جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 6244

اضمحلال سرمایه اجتماعی/ سیدرضاهاشمی زاده

آیت الله محقق داماد از روحانیون علمی کشورو استاد دانشگاه در همایش سلامت روان و رسانه با موضوع خشونت از ملت ایران به عنوان یک روحانی عذرخواهی کرده است که نتوانسته اخلاق اسلامی را درجامعه ارتقا بخشد. در سالیان اخیر بحث افول اخلاقی جامعه درجنبه های فردی و اجتماعی از مقوله های مهمی بوده که نقل محافل و مجالس عام و خاص شده است. برای نزول آن در جامعه مصادیق و نمونه های فراوانی می توان سراغ کرد. تاملی بر هزاران پرونده مطروحه در محاکم قضایی، بدگمانی و ظن و شک مفرط افراد جامعه به یکدیگر، وضعیت نابسامان خانواده، آمار بالای چک های برگشتی، افت اعتماد و مهرو ایثار، فرار از مسوولیت های فردی و جایگاهی، گرایش به ظاهر و بدن گرایی و…نشان می دهد جامعه ایرانی روز به روز از کمبود اکسیژن اخلاق در رنج بیشتری افتاده است.

جامعه ای که در آن دور زدن قانون، زیرپاگذاشتن قواعد و مبانی و یافتن راه های میان بر فضلیت تلقی شود. هرچند سیمای بیرونی زیبایی هم از خود بروز دهد در درون فروریخته و ازهم گسیخته است. مثل بیماری که از مرضی سخت و مهلک رنجورشده اما سر و صورت را با لوازم آرایشی می آراید. جامعه اخلاق زدوده به تظاهر، ریا، فریبکاری، خودنمایی، کم گذاری، مسولیت گریزی، دروغ محوری، غلو و اغراق و … عادت می کند و به تدریج درمناسبات، ارتباطات و تعاملات خرد و کلان چنین ناپسندی های مشئوم و زشت اصل برتر و فائق شمرده و ارزش ها و محاسن معیاری که ممیزه جامعه اخلاقمدار است به کناری گذاشته می شود. دلسوزان رک گو و متعهد، مستقل و راست گفتار جایشان را به بندبازان بازیگر دورو و هزارچهره و معامله گر می دهند که پشت و روهای رنگارنگی دارند و آفتاب پرستانه خود را در هروضعیت و شرایطی نگاه خواهند داشت. مردم چنین جامعه ای نیز به تاسی از اولیا و متولیان و رهبران فکری جامعه، با الگو و مصداق قراردادن این رویه ها و روحیه ها، مشی و روش خود را بر همین مدار و محور تنظیم و تحکیم خواهند کرد. اکنون جای این پرسش است که چه شده که برخی بزرگان، صاحب نظران و اهل فکر جامعه ایرانی را در خطر اضمحلال اخلاق و یا تغییر فضلیت ها و ارزش های اخلاقی می دانند و می بینند؟ آیا درجامعه ایرانی کنونی، کسب سود و سرمایه و یک شبه پول دار شدن و گرایش به مادیات و دست یافتن به رفاه و تجمل از کوتاه ترین مسیر یک طلب قلبی و خواست درونی بسیاری و شاید اغلب افراد نیست؟ آیا می توان بدون واهمه و نگرانی از دیگری در هرشغل و پست و سمت و جایگاهی به او اعتماد کرد؟ آیا بازار، تجارت، صنعت، دانشگاه و… از ماتی و کدری محسوسی معذب نیست؟ در چنین شرایطی اعتماد و انسجام و یکپارچگی اجتماعی که از پایه های دوام بخش جامعه به شمارمی آید و برای تدوام حیات جمعی مردمان یک کشور ارزشمند، موثر و بند زن از هم خواهد گسست و سازه های اجتماعی بنا شده بر آن نیز خواهد لرزید. در جامعه ای که اخلاق اجتماعی صدمه دیده باشد مردم از احساس ناامنی و نبود امنیت فردی و جمعی در هراسی همیشه اند و شادی و نشاط جای خود را به یاس، سرخوردگی، دلزدگی، خمودگی و …خواهد داد. اینکه هر ایرانی که برای فعالیت روزانه ای به سراغ سازمان یا نهاد یا اداره ای می رود در ابتدا به دنبال دوستی، آشنایی، رفیقی و رابطی می گردد.

 نماینده بی اعتمادی به بافت و ساخت نهادی است که نسوج آن ژله ای و انعطافی است و می شود با کلیدهایی درهای بسته را بازکرد و یا زودتر به مراد مطلوب رسید. وقتی اخبار و گزارش های مداومی از رسانه ها درباره «خوردو برد» این و آن انتشار می یابد که عقوبت و مکافاتی هم نمی بیند و ساز وکاری برای شفاف سازی و توضیح و توجیه متن و حاشیه های چنین اطلاعاتی هم اصولا وجود ندارد کم کم اخلاق اجتماعی رنگ می بازد، ضربه می خورد، ایثار و همدلی و محبت و عشق و مهربانی به دلخوری، خودرایی، نفع گرایی، خویش مرکزپنداری، جیب خویش نگری و سود پرستی تغییر ماهیت می دهد و جلوه های نمایشی بر همه چیز و همه جا حتی دینداری سایه می اندازد. راه درمان و علاج اخلاق زدودگی از جامعه ای که قرار بود معیارها و مکیال های دینی و مذهبی برآن حاکم و سیطره انداز باشد نه به گفته و نقل و زور و دستور و فرمان است که کاراترین راه عمل و فعل و از خود شروع کردن است درست مثل فرمانده نظامی که در هنگامه نبرد و رویارویی با دشمن، به جای آنکه خود را در جانپناهی محکم و به دور از تیررس دشمن پنهان کند، مردانه بر بالای خاکریزی بایستد و نیروهای زمین گیرشده را به حمله و یورش به دشمن بخواند؟ مردان سیاست و قضا، اقتصاد و تجارت و….و سران و دست اندرکاران هم نمی توانند بی آنکه خود پایبند به اخلاق و ارزش های متصف به آن باشند از مردمان جامعه متوقع رعایت و اجرای اخلاق جمعی باشند.

جامعه اخلاق زدوده دیر یا زود مثل خانه موریانه زده آوار خواهد شد چون ستون های نگهدار خود که در راس آن سرمایه اجتماعی است از دست داده و در برابر تلاطم ها دوام نخواهد آورد. آیا کسی یا کسانی عالم عامل برای روشن نگهداشتن روشنایی چراغ اخلاق اجتماعی همتی خواهند کرد، پاسخ را عمل ها خواهد داد نه گفته ها و نقل ها.

*مدرس دانشگاه

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *