بیابان یزد، زندگی شهری را دوست دارد

موقعیت جغرافیایی استان یزد و قرارگیری در فلات مرکزی ایران با اقلیم خشک و بیابانی، باعث ایجاد محدودیت‌های فراوانی شده است. شرایط طبیعی خاص این سرزمین از جمله محدودیت منابع آب، به زایش جامعه‌ای منجر گردیده است که با جذب فعالیت‌های صنعتی و خدماتی و توانایی اندک در فعالیت کشاورزی، نشان می‌دهد محیط بیابان، یک طبیعتِ شهر دوست است.

الگوی زیست در این قلمروی جغرافیایی طی دهه‌های گذشته مبین این است که استان یزد ضریب شهرنشینی بالاتری نسبت به متوسط کشور داشته و طی ۳ دهه گذشته رشد جمعیت شهری بیشتری را تجربه نموده است. آمار نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۰ میزان شهرنشینی در کشور ۷۶ درصد بوده، ولی در استان یزد ۸۶٫۵ درصد مردم در شهرها ساکن بوده‌اند. این میزان در استان ما در سال ۱۳۵۵، ۶۱٫۱ درصد و در سال ۱۳۹۵، ۸۵٫۳ درصد به ثبت رسیده است. با توجه به محدودیت‌های طبیعی و سابقه دیرینه یزد در بخش صنعت و خدمات و به خصوص در امر تجارت، همیشه ساکنان منطقه یزد گرایش به زندگی شهری داشته‌اند.

شوربختانه ضریب شهرنشینی در استان یزد همیشه همگام با ضریب منفی روستانشینی بوده و شهرهای استان به ویژه شهر یزد به عنوان مرکز استان، با داشتن جاذبه‌های متنوع از جمله فراهم ساختن فرصت‌های شغلی نسبتاً پایدار توانسته‌اند در روندی تدریجی به جذب جمعیت روستاهای دور و نزدیک خود بپردازند. یکی از نتایجی که از فرایند شهرنشینی شتابان استان حاصل شده است تخلیه تعداد زیادی از آبادی‌های استان از سکنه و متعاقب آن بلااستفاده ماندن بخش بزرگی از تأسیسات و امکانات زیربنایی در مناطق روستایی می‌باشد.

خاطر نشان می‌شود طی دهه‌های اخیر، تبدیل تعدادی از نقاط روستایی به شهر و یا ادغام آنها با شهرهای مجاورشان نقش پررنگی در روند افزایش شهرنشینی و بالا رفتن نسبت جمعیت شهرنشین استان داشته است. بفروییه، مجومرد، بخ و خرانق از نمونه مراکز سکونتی هستند که در چند سال گذشته برچسب روستا را از خود برداشته و عنوان شهر را یدک می‌کشند.

در بطن تحولات جمعیتی استان می‌توان شهرها و روستاها را همانند دو کفه ترازویی فرض کرد که سبک و یا سنگین شدن یکی باعث بالا یا پایین رفتن دیگری شده است. در یک سو شاهد هستیم که تعداد شهرهای استان یزد به تدریج افزایش داشته بطوری که در سال ۱۳۵۵،تعداد ۹ مکان با نام شهر در استان یزد شناخته می‌شدند و هم اکنون ۲۴ نقطه با عنوان شهر در سطح استان وجود دارد. از سوی دیگر مشاهده می گردد که با وقوع تحولات گسترده، از شمار روستاهای دارای سکنه کاسته شده و به تعداد روستاهای خالی از سکنه افزوده می‌شود. چنانکه در حال حاضر از مجموع ۳۹۵۵ آبادی استان ۲۸۲۸ نقطه خالی از سکنه بوده و تنها ۲۸ درصد آبادی‌های استان دارای سکنه هستند. علت اصلی تخلیه و نابودی این آبادیها را می‌توان مشکل خشکسالی‌های متعدد، عدم اشتغال و بیکاری جوانان و در نتیجه مهاجرت آنان به شهرها دانست. سالخوردگانی هم که در این مکانهای رو به زوال باقی می‌مانند توان چندانی برای مبارزه با مشکلات و دشواریها نداشته و به همین دلیل هر ساله بیش از پیش آبادیها خشک و رها می‌گردند. عدم توجه به تجارب پیشینیان برای احیا و نگهداری از این مکان‌های زیست کویری باعث می‌گردد تا پیکره ضعیف آنها روز به روز ضعیف‌تر شده تا سرانجام حیات آنها به سرآید. این آبادیها و واحه‌ها که در صورت ادامه حیات می‌توانند به عنوان کانون‌های مقاوم در برابر بیابان زایی عمل کنند ناخواسته تسلیم بیابان می‌گردند و با خالی شدن آنها کویر و بیابان پیشروی می‌کند.

از سوی دیگر به دلایلی توجیه ناپذیر، بعضی روستاهای استان ماهیت شهری به خود می گیرند. نمونه روشن این جریان تبدیل شدن روستاهایی مانند خرانق (با تنها ۴۷۰ نفر جمعیت) و بخ (با جمعیت ۷۰۴ نفر) به نقطه شهری است. پیامد این تغییر ماهیت، تغییر کاربری و در نهایت ظهور سطوح سخت مصنوعی می‌باشد. در ثانی همیشه شهرهای بزرگ در روند گسترش تدریجی خود روستاهای اطراف را در خود ادغام می کنند و به وسعت و جمعیت خود می افزایند.

شهر یزد به عنوان مرکز شهرستان و استان با داشتن ۶۰۲۹۲۸ نفر جمعیت (۵۴ درصد جمعیت شهری استان) بزرگترین شهر استان به شمار می‌آید. این شهر با داشتن فرصت‌های شغلی متعدد و مراکز معتبر دانشگاهی، آموزشی، صنعتی و دیگر خدمات توانسته است بیشترین جمعیت را در خود متمرکز سازد. شهرهای میبد، اردکان و حمیدیا نیز به ترتیب با ۹۶۲۲۰ و ۸۶۶۸۱ و ۷۲۷۷۶ نفر جمعیت بعد از شهر یزد در رتبه‌های دوم تا چهارم قرار دارند. در سال‌های اخیر شهر حمیدیا با هویت رحمت آبادی خود به عنوان نقطه سکونتگاهی چسبیده به شهر یزد توانسته است با احداث مجتمع های مسکونی بزرگ بخش قابل توجهی از سرریز جمعیتی شهر یزد و مهاجران شهری و روستایی را در خود جای دهد و به عنوان یکی از مراکز شهری مهم در نظام سکونتگاهی استان قلمداد شود.

وجود محدودیت‌های طبیعی و مشکلات اقتصادی و کم توجهی به نقاط زیستی کوچک در جای جای استان باعث ایجاد عدم تعادل‌هایی در ساختار سکونتگاهی و نظام شهری استان گردیده است. جمعیت‌ها کم‌کم انگیزه زیست خود را در روستاها و شهرهای خرد از دست می‌دهند و به امید روزهای بهتر راهی شهرهای بزرگتر به خصوص یزد می‌شوند و به متمرکز شدن جمعیت و امکانات در پهنه یزد- اردکان دامن می‌زنند. این تمرکز بی رویه، خود باعث مشکلاتی در شهرهای مقصد از جمله شکل گیری سکونتگاه‌های غیر رسمی و بروز آسیب‌های اجتماعی می‌شود. برآیند کلی این مهاجرت‌ها و شهرنشینی گسترده، ناپایداری اکولوژیکی خواهد شد که دود حاصل از آن چشمان سرزمین و ساکنانش را آزار خواهد داد. برای برون رفت از این مشکلات و آسیب‌های آن، بازنگری در سیاست‌های دولتی، پایبندی به سند آمایش استان و توجه بیشتر به سکونتگاه‌های کوچک ضروری است.

دیدگاهتان را بنویسید