رنج و فقر مردم افزوده تر شده است.

مقایسه شخصیت؛ سخنان و رفتار خاتمی و روحانی با احمدی نژاد حتی شهید بزرگوار رئیسی(ره) همچنین قیاس نتایج دولت خاتمی با برنامه گفتگوی تمدنها و تعامل ملی و روحانی با برجام ناقص که بر اساس همکاری موثر با دنیا و مجامع بین المللی؛ احترام به قوانین جهانی آرامش کلام و به انزوا رفتن تندروها و کند شدن اقداماتشان بوده با نتایج دیگر دولتها که برتوهمات محفلی؛ جهان ستیزی و بی قدر و اثر دانستن قوانین مجامع بین المللی و تحریمها استوار بوده؛ می توان فهمید باکدام روش ملت احساس رفاه؛ غرور و امنیت خاطر کرده به ایرانی بودنش نازیده و در آمار و ارقام داخلی و منابع معتبر خارجی به جایگاه واقعی خود نزدیکتر شده است و سیل سرمایه گذاری و بازگشت نیروی انسانی به داخل افزودهشده حتی هنر اندیشه آفرینش و خلاقیت نیز لبخند زده اند. علیرغم اینکه هر روز یک بحران داخلی را پشت سرگذارده بودند! نکته ای که نباید فراموش کنیم هر دو طیف در زیر سایه و تایید یک نظام و رهبری بوده اند.
سوال مهم اینکه چرا از تجربه استفاده نمی کنیم؟ برعکس در شرایط سیطره مجدد تندروها و تشدید تحریمها به جای تدبیر و آرامش شاهد سخنان غیرمسئولانه بعضی نمایندگان؛ مصوبات تلخ مجلس و صدای تریبونهای رسمی و کارشناسان صدا وسیما هستیم که همه براساس تئوری زوال و نابودی به زودی اروپا و آمریکا بی ارزشی وکاغذ پاره و بی اثر دانستن تحریمها و توصیه به ترک میز مذاکره استوار است. همانانکه ادعا می کردند دشمن جرات نگاه بد به ایران را ندارد چه رسد که به ایران حمله کند شلیک اولین گلوله با او آخرین موشکهای ویرانگر با ما؛ افسوس از سراسر خسارتی که به ملت وارد شد و خواهد شد ازاین رو مردم صورتحساب فلاکت فقر فروپاشی نظام اقتصاد سلامت جسمانی اخلاقی روانی جامعه را همان قدرکه پای دشمن کج اندیش می گذراند همان اندازه نیز به پای همراهان پرمدعای دشمن ستیز در ایران هم می نویسد زیراب اتصویب قوانین دست و پا گیر دیپلماسی و تدابیر و ادعاهایشان، چراغ سبز به خصم نشان داده اند.
شاهد طرحهایی نظیر طرح راهبردی مجلس؛ عدم تعامل یا اخراج دیپلماتهای انگلیس و سخنان دشمن پسند نمایندگان و تیتر روزنامه هایی چون کیهان در زمینه تشویق به ساخت بمب هسته ای و آزمایش موشک قاره پیما و لغو توافق نامه ها و عضویت در سازمان بین المللی هسته ای و اعلام جنگ با دنیا وتکیه به چین وروس که چون تکیه برباد است، تاکید می کردند.
کاش روز حسابرسی برسد و عوامل نفوذی وپشت پرده این ویرانی ها شناسایی و مجازات علنی گردند که هرچه جیب ملت تهی تر و رنج فقر شان افزونتر و روان ملی پریشان ترشد جیبهای گروهی پولدارتر املاک غصبی شأن افزونتر درآمدشان از فروش نفت و انفال قانونی تر و دزدی و فسادهاشان نجومی تر و روانهاشان شاداب تر گردید. لذا در جنگ و تحریم نعمتها می بینند گرچه برای ملت نقمت و فلاکت باشد. در جنگ و تحریم تقسیم کرسی های قدرت و ثروت و صندلی زیر پای ملت کشیدن نهفته است اما این سخنان و حرکات برای فهم و بصیرت مردم نیز بی فایده نبوده زیرا ملت در جنگ ظالمانه دوازده روزه چهره ها و رجزهای توهم آمیزشان را رسوا و آنها را مانند لبه دیگر تیغه قیچی دیدند گرچه در حرکت مخالف با دشمن می نمایند ولی درعمل با همدست اجنبی و ایادی داخلی ماسک برچهره زده بنیان ایران را می چینند همچنین غریبی و بی فریادرسی ملت که باید به حالشان گریست عیان کرد. با تأسف درحالیکه زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد باز همه به فکر منافع خود هستند.