جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 6523

خاموشی منتقدان خودی به نفع کیست ؟

سیدرضا هاشمی زاده*

صدو دو فقره حکم شدید و غلاظ برای دو تن از چهره های فعال سیاسی و فرهنگی داخلی، غلامحسین کرباسچی و صادق زیباکلام در روزهای اخیر توسط قوه قضاییه شگفتی های بسیاری را در پی داشت.

هردو چهره از افرادی اند که دامنه فعالیت و رفتارسیاسی و جایگاه و موقعیت مواضعشان روشن و زلال است و به چند دهه گذشته برمی گردد. آنان هیچ گاه از کشور خارج نشدند، در جوار اپوزیسیون نشان دارعلیه نظام قرار نگرفتند. مسوولیت و سمت فرهنگی و اجرایی داشتند و خط و مشی سیاسی شان پنهان و در اختفا نیست.

زیبا کلام بارها در مجامع علمی و رسانه ای و دانشگاهی سخنرانی کرده و انتقادات و سخنان وی هیچگاه اصل نظام را نشانه نرفته است. بسیاری از کارشناسان اجتماعی و روان شناسان جمعی بر این عقیده اند که انباشت و تلنباری عقده ها، ناگفته ها، فروخورده ها، تحمل شده ها، ناخشنودی ها و …درجامعه اگر حل نشده و بی نوازش باقی  بماند، ناگاه سرمی گشاید و فوران هیجانات ناشی از آن ممکن است خسارت ها و زیان های هنگفتی به بار آورد. اگر حال و وضع جامعه، چنان بدن آدمی  مشابهت سازی شود بی توجهی و کم اعتنایی به علائم و نشانگان درد و بیماری و نیافتن راه علاج و مداوا و مراجعه ننمودن به طبیب حاذق منجر به ناگواری ها و امراض گاه صعبی خواهد شد که بعضا حیات اجتماعی را به خطر و مهلکه گریزناپذیری خواهد انداخت.

زیباکلام  و منتقدان مثل او تعلق خاطر بسیاری به نظام، ارزش های آن، کشورشان و تمام دارایی ها و ارزندگی های داخلی آن دارند، در همین نظام و انقلاب بالیده و رشد یافته اند، با مردم و مسوولان احساس همگنی و همدلی دارند، خود را در دامن دیگرانی آن سوی مرزها درنیفکنده اند و سالهاست با تلخی و شیرینی، اوج و فرودهای کشورشان همقدم و همپو بوده اند. اگر اکنون سخنی و قلمی و گفته ای و نقدی و نقضی دارند نه از روی غرض و مرض است و نه آب ریختن به آسیاب دشمن و بازی درتیم رقیبان این آب و خاک و نه سینه زدن زیر بیرق دشمنان قسم خورده ایران عزیز، بلکه ازسر سوز دل و درد جان و زخم روح است که نمی توانند در مواجهه با ناراستی ها و کژی ها و کاستی ها، نقص ها و کم گذاری ها، حق خوری ها و بازیگری های عده ای ساکت و صم بکم و زبان بسته برکنجی نشینند و دنباله کار خویش گیرند.

از قدیم گفته اند سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند، اما وظیفه و تعهد اخلاقی،  اجتماعی و انسانی هرکس که در درون رگهای وجدانش عشق به ایران و تعهد به این مرز و بوم و دین و دیانت جاری است مگر جز این است که دردها را فریاد دهد، ضعفهارا بیان کند، ناروایی ها را بنویسد و بگوید. مسائل و مصائب کشور را گوشزد کند و هشدار و انذار آورد تا احوال مغفول و در سایه مانده مردمان کشورش، پیش چشم اصحاب قدرت و دولت عیان و آشکارگردد؟ در گوشه ای خفتن و سردرخویش فرو بردن و ننگریستن به پیرامون برای اهل اندیشه و صاحبان قلم و کلام و ننوشتن و نگفتن بیش از همه ضررش به حال جامعه خواهد بود.

جامعه ای که نتواند خویش را در آیینه گرداگرد خود به نظاره بنشیند، حواسش به سمت های دورتر خواهد رفت و آنگاه، ذهن و خاطرش به تصرف و تسخیر کسانی خواهد افتاد که دزدکی سر از دیوارها و باروها بالا آورده اند و بازی سازان نمایشی اند که غیرخودی ها و بیگانگان آن سوی آب ها ترتیب داده اند.

امام صادق (ع) فرموده اند که «احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی »، محبوب ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب های مرا به عنوان هدیه باز گوید. وقتی امام معصوم از بازگویی عیب ها با تعبیر «هدیه برادران مومن» یاد می کند، تلاش عده ای برای به زاویه کشاندن منتقدان و یادآوران خودی جدا از محروم کردن خویش و جامعه و دولتمردان و حاکمان از هدیه برادرانشان، واگذاری میدان به رسانه ها، تحلیلگران و کسان دیگری است که در دوردست ها نشسته اند و در صداقت و راستکاریشان تردیدهاست. میداندار کردن عناصر رسانه ای و سیاسی که الزامات نقدها و مناسبات جامعه خودی مارا نمی شناسند، رعایت نمی کنند و با تندی و خشونت و بی پردگی سخن می گویند وتازیانه کلام فرود می آورند در حقیقت افزودن مخاطب معترض به آنهاست که عمیات های روانی را سامان می دهند و یک کلاغ را چهل کلاغ خواهند کرد.

آنانی که براین گمانند با خاموشی امثال زیباکلام ها همه چیز آرام شده و بقیه منتقدان هم حساب کار دستشان خواهند آمد جهان رسانه ای و پسا و بی امروز را نمی شناسند. اگر روزگاری ماهواره ها و شبکه های آن تنها مراجع خبری و منابع اطلاعاتی مردم بودند، در این روزگار هزاران پایگاه و جایگاه درحال تولید و نشرخبر و اطلاعات به درستی و یا نادرستی اند، خاموشی منتقدان و صداهای راستین داخلی، آتش باری آن معابر خبری و اطلاعاتی را دو چندان خواهد کرد. ضمن اینکه دیگر پای ملاحظه و مراعاتی هم درمیان نیست. جهان فناورانه اطلاعاتی کنونی، چنان شاهراه های ارتباطی فراراه فرد فرد آدمیان گشاده که به کسر عشری از ثانیه محرمانه ترین اطلاعات از دیوارها، جدارها و حصارها موج زنان و بال زنان درهوای استنشاقی اطلاع جویی مردم منتشر می شود.

حسن زیباکلام ها آن است که در نشریات داخلی و رسانه های خودی، مجامع بومی و…لب به انتقاد و گلاه می گشایند و هدف خیرشان برکسی پوشیده نیست چنانکه در همین فقره محکومیت وی، نیروهای بسیاری از چهره های اصولگرایی از چنین احکامی انتقاد کردند و آن را رایی وارد و بصلاح جامعه و کشور ندانستند. در شرایط کنونی و نارضایتی های پیدا و آشکاری که درسطح کشور مشهود است و حتی وزرا و وکلا و مسوولان به آن اذعان می کنند و رهبری انقلاب نیز در چند سخنرانی اخیرخویش به آن اشاره های صریح داشته اند، روا نیست برخی با اهرم احکام قضایی درپی این مطلوب به ظاهر آراسته باشند که مردان صادقی چون زیباکلام را به خیال خود به کنجی بکشانند و در رخوت سکوت و خاموشی بخزانند.

به یقین سکوت امثال زیباکلام ها به معنای آرامش، رضایت و خشنودی جامعه ایرانی نیست بلکه ناامیدی، یاس و بغض بیشتری را به درون رگه های اجتماعی تزریق خواهد کرد و گوش های فزونتری را به بلندگوهای پشت بام های همسایه خواهد سپرد. باورکنید دوران تک صدایی درجهان متکثر امروزی پایان یافته است. بگذارید دردهای جامعه ایران باهمان رنگ و طعم و جنس داخلی بازتابنده شود نه آنکه در تنورحریفان پخته و تزیین آید.

*مدرس دانشگاه

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *