روایتی دیگر از وصیت اسلامی ندوشن

پیش از آنکه پیکر دکتر اسلامی ندوشن به ایران برسد؛ بحث های مختلفی درباره خاکسپاری وی در یزد بود و در این رابطه اسناد و شواهد متعددی هم در زمینه لزوم دفن وی ارائه می شد.از جمله این موارد؛ ارائه…

پیش از آنکه پیکر دکتر اسلامی ندوشن به ایران برسد؛ بحث های مختلفی درباره خاکسپاری وی در یزد بود و در این رابطه اسناد و شواهد متعددی هم در زمینه لزوم دفن وی ارائه می شد.
از جمله این موارد؛ ارائه اسنادی از کتابخانه میرزا محمد کاظمینی مدیر کل اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد و مدیر فعلی بنیاد ریحانه الرسول بود که در آن دست خطی از مرحوم اسلامی ندوشن در زمان بازدیدی از مجموعه ریحانه الرسول منتشر شد که در آن به خط اسلامی ندوشن در سال ۱۳۸۷ در انتهای متن یادبود بازدید نوشته بود:


“امیدوارم در یزد آرام گیرم”

پس از آن ارسال نوشته های اسلامی ندوشن از ندوشن و سایر دیدگاه‌ها و آثار وی درباره یزد و ندوشن هم شروع شد
همه آنان که به این قرائن و شواهد استناد می کردند، از رسانه ها می‌خواستند تا برای خاکسپاری اسلامی ندوشن در یزد یا زادگاهش ندوشن فضای رسانه ای مناسب ایجاد کنند و بر افکار عمومی و نیز ذهن تصمیم گیران برای خاکسپاری این ادیب و ایران شناس وطن پرست در زادگاهش تاثیر بگذارند.
موضوع برای اینجانب هم جالب بود و کنجکاو بودم تا اینکه حدود دوهفته گذشته در حاشیه یک برنامه در خارج از استان یزد با غلامحسین مظفری برخورد و دیداری داشتم.
دکتر مظفری مدیرعامل اسبق سازمان منطقه آزاد کیش و فرماندار اسبق نیشابور و نماینده دوره هفتم مجلس، کسی است که مسئولیت تشریفات و پیگیری انتقال و دفن دکتر اسلامی ندوشن در نیشابور را بر عهده دارد؛ وی در لابلای صحبت های خود از خاطرات دوران مسئولیتش به عنوان فرمانداری نیشابور می گفت. از دیدار دکتر اسلامی ندوشن در سال ۱۳۷۹ از نیشابور و بازدید از مقبره خیام یاد کرد و گفت: “همانجا بود که دکتر اسلامی ندوشن از درخواست دفن در کنار مقبره خیام صحبت کرد و من به عنوان فرماندار نیشابور به فکر جانمایی و احداث قطعه مفاخر در آنجا افتادم”.


اینجانب با کنجکاوی پرسیدم: پس وصیت ایشان درسته که میخواسته در نیشابور دفن شود؟
دکتر مظفری با تایید مجدد گفت: بله درسته و ایشان در سال ۷۹ خواستار این موضوع شد.
پس از این دیدار و شنیدن این خاطره بود که حجت در این زمینه حداقل برای اینجانب تمام شد که خاکسپاری در نیشابور خواسته قدیم؛ جدی و قلبی دکتر اسلامی ندوشن بوده است و دیگر در این باره نه تنها تلاشی در مخالفت با این وصیت نداشتم بلکه به همکاران رسانه ای نزدیک نیز اطلاع دادم. البته برخی ادامه پافشاری بر خواست تدفین در یزد را برای نشان دادن معرفت و ابراز عشق یزدی ها به بزرگان ادب و هم دیار خود یاد کردند و بر همین اصل به خواست خود پافشاری کردند.
چند روز پس از این ماجرا بود که بیانیه خانواده مرحوم‌ اسلامی ندوشن صادر و در آن تاکید شد گرچه دکتر اسلامی در ندوشن دنیا آمد، کودکی خود را در یزد گذراند اما بیشترین فعالیت، رشد؛ زندگی و ازدواج وی در تهران بوده است و وصیت هم کرده تا در نیشابور خاکسپاری شود. گرچه از لحن خانواده وی تمایل به گریز از یزد نیز کاملا مشهود بود.
گرچه ذکر این خاطره به نقل از فرماندار وقت نیشابور در سال ۷۹ برای تاکید بر صحت وصیت نامه مرحوم اسلامی ندوشن بود اما علاقه شدید یزدی ها به مفاخر خود قابل تحسین است. ابراز ارادت و تمایل یزدی ها به آرام گیری پیکر اسلامی ندوشن در این دیار نشانه علاقه و تعظیم و بزرگداشت فرزند دیار یزد توسط یزدی هاست. چنین ابراز احساساتی لایق برخی نامهربانی به یزدی ها در جریان مراسم تشییع و بدرقه در یزد و برخوردهای غیرفرهنگی و کودکانه ی برخی با یزدی ها نیست. برخوردهایی که ظن کینه با یزد و یزدی ها را به ذهن متبادر می کند.

دیدگاهتان را بنویسید