گفتگوی اختصاصی «بشارت یزد» با مشاور ورزشی استاندار یزد:
- کامران قربانی: بانوان نیمی از جمعیت استان را تشکیل میدهند و طبیعتاً باید نگاه ویژهای به این بخش وجود داشته باشد. شرایط فعلی ورزش بانوان جای تأسف دارد. به اعتقاد من، کلید حل این مشکل در جذب حامی مالی (اسپانسر) است. بنده آمادگی کامل دارم
- واقعیت این است که سرانه ورزشی یزد بسیار پایین است و اگر در جایگاه مدیرکل ورزش و جوانان بودم، یکی از اهداف اصلیام همین موضوع بود
- باعث تاسف است که فدراسیون فوتبال به جای چادرملو تیم دیگری را به آسیا معرفی کرده است. به نظرم مدیرکل ورزش و جوانان و هیئت فوتبال استان با کمک مسئولین استان همچون استاندار محترم و نمایندگان محترم مجلس موضوع را به صورت جدی و مستمر تا حصول نتیجه پیگیری نمایند موضوع بسیار مهم و حائز اهمیت می باشد
- اگر رئیس یک هیئت ورزشی در استان مشغله کاری فراوانی داشته باشد و نتواند وقت کافی برای مدیریت مجموعه بگذارد، هیئت عملاً به حاشیه میرود. رئیس هیئت باید توانایی جذب حامی مالی (اسپانسر) را داشته باشد تا بتواند چرخ آن رشته ورزشی را به حرکت درآورد
ابوالفضل بورقی/ ورزش استان یزد در یک دهه اخیر تحولات مختلفی را پشت سر گذاشته و یزدی ها چند سالی است که در فوتبال، فوتبال ساحلی و والیبال در کنار رشته های انفرادی مختلف همچون شمشیربازی، اسکواش و … در ورزش کشور صاحب عنوان و آبرو هستند. هرچند هنوز ضعف زیرساخت و کمبود فضاها و امکانات ورزش حرفه ای و قهرمانی و نیاز به مشارکت بیشتر بخش خصوصی بزرگترین چالش ورزش یزد است.
به منظور بررسی آخرین وضعیت ورزش استان و برخی چالش های مهم این حوزه با کامران قربانی، مشاور ورزشی استاندار یزد به گفت و گو نشستیم. کامران قربانی سابقه ۱۲ سال معاونت اداره کل ورزش و جوانان استان و همچنین پنج سال مدیرعاملی «باشگاه فرهنگی ورزشی تربیت» را از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ در کارنامه خود دارد.
در بین جامعه ورزش این نکته مطرح میشود که بخش زیادی از بودجههای عمرانی، بهویژه بودجه عمرانی شهرستانها، صرف آمادهسازی ورزشگاه شهید نصیری یزد شده و در نتیجه پروژههای نیمهتمام شهرستانها بلاتکلیف ماندها ند، خصوصاً مجموعه پاکنژاد و مجموعه ۲۲ بهمن، نظر شما در اینباره چیست؟
من این موضوع را به این شکل که از اعتبار یک شهرستان برداشته شده و در ورزشگاه شهید نصیری یزد هزینه شده باشد، کاملاً رد میکنم. هر شهرستان اعتبار جداگانهای دارد و چنین چیزی در سطح شهرستانهای دیگر به این شکل مطرح نیست. البته در خود شهرستان یزد، در بحث تخصیصها ممکن است چنین جابهجاییهایی انجام شود
یعنی از تخصیص یک پروژه کم شود و به پروژهای مثل ورزشگاه شهید نصیری اضافه شود، اما باز هم تأکید میکنم این موضوع فقط در محدوده خود شهرستان یزد قابل تصور است، نه در سطح سایر شهرستانها. البته من شخصاً این موارد را دقیق بررسی نکردهام.
آیا از عملکرد اداره ورزش در خصوص ورزشگاه نصیری رضایت کافی دارید؟ آیا هنوز نواقصی وجود دارد که برطرف نشده باشد؟
عملکردشان در این زمینه مثبت بوده است. یکی از نکات مثبت مهم، بحث چمن ورزشگاه است که به نظر من الان یکی از بهترین چمنهای کشور را دارد. از نظر وضعیت فیزیکی، آنچه ما میبینیم، چمن خوبی است و الان هم وضعیت مناسبی دارد. انشاءالله در حفظ و نگهداری آن هم بتوانیم به همین منوال پیش برویم. به نظر من این یکی از کارهای خوب اداره ورزش بوده است. البته درباره سایر مسائل و حاشیههای احتمالی، من اطلاع دقیقی ندارم.
در خصوص طرح اختصاص پاداش به مدالآوران یزد که در شورای ورزش مطرح شد، آیا این موضوع به تصویب نهایی رسیده است؟
بله، بهطور جدی پیگیر این موضوع هستم. این مسئله به معاونت محترم سیاسی ارجاع داده شده است و ایشان نیز بسیار پیگیر هستند تا انشاءالله مشکلات و موانع موجود بر سر راه این طرح برطرف شود. با توجه به پیگیریهای مستمری که جناب آقای دهسانی نیز در این زمینه دارند، تردیدی ندارم که این موضوع با موفقیت به سرانجام خواهد رسید و پاداشها محقق خواهد شد.
در بسیاری از هیئتهای ورزشی استان شاهد دودستگیها و اختلافات داخلی هستیم، از بدمینتون و بیلیارد گرفته تا هیئت اتومبیلرانی و موتورسواری. همچنین، موازیکاریهایی دیده میشود.
مثلاً هیئتهای ورزشی کارگری یا هیئتهای ورزشی وابسته به سپاه (مقاومت) بهصورت جداگانه فعالیت میکنند. آیا این ساختار را اصولی میدانید و مدیرکل ورزش و جوانان برای کاهش این تنشها چه نقشی میتواند ایفا کند؟
در مورد اختلافات داخلیِ هیئتها، معتقدم مدیرکل ورزش و جوانان باید نقش پدری ایفا کند. آنها باید با وساطت و برگزاری جلسات مشترک با معاونان ورزشی و توسعه منابع، این مشکلات را مدیریت و رفعورجوع کند. در نهایت، همه این گروهها و هیئتها (چه در سطح شهرستان و چه استان) هدف مشترکی دارند و تنها کسی که میتواند میانجیگری کند و آنها را به سمت اهداف غایی ورزش استان هدایت کند، مدیرکل است.
درباره تعدد هیئتها مانند هیئتهای کارگری یا مجموعههای نظامی نیز باید بگویم بله، این تعدد وجود دارد، اما به عقیده من، همه این بخشها باید ذیل سیاستهای کلان اداره کل ورزش و جوانان فعالیت کنند و جهتگیری تمامی آنها باید به سمت یک هدف واحد باشد.

شما ۵ سال مدیرعامل باشگاه تربیت یزد بودید. با این حال، هنوز برخی از بازیکنان سابق این باشگاه مدعی هستند که مطالباتی از آن دوران دارند. آیا این ادعاها صحت دارد و آیا این افراد به حق خود خواهند رسید؟
اصل وجود مطالبات در آن دوران را کتمان نمیکنم، اما باید تأکید کنم که در زمان پایان فعالیت باشگاهداری تربیت، تمامی قراردادها بهصورت توافقی بررسی شد و به سرانجام رسید، بنابراین از نظر ما، پرونده مطالبات آن دوران بسته شده است. بهعنوان مثال، حتی در مورد بازیکنان خارجی تیم تربیت، نظیر «باسیچ» پروندهها با همین رویکرد توافقی مختومه شد.
زمانی ملکی بهعنوان ضمانت برای تعهد به قراردادها در رهن اداره کل ورزش و جوانان قرار گرفته است. مرحوم آقای محبوب نیز از اشخاصی بودند که به دنبال این داری آن دوره بودند. سرنوشت آن سند و مطالبات طلبکاران آن دوره چه شد؟
اطلاع دقیقی از سرنوشت آن سند زمین ندارم، اما به یاد دارم که یک فقره چک ۳۰۰ میلیون تومانی بابت ضمانت تعهدات باشگاه ارائه شده بود. پس از آن دوره، من از اداره ورزش و جوانان جدا شدم و در جریان اتفاقات بعدی قرار ندارم. میدانم که ابتدا آقای یزدی و پس از ایشان آقای محبوب مسئولیت را بر عهده گرفتند، اما از وضعیت پس از آن اطلاعی ندارم. البته پیگیری سرنوشت آن چک یا سند زمین از طریق اسناد و مدارک موجود در اداره کل، قطعاً امکانپذیر است.
در حوزه ورزش بانوان شاهد کمتوجهیهای جدی هستیم، بهعنوان مثال، باشگاه «هوران» را داشتیم که بهراحتی سهمیه لیگ خود را از دست داد و این مسئله منجر به خانهنشینی دختران والیبالیست ما شد. چرا در این حوزه تا این حد ضعیف عمل کردهایم و عقب هستیم؟
بانوان نیمی از جمعیت استان را تشکیل میدهند و طبیعتاً باید نگاه ویژهای به این بخش وجود داشته باشد. شرایط فعلی ورزش بانوان جای تأسف دارد. به اعتقاد من، کلید حل این مشکل در جذب حامی مالی (اسپانسر) است. بنده آمادگی کامل دارم.
سرکار خانم دهقان، معاون محترم ورزش بانوان که ایشان نیز باید پیگیریهای لازم را در این حوزه داشته باشند، با تمام وجود کمک کنم تا بتوانیم شرایط را بهبود ببخشیم.
هرساله در بسیاری از تیمهای بانوان، هزینهها از چند اسپانسر مختلف تأمین میشود و عملاً اسپانسر مشخصی وجود ندارد. این شیوه مدیریت حرفهای نیست. آیا استان نمیتواند با بهرهگیری از ظرفیت صنایع، اسپانسر جذب کند و در مقابل، از بیلبوردهای سطح شهر برای تبلیغ آن صنعت و رشته ورزشی استفاده کند؟
کاملاً حق با شماست این روش اصلاً «تیمداری» نیست و در واقع، میتوان گفت یک مدیریت بادی به هر جهت است. ایدهای که مطرح کردید کاملاً قابلیت اجرایی دارد. باید جلسات تخصصی برگزار شود تا با آرامتر شدن شرایط، مدیرکل محترم اداره ورزش این موضوع را با جدیت پیگیری کنند. من هم به سهم خودم کاملاً پای کار هستم هر زمان که نیاز باشد جلسهای با استاندار محترم و معاونین ایشان جهت جلب حمایت صنایع از ورزش بانوان برگزار کنیم، بنده برای هماهنگی و تسهیل این روند آمادهام.
در حال حاضر نماینده فوتبال استان چادرملو اردکان هست که عملکرد خیره کننده ای داشت. اما مردم شهر یزد دوست دارند یک تیم در سطح بالا داشته باشند، متاسفانه باشگاه قندی ننوشته رضایت مردم رو جلب کنه و عملکرد خوبی در مسابقات نداشته فوتبال یزد چه کند که دوباره بتونه به سطح اول فوتبال کشور برگردد؟
بنظرم نفراتی که در باشگاه قندی حضور دارند قابلیت لازم رو دارند. اما مهمترین نکته مسائل مالی هست که مشکلات سخت افزاری رو هم بهش اضافه کنید. خود مجموعه قندی مشکل مالی داره که اگر حل بشه شرایط متفاوت خواهد شد. ما مشکل زیر ساخت هم داریم که انشالله بشه یه کاری براشون انجام داد.
در سال های گذشته مسائل مالی فقط نبود تیم قندی یکی از گرانترین تیم های لیگ دو بود و نتایج خوبی گرفته میشد که در لحظات حساس با تصمیمات عجیب فرصت سوزی میشد و این از بحث مباحث مالی و زیر ساخت خارج میشه نظرتون؟
واقیعت از موضوع گرانترین تیم خبری ندارم که به چه شکلی بوده و ما هم ورود پیدا نکردم باشگاه خصوصی هست اما فصل قبل در بازی پلی آف نود ارومیه دوندگی بالاتری داشتن و جنگجو تر بودن. اما بازیکنان قندی در ارومیه در اون جو وحشتناک خوب بازی کردن، اما در بازی برگشت در یزد توقع خیلی بیشتری داشتیم که اصلا خوب نبودند. من احساسم این بود که بهترین فرصت بود برای صعود و اگر بازی در ارومیه در یزد تکرار میشد ما حتما صعود می کردیم.
بحث «مجموعه بزرگ ورزشی یزد» یکی از قدیمیترین وعدههای ورزشی استان است که حدود ۱۹ سال از تصویب اولیه آن (خرداد ۱۳۸۶) میگذرد. چرا این پروژه با وجود گذشت این زمان طولانی، همچنان بلاتکلیف است؟ برخی اعداد احساسی مثل استادیوم ۵۰ یا ۷۰ هزار نفری را مطرح میکنند؛ آیا با این روند، چشمانداز واقعبینانهای برای تکمیل آن وجود دارد؟
ببینید، واقعیت این است که این پروژه در خرداد ۱۳۸۶ مصوب شد. برای اجرایی شدن رسمی، باید طبق قانون، «ماده ۳۲» (توجیه فنی، اقتصادی و اجتماعی) تصویب میشد تا پروژه در لایحه بودجه قرار بگیرد، برآورد آن زمان برای تکمیل پروژه حدود ۹۰ میلیارد تومان بود. ما در مساحتی بالغ بر ۱۴۳.۶ هکتار کار را شروع کردیم، اما به دلیل عدم تایید آن توجیه فنی اقتصادی، پروژه در یک بنبست طولانی قرار گرفت.
در دورانی که من معاون توسعه و منابع ادارهکل بودم، برای اینکه پروژه کاملاً متوقف نشود، سعی کردیم با تعریف زیرمجموعههایی مانند پیست دوچرخهسواری، سالن دوومیدانی و استخر سرپوشیده (که از اعتبارات دفتر مقام معظم رهبری تأمین شد)، کار را یک پله جلو ببریم تا بعد از تصویب نهایی، هزینههای ساخت کمتر شود، اما متأسفانه آن گره اصلی توجیه اقتصادی همچنان باقی ماند.
امروز برای تکمیل این پروژه به «چندین همت» اعتبار نیاز است. استاندار محترم، معاونین سیاسی و عمرانی ایشان بهشدت پیگیر رفع موانع هستند، در نهایت، همت چهار نماینده محترم مجلس برای تصویب بودجههای کلان این پروژه بسیار تعیینکننده است. درباره آن اعداد احساسی (۵۰ یا ۷۰ هزار نفر) هم باید بگویم که با گذشت ۱۹ سال و پیشرفت اندک، صحبت از این اعداد منطقی نیست. اگر بخواهیم واقعبین باشیم، حتی برای ساخت یک استادیوم استاندارد ۲۰ هزار نفری، حداقل ۶ تا ۷ سال کار مستمر نیاز است، با روند کنونی، بعید میدانم که این پروژه تا ۱۰ سال آینده به بهرهبرداری کامل برسد.
در خصوص تخریب ورزشگاه پاکنژاد، صحبتهای ضدونقیضی مطرح است. مسئولان ادارهکل، از جمله آقای هاشمی، وعدههای زمانی متعددی برای آغاز تخریب و بازسازی دادند که عملی نشد. اکنون شنیده میشود قرار است کار از ابتدای مهرماه آغاز شود. آیا تخریب این مجموعه بدون داشتن زیرساخت جایگزین در شهر یزد، منطقی است؟
اینها همه در حد شنیدههاست و قطعیت ندارد. در مورد بودجه پروژه هم شنیدهام مبلغ ۲۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شده که باید بگویم برای چنین پروژهای بسیار ناچیز است، این رقم حتی کفاف جابهجایی خاک، آمادهسازی زمین و بازسازی سکوها را نمیدهد و قطعاً اعتبار آن باید بهطور قابلتوجهی افزایش یابد. اما موضوع اصلی این است که تا زمانی که زیرساخت جایگزینی برای تمرین و مسابقات تیمهای ما مهیا نباشد، تخریب ورزشگاه پاکنژاد به دور از کار کارشناسی شده است. تا وقتی فضایی جایگزین نداشته باشیم، نباید این سرمایه موجود را از بین برد
پس از نظر شما، دست زدن به ورزشگاه پاکنژاد در شرایط فعلی، یک خطای مدیریتی بزرگ است؟
قطعاً همینطور است مگر اینکه پیش از هر اقدامی، زمینها یا زیرساختهای جایگزین برای باشگاهها و ورزشکاران ما تأمین شده باشد.
آیا در استان به این جمعبندی رسیدهاید که باید در شهر یزد، چندین مجموعه ورزشی با چمن باکیفیت ایجاد شود و سپس به سراغ نوسازی مجموعههای فعلی رفت؟
واقعیت این است که سرانه ورزشی یزد بسیار پایین است و اگر من در جایگاه مدیرکل ورزش و جوانان بودم، یکی از اهداف اصلیام همین موضوع بود. ما باید پیش از تخریب، به فکر ایجاد زمینهای جایگزین میبودیم. به عنوان مثال، زمینهایی که قبلاً داشتهایم (مانند زمین چمن مجموعه دهنو که متأسفانه تخریب شده و قابلیت احیا دارد) یا زمین «شاهدیه» باید در اولویت بازسازی و تجهیز قرار میگرفتند. قبول دارم که مشکلات تأمین آب و برق در همه جای کشور وجود دارد، اما یک مدیر باید با رایزنیهای قوی با آب منطقهای و ادارات خدماترسان، این گرهها را باز کند و زیرساختها را برای ورزشکاران آماده نگه دارد.
تعداد زیادی از هیئتهای ورزشی استان یزد نیمهفعال یا غیرفعال هستند. دلیل این رکود چیست و چه راهکاری برای آن وجود دارد؟
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، به عملکرد رؤسای هیئتها بازمیگردد. اگر رئیس هیئت مشغله کاری فراوانی داشته باشد و نتواند وقت کافی برای مدیریت مجموعه بگذارد، هیئت عملاً به حاشیه میرود. در کنار رئیس، نقش دبیر هیئت بسیار حیاتی است دبیر باید علاوه بر تجربه و تخصص کافی، اشراف کامل به تمام ابعاد آن رشته ورزشی داشته باشد و تمامی ورزشکاران آن حوزه را بشناسد تا بتواند فعالیتها را مستمر و پویا نگه دارد. مسئله دیگر، بحث مالی است، رئیس هیئت باید توانایی جذب حامی مالی (اسپانسر) را داشته باشد تا بتواند چرخ آن رشته ورزشی را به حرکت درآورد.
در برخی مجامه انتخاباتی، از جمله هیئت بیلیارد یا اتومبیلرانی، اعتراضاتی وجود دارد. شما به عنوان مشاور، برای حل این تنشها چه کردید؟
در رشتههای مختلفی از جمله بیلیارد و موتورسواری، اعتراضاتی وجود داشت و ورزشکاران مسائل خود را با بنده در میان گذاشتند. من همیشه رویکرد شفافی داشتهام و این دغدغهها را به آقای هاشمی، مدیرکل منتقل کردهام. همواره تأکید داشتهام که تصمیمگیریها باید بر مدار قانون و در راستای منافع آن رشته ورزشی باشد. تصمیمگیرنده نهایی، مدیرکل است، اما من واقعیتهای موجود را بدون پردهپوشی با ایشان در میان گذاشتهام.
آیا معتقدید که برای ریاست یا دبیری یک هیئت، حتماً باید فرد متخصص همان رشته انتخاب شود؟
قطعاً همینطور است. بدون شک، اگر فردی که به عنوان رئیس یا دبیر هیئت انتخاب میشود، از جنس خود همان رشته ورزشی باشد و در کنار تبحر فنی، مدیریت قوی نیز داشته باشد، بهترین گزینه برای پویایی آن هیئت است. این یک اصل مدیریتی است که تخصصگرایی در رأس امور، راهگشای بسیاری از مشکلات خواهد بود.
این قندی در سال هفتم بازهم به لیگ دسته اول فوتبال صعود نکرد .حتی به پلی آف این رقابت ها هم نرسید. تیمی که یکی از گرانترین ها بود. تیمی که با کادر و بازیکنان غیر بومی بسته شده بود و نگاهش رو به استعداد های خود یزد بسته بود، نظر شما در مورد قندی و رویکردش؟
آزمودن را آزمودن خطاست، به نظر من نگاه و نگرش کلی باشگاه شهید قندی باید عوض شود لیگ دو بهترین میدان برای کادر فنی بومی که قطعا در سطح لیگ دو ما پتانسیل لازم را (داریم و توجه به بازیکنان مستعد و خوب که تاریخ استان نشان دهنده وجود چنین پتانسلهایی نیز هست البته قبول دارم نسبت به سالهای قبل کمبود بازیکن آماده و خوب در استان به حداقل رسیده و لیکن با ادغام از بازیکنان بومی و غیربومی و همچنین توجه باشگاه شهید قندی به تیم های پایه در بلند مدت قطعا برنامه ای مدون و خوب جهت پیشرفت این باشگاه خواهیم داشت.
امیرفرشاد تفکری بعد از پیشنهاد می رفسنجان راهی این شهر و باشگاه شد و در حال حاضر هئیت فوتبال با سرپرست اداره می شود، مدیریت تفکری در هیئت فوتبال رو چگونه ارزیابی می کنید؟ نظرتان در مورد انتخابات پیش رو؟
خوب حق هر فردی است که آینده خود را انتخاب کند و ایشان نیز مدیر عاملی باشگاه مس رفسنجان را بر هیئت فوتبال استان ترجیح داد آقای تفکری ارتباط خوبی با فدراسیون فوتبال داشت و این بسیار در انجام امور هیئت فوتبال موثر بود و لیکن عدم استفاده درست از سرد و گرم چشیدههای فوتبالی و به قول معروف استخوان خرد کردگان این رشته نبود لیگ منظم و با برنامه برای رده های سنی مختلف نونهالان، نوجوانان جوانان و امید و همچنین بزرگسالان که در پیشرفت فوتبال استان بسیار موثر و محسوس خواهد بود عدم برنامه منظم بابت ارتقاء داوری از نظر علمی و بی انگیزگی داوران می تواند موارد کاملا روشن و آشکار باشد.
اتفاق ویژه برای ورزش و فوتبال استان یزد حضور امیر محمد رزاقی نیا در تیم ملی و لیست نهایی جامجهانی بود، فارغ از اینکه بازی بهش نرسید آیا بهتر نبود قبل از شروع اولین بازی تیم ملی در آمریکا چند بیلبورد و بنر در سطح شهر برای این اتفاق مهم زده میشد که مردم بدانند که از یزد هم می شود به تیم ملی و جام جهانی رسید و نوجوانان ما بیشتر با چهره تیم استقلال و تیم ملی آشنا بشوند،نظر شما چیست؟
با برنامه اصولی بلند مدت میتوان استعدادهایی همچون رزاقی نیا را در استان به وفور پیدا نمود و جا دارد از بعضی از افراد که به تیمهای پایه اهمیت میدهند تقدیر و تشکر کرد که نمونه بارز آن آقای عباس کلانتری میباشد. قطعا با نظر شما موافقم بعد از سالیان سال بازیکنی بنام رزاقی نیا به تیم ملی و آن هم اعزام به جام جهانی آماده و ما در این خصوص بهتر از اینها میبایست عمل میکردیم و این شخصیت را با مردم استان آشنا می کردیم. الان خیلی از مردم عادی از من میپرسند مگر ایشان اهل یزد هستند! قطعا معرفی ایشان به مردم استان می تواند راهی برای پیشرفت جوانان با انگیزه در عرصه فوتبال استان باشد.
بعد از صعود مقتدرانه تیم فوتبال چادرملو به آسیا مشخص شد که نام تیم دیگری برای AFC ارسال شده و نماینده استان به حقش نرسیده. آقای تاج گفتن مجدد پیگیر میشوند، استان چه برنامه ای دارد و نظرتون در این مورد؟
باعث تاسف است که فدراسیون فوتبال چنین عمل می کند به نظر من مدیرکل ورزش و جوانان و هیئت فوتبال استان با کمک مسئولین استان همچون استاندار محترم و نمایندگان محترم مجلس موضوع را به صورت جدی و مستمر تا حصول نتیجه پیگیری نمایند، موضوع بسیار مهم و حائز اهمیت است.
بزرگترین حسرت یا افسوس شما در دوران مدیریت ورزشیتان چه بوده است؟
بزرگترین حسرتم، ماجرای صعود تیم «تربیت یزد» به لیگ برتر بود. بازی حساسی با نفت آبادان داشتیم که متأسفانه نتیجه نگرفتیم این یکی از اتفاقاتی بود که هنوز هم من را ناراحت میکند. خدا آقای یحییزاده (نماینده فقید) را بیامرزد، آن روز در کنارم بود و دلداریام میداد. حسرت دیگرم هم این است که خیلی دوست داشتم پروژه «مجموعه بزرگ ورزشی یزد» در دوران مدیریتم مصوب شود که متأسفانه نشد. اما انشالله پیگیر این مهم خواهم بود
اگر بخواهید در یک جمله یحیی گلمحمدی را توصیف کنید، چه میگویید؟
فقط میتوانم بگویم صادق، بامعرفت و دلسوز. رابطهمان هنوز پس از سالها پابرجاست ایشان همچنان در اعیاد با من تماس میگیرد و هر زمان که به یزد سفر میکند، حتماً به دیدارم میآید.
رشته ورزشی محبوب شما چیست؟
طبعاً فوتبال، اما در کنار آن به شنا هم علاقه زیادی دارم.
محبوبترین ورزشکار از نگاه شما چیست؟
حسن یزدانی و عبدالله موحد