جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 5812

آرزوی بینا شدن ندارم ، اما نمی خواهم بیکار باشم

مرجان دهستانی / خدیجه شیرانی، کارمند بانک کشاورزی است او دارای معلولیت از دوچشم به صورت مادر زاد می باشد. وی که اصالتا زاهدانی است اما شهر یزد را به دلیل رسیدگی خوب سازمان بهزیستی انتخاب کرده؛ در خانواده ای 9 نفره متولد شده که 4 فرزند آنها نابینا می باشند، 2 فرزند از 4 فرزند نابینا همچنین دارای معلولیت ذهنی هستند.

خدیجه شیرانی چندسالی است که به همراه خواهرش در یک خانه مستقل در یزد ساکن شده است.. وی از 20 سالگی شروع به تحصیل کرده و خواهرش از 25 سالگی علم آموزی را آغاز کرده است. این دو خواهر تحصیلات ابتدایی را در طول 3 سال، راهنمایی را در طول یک سال و دبیرستان را مثل تمام دانش آموزان در طول 4 سال تمام کرده است. وی فارغ التحصیل رشته حقوق در مقطع کارشناسی می باشد خواهر خدیجه شیرانی نیز فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی در مقطع لیسانس می باشد و خانه دار است.

اندکی از زندگی خانوادکی تان بگویید؟

پدرم کارمند بانک کشاورزی بوده و مادرم خانه دار است. کودکی و نوجوانی ام در استان سیستان و بلوچستان گذشت، به علت اینکه از ابتدا به صورت مادرزاد نابینا بودم زندگی برایم سخت بود اما همیشه در خانه پدر، مادر و اطرافیانم یک محیط شلوغ و پر جنب و جوش را برایم درست می کردند و وقتی بقیه بچه ها به مدرسه می رفتند و چیزی یاد می گرفتند، من علاقه داشتم از آنها درس ها را یاد بگیرم. ولی در کل، خانواده بسیاری از خلاء هایم را پر می کردند. تا 15 سالگی نیز از خط بریل چیزی نمی دانستم و همیشه علاقه ام این بود که با آدم هایی دوست شوم که علم بیشتری دارند تا از آنها چیزی یاد بگیرم.

سرگرمی زندگی شما چیست؟

دوستان زیادی که دارم سرگرمی زندگی ام هستند. گوش دادن به موسیقی، کتاب خواندن و تلویزیون دیدن البته به شیوه یک انسان نابینا برایم جالب و سرگرم کننده است. من به صورت شرکتی در بانک کشاورزی کار می کنم و این هم که روی پای خودم ایستاده ام برایم لذت بخش است. در دنیای اینترنت و موبایل و کامپیوتر نیز تبحر دارم و این ها همه سرگرمیهای من می باشد.

بزرگترین آرزویتان در زندگی چیست؟

بزرگترین آرزویم در زندگی این است که سربار کسی نباشم آرزوی بینا شدن را ندارم. دوست دارم کارم را حفظ کنم و موفق باشم. بزرگترین دغدغه من بیکاری خواهرم است و امیدوارم او نیز روزی شغل پیدا کند. دوست دارم ادامه تحصیل دهم و حداقل فوق لیسانس بگیرم و بیشتر به علم آموزی بپردازم. الان که 40 سال از عمرم گذشته خیلی از دغدغه ها را ندارم و به خود می گویم همانطور که این 40 سال گذشت بقیه آن نیز می گذرد اما دوست دارم به تواناییهای بالایی دست پیدا کنم.

چه انتظاری از مسئولان دارید؟

از مسئولان انتظار دارم بیشتر به وضعیت معلولان توجه کنند و اگر صدا و سیما به ما بیشتر توجه می کرد و برنامه های مختلفی در زمینه معلولان می ساخت جامعه نیز نسبت به ما دید بهتری داشت.

حرف پایانی؟

در نا امیدی بسی امید استپایان شب سیه سپید است

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *